
تبليغ ليست مربوط به آقاي هاشمي رفسنجاني براي انتخابات مجلس خبرگان در شبكه بيبيسي و راديو فردا و خط خبري اين دو رسانه و ديگر رسانههاي مرتبط با بيگانگان و جريانهاي ضدانقلابي حامي فتنه سبز در حمايت از تحركات انتخاباتي ائتلاف اصلاحطلبان و دولت و در عين تأكيد بر جلوگيري از رأيآوري چهرههاي شاخص ولايتمدار و انقلابي در اين دو مجلس، نشانگر تغيير استراتژي غرب در نحوه برخورد با محيط داخلي ايران است، چراكه با توجه به روحيه استكبارستيزي قاطبه مردم ايران و تجربه تلخي كه مردم ايران از دخالتهاي گذشته دولتهاي استكباري در امور داخلي ايران دارند، به طور معمول آنها نميبايست اينگونه آشكارا به حمايت از جريان اصلاحطلب و حامي دولت در آستانه دو انتخابات مهم مجلس شوراي اسلامي و خبرگان رهبري ورود پيدا كنند و ميبايست همچون گذشته در عين ادعاي بيطرفي از كنايه و استعاره در حمايت از اين جريان بهره ميگرفتند. چرايي اين تغيير راهبرد را در چند گزاره ميتوان مورد بررسي قرار داد.
1 ـ نظام سلطه تاكنون تمامي روشهاي ممكن را براي مقابله و مهار حركت انقلاب اسلامي ايران تجربه كرده و به رغم هزينههاي زياد انساني و مادي كه بر مردم ايران تحميل كرده است، از اقدامات خود طرفي نبسته و ايران اسلامي توانسته است در برابر تمامي اين سناريوها (توطئههاي امنيتي،تحميل جنگ، تحريمهاي فلجكننده اقتصادي و كودتاهاي رنگين و ...) ثبات و استقلال سياسي خود را حفظ كرده و حركت انقلابي خود را همچون روزهاي آغازين با ثبات بر اصول و آرمانها ادامه دهد.
2 ـ برآوردهاي غرب از نتيجه انتخابات 92 و ذهنيت ناشي از مواضع برخي مسئولان در روند مذاكرات هستهاي، اين تصور را در سلطهگران ايجاد كرده بود كه ورود ايران در عرصه مذاكرات هستهاي ناشي از ضعف بوده، لذا آنها توانستند در اين روند به مرور مطالبات خود را افزايش دهند، به طور مثال وقتي آلمانيها مواضع حقيرانه ايران در استمداد از فرانسويها براي كمك به اشتغال و رفع بيكاري در ايران را ميبينند، براي بازگشت كمپانيهاي آلماني به عرصه اقتصاد ايران، شرط شناسايي رژيم صهيونيستي و تغيير راهبرد ايران در مواجهه با اين رژيم را مطرح ميكنند و اين در حالي است كه به دليل محرمانه ماندن مفاد قراردادهاي منعقده با فرانسويها، معلوم نيست كه چه تعهداتي در اين مسير داده شده است.
3 ـ مانعتراشي امريكاييها در مسير اجرايي شدن توافقات مذكور كه مورد تأكيد اغلب شركتها و دولتهاي اروپايي قرار گرفته است، در كنار مداخله آشكار در مسير انتخابات و حمايت از ليستهاي خاص نشان دهنده اين است كه غرب صحنه بازي را عوض و عملاً استراتژي شرطيسازي برجام با نتيجه انتخابات را آشكار كرده است. اما تلختر از آن اين است كه در عرصه داخلي جريانهاي اصلاحطلب و حامي دولت نيز در تبليغات داخلي انتخابات،حل مشكلات اقتصادي و معيشتي مردم را منوط به رأي به اين ليستها كردهاند.
4 ـ تحركات اخير برخي دولتمردان و رسانههاي زرد در «بزك»سازي غرب و «منجينمايي» دولتهاي غربي براي حل مشكلات اقتصادي به جاي توجه به ظرفيتهاي دروني كه از ماهها قبل آغاز شده در همين راستا قابل درك است و جالب اين است كه بعد از اين حركتهاي مداخلهجويانه رسانههاي وابسته به سازمانهاي جاسوسي انگليس و امريكا در انتخابات ايران تاكنون هيچ واكنشي از سوي وزارت خارجه، سخنگوي دولت و ... صورت نگرفته است.
5 ـ گزارههاي فوق اهميت انتخابات آينده مجلس شوراي اسلامي و خبرگان رهبري را بيش از پيش آشكار ميكند. شكلگيري مجلسي غربگرا و يا خبرگاني كه تصميمي در مغايرت با حركت انقلاب اتخاذ كنند، در كنار عملكرد و مواضع منفعلانه برخي مسئولان اجرايي در برابر غرب كه وادادگي آنها حداقل در ماههاي اخير عاملي مهم در تحقق نيافتن اقتصاد مقاومتي بوده است، ميتواند تصويري از نظام مطلوب غرب در آينده را ايجاد كند، نظامي كه شايد شكل ظاهري آن به نام جمهوري اسلامي حفظ شده باشد، اما با ماهيت حقيقي، اصول و آرمانها و ... فاصله گرفته باشد و به همين دليل است كه برخلاف گذشته غرب نسبت به انتخابات آينده اميدوارتر شده و به تعبيري «رو» بازي ميكند.
6 ـ شرايط فوق مسئوليت نيروهاي مؤمن به انقلاب اسلامي را بسيار سنگينتر كرده است. عرصه انتخابات نشان دهنده اين است كه مسئله رقابت فراتر از رقابت درون خيمه انقلاب است، لذا در اين شرايط ديگر مجالي براي رقابتهاي درون بخشي باقي نميماند و در حالي كه دشمنان تمام ظرفيت خود را براي مصادره انقلاب از اين مسير بسيج كردهاند و شب و روز نميشناسند، نيروهاي مؤمن به انقلاب نيز بايد با تمام ظرفيت وارد صحنه شوند و البته ظرفيتهاي دروني بيانگر اين است كه شكست اين استراتژي دشمن نيز همچون گذشته دور از انتظار نيست.