یک اتفاق نظر رسانهای، هلوکاست هستهای را امري تحقق ناپذیر میداند.
آیا باید دلواپس باشیم؟
اسناد نظامی که بهطور عمومی در دسترس است ثابت میکند جنگ هستهای همچنان در مرکز توجه پنتاگون است.
وانگهي در مقایسه با دهه 1950 سلاحهای هستهای امروز بسیار پیشرفتهتر شدهاند. سیستمهای انتقال بسیار دقیقتر است. علاوه بر کشورهایی مانند چین و روسیه، کشورهایی مانند ایران، سوریه و کره شمالی نیز بهعنوان اولین اهداف حمله بازدارنده هستهای هدف قرار گرفتهاند.
اجازه بدهید دچار توهم نباشیم. برنامه پنتاگون برای انهدام بخشی از زمین با استفاده از سلاحهای هستهای هنوز در کتابها موجود است.
جنگ تجارت پرسودي است، این تجارت توسط پیمانکاران دفاعی (مثل لاکهید مارتین، نورثروپ گرومان، بوئینگ، بریتیش آئرواسپیس و دیگران) رهبری میشود، تیم اوباما طرح 30 میلیارد دلاری برای دوره سیساله، جهت توسعه نسل جدیدی از سلاحها و بمب افکنها و زیردریاییهای و موشکهای بالستیک قارهپیما، عمدتاً مختص کشورهایی چین و روسیه پیشنهاد داده است.
رقابت جدید تسلیحاتی در حال ظهور است. روسیه هم در واکنش به تهدیدهای امریکا اقدام به مدرن نمودن زرادخانههای هستهای خود كرده است.
جنون سیاسی
نامزد انتخابات ریاست جمهوری، هیلاری کلینتون بیرودربایستی بر استفاده از سلاحهای هستهای تأكيد کرد. او باور دارد که سلاحهای هستهای ابزار ایجاد صلحاند. مجموعه سیاسی نظامی ايالات متحده که سلاحهای کشتار جمعی را تولید میکنند از فعالیتهای انتخاباتی او حمایت مالی میكنند.
در این اثنا، دانشمندانی که با پنتاگون قرارداد دارند بر استفاده از سلاحهای هستهای تاکتیکی که گفته میشود چون در زیر زمین منفجر میشود برای جمعیت شهری پیرامون بی ضرر است، صحه گذاشتهاند. بمبهای تاکتیکی در حقیقت سلاحهای گرماهستهای هستند که توانایی انفجاری در حدود یکسوم تا شش برابر بمب هیروشیما را دارند. آنها توسط سنای آمریکا برای استفاده در میدان جنگ مجاز شناخته شدهاند و استفاده از آنها نیازی به تأیید فرمانده کل قوا ندارد.
اشخاصی که در بالاترین سطح دولت راجع به استفاده از سلاحهای هستهای تصمیم میگیرند تصویر مبهمی درباره تبعات ضمنی تصمیماتشان ندارند.
جنگ سرد در مقابل دکترین جنگ سرد هستهای
یک سند طبقهبندیشده پنتاگون که اخیراً منتشر شده است (مربوط به سال 1959) تأیید میکند در طول جنگ سرد 1200 شهر از شرق اروپا تا خاور دور برای تخرب سیستماتیک هدفگیری شده بود.
بر اساس طرح 1956 بمبهای اچ ميبايست برای مقابله با اهداف مهم نیروی هوایی
در اتحاد جماهیر شوروی، چین و اروپای شرقی مورد استفاده قرار میگرفت.
شهرهای اصلی در بلوک شوروی، نظير برلین شرقی اهمیت بالایی در تخریب سیستماتیک با بمباران اتمی داشتند. (فهرست 1200 شهر بلوک شوروی نشانهگذاریشده در حمله هستهای جنگ سرد آمریکا از شرق آلمان تا چین در کتاب شماره 538 آرشیو الکترونیکی امنیت ملی منتشره به تاریخ دسامبر 2015 موجود است.)
فهرست امروزي شهرهای هدفگرفتهشده
این سیاست هدف گرفتن شهرها با بمب هستهای هنوز هم در مرکز توجه پنتاگون است. تا کنون فهرست شهرهای هدفگرفتهشده در زمره اسناد طبقهبندیشده باقي مانده است، شهرهایی در روسیه، چین، خاورمیانه، کره شمالی در شمار اهداف هستند. يك گزارش رسانهای اعلام میکند منابع پنتاگون (4 ژوئن 2015) تأیید کردند که:
پنتاگون با جدیت استفاده از موشکهای هستهای بر علیه اهداف نظامی داخل روسیه را مد نظر قرار داده بود. سه گزينه مد نظر پنتاگون قرار گرفته بود: قرار دادن ضدموشکهای دفاعی در خاک اروپا که موشکهای خارج از جو را هدف قرار میداد، نیروی واكنشي که برای حملات پیشدستانه غیراتمی به اهداف نظامی روسیه وارد عمل میشد، و آخرین گزینه امکانات بالقوه حمله تلافیجویانه که شامل آرایش پیشدستانه موشکهای هستهای بر علیه اهداف داخل روسیه میشد.
خبرگزاری آسوشیتد پرس بیان کرد: انتخابها تا اینجا به یک گزینه تلویحی ــ بهصراحت بیاننشده ــ رسید که توانایی سلاحهای هستهای در از بین بردن اهداف نظامی بر قلمرو روسیه بهبود یابد.
رابرت شر، یکی از اعضای مشاوران تدبیر هستهای کارتر در ماه آوریل به کنگره گفت آرایش ارزیابیهای پدافندي بدین معناست که ما میتوانیم دست بهکار شویم و یک حمله واقعی به موشکهایی که در روسیه مستقر است ترتیب دهیم. بر اساس گزارش رسمی پنتاگون، این گزینه آرایش موشکهای کروز زمین به هوا در اروپا را در پی خواهد داشت.
جنایتکاری و بیفکری سیاست خارجی واشنگتن و همپیمانانش در ناتو بهتآور است. یک حمله پیشدستانه هستهای علیه نیروهای روسیه که بسیاری از آنها نزدیک مناطق پرجمعیتاند میتواند منجر به از دست رفتن میلیونها زندگی در چند ثانیه و آغاز جنگ هستهای گردد که زندگی بشر را نابود کند.
حتی با فرض اینکه تهدیدهای رسمی روسیه توسط آمریکا خروجی واقعی نداشته باشد، بههرحال، آنها در تلاشاند که مسکو را مرعوب كنند و منطقی است که برای این جور تهديدها هدفهای شرارتباری وجود داشته باشد. (منبع: سوشیالیست ورد، 5 ژوئن 2015 مقاله: «دیوانگی نظامی: تمرکز مقامات آمریکایی به حملات هستهای در برابر روسیه»، نوشته نیلز ویلیامسون)
آزمایشهای هستهای در سراسر جهان
نقشه روبهرو

عکس و نقشه روبهرو

رایش سلاحهای هستهای توسط نُه کشور هستهای
عکس و نمودار روبه رو
سایتهای هستهای در آمریکا
سایتهای سازنده سلاحهای هستهای در ایالات متحده در طول جنگ سرد و تا كنون. مکانهایی که کمرنگ شدهاند دیگر فعال نیستند و در شرایط و مراحل مختلف تحت بازیابیهای محیط زیستی هستند. (منبع ویکی پدیا)
نقشه روبه رو - منبع ویکی پدیا

این نقشه بر اساس دادههای دپارتمان دفاع و گروههای ناظر هستهای تهیه شده است.
این نقشه نشان میدهد که کلاهکها کجا هستند (نقاط قرمز در نقشه) و جایی که نیروگاههای هستهای شهری یافت میشود (با رنگ سبز) و مکان آزمایشگاههای سلاحهای هستهای (رنگ آبی) (منبع دیلی میل).
پنج کشور غیر هستهای (هلند، بلژیک، ایتالیا، آلمان، ترکیه) تأمینکننده و پخشکننده سلاحهای هستهای
پنج کشور غیر هستهای (بلژیک، آلمان، هلند، ایتالیا، ترکیه) ب-61 های تاکتیکی را بر علیه اهدافی در خاورمیانه و فدراسیون روسیه پخش نمودهاند. آخرین و پیشرفتهترین مدل ب 61-12 است که مدل ب-61 در برابر آن بیارزش است.
تصویر نقشه روبهرو
- منبع: شورای دفاع منابع ملی، سلاحهای هستهای در اروپا، فوریه 2005
اهداف بالقوه امروزه آمریکا برای حملات هستهای
آیا کشورهایي در خاورمیانه اهداف بالقوهای برای حملات هستهای آمریکا هستند؟ (برای جزئیات بیشتر، ر.ك. مقاله مایکل چاسودوفسکی، «محل برخورد: آیا آمریکا قصد دارد از بمب هستهای بر علیه لیبی استفاده کند؟»، آوریل 2011)
سلاحهای هستهای، بهعنوان تاکتیکی برای استفاده در تضادهای سنتی ملتهای جهان سوم در جنگ سرد گذشته گسترش یافته بود. در اکتبر 2001 در هفته نزدیک یازده سپتامبر، دونالد رامسفلد وزیر دفاع، استفاده از بمبهای هستهای ب 61-12 را در غارهای زیرزمینی کوههای تورا بورا بر علیه القاعده پیشبینی کرده بود. رامسفلد در زمانی که بمبهای غیر هستهای از بین برنده پناهگاههای زیر زمینی میتوانستند کارشان را انجام دهند، امكان استفاده از سلاحهای هستهای را هیچ گاه منتفی ندانست. (ایرادشده در 20 اکتبر 2001، انتشار در هوستون کرونیکل)
استفاده از ب 61-11 در سال 2003 نهتنها در طول بمباران و تجاوز به عراق بلکه در سال 2011 در بمباران لیبی توسط ناتو نیز مورد بررسی قرار گرفته بود.
در این مورد ب 61-11 بهعنوان یک سلاح اتمی دقیق «زمیننفوذ» و «کمانعطاف» برای مقابله با اهداف ارزشمند زیرزمینی شامل مخفیگاههای زیرزمینی صدام قلمداد میشد.
اگر صدام به شکل قابل دفاعی مهمترین هدف در عراق بود پس میشد استفاده از سلاح هستهای مثل ب 11-61 که کشتن او و تغییر رژیم را تضمین می کرد اقدامي بجا قلمداد شود. (اخبار دفاعی، 8 دسامبر 2003)
برنامه 1996 حمله اتمی به لیبی
بمب هستهای تاکتیکی ب 61-11 بهوسیله پنتاگون برای استفاده در سال 1996 در برابر لیبی مد نظر قرار گرفته بود: پنج ماه بعد هارولد اسمیت (دستیار وزیر دفاع) برای تدوين یک برنامه زمانبندی تسریع تولید ب 61-11 فراخوانده شد. او این مطلب را علنی کرد که نیروی هوایی از ب 61-11 (بمب هستهای) بر علیه لیبی استفاده خواهد کرد.
مقامات رسمی پنتاگون در ماه آوریل قبل از آن (1996) با پیشنهاد فراهم بودن امکان استفاده از سلاح (هستهای) زمیننفوذ برای مقابله با کارخانههای مظنون شیمیایی زیرزمینی ساخت لیبی در طرحونه، آتش مجادلات جدیدی را روشن کردند. (دیوید میلر، بمبهای نافذ N، مرکز اقدام بینالملل [اكشن سنتر] ، 1997)
شهر طرحونه جمعیتی بیش از دويستهزار نفر مرد و زن و کودک دارد. فاصله آن از شرق تریپولی 60 کیلومتر است. اگر این بمب بشردوستانه (با یک عقبنشینی یا توان انفجاری در حدود دوسوم بمب هیروشیما) بر روی این شهر، بهعنوان مظنون وجود تأسیسات سلاح کشتار جمعی انداخته میشد، هزاران نفر جانشان را از دست میدادند. بگذریم از اینکه تبعات غبار اتمی ...؟؟؟؟ مردی که پشت این پروژه شیطانی اتمی لیبی بود کسی نبود جز، هارولد پالمر اسمیت جونیور، دستیار وزیر دفاع. حتی زمانی که ب 61 روی دور بیاید هم لیبی بهعنوان هدف بالقوه شناخته میشد. (بولتن دانشمندان اتمی، اکتبر و سپتامبر 1997، ص 27)
نکات واپسین
جنگ هستهای ــ که زندگی بر روی این سیاره را تهدید میکند ــ در مقایسه با موضوعات غیر مهم مورد توجه عموم مثل صحنه جنایتهای محلی یا شایعات روزنامههای جنجالی از مشاهیر هالیوود، در اخبار صفحه اول نیست.
آنچه ما با آن مواجهیم جنایتکار قلمداد کردن آمریکا به استناد آن است که مقامات رسمی وزارتخانه [دفاع ايالات متحده] در میدان دادن به استفاده پیشدستانه از سلاحهای هستهای شریک هستند. رسانههای گروهی مداخله امریکا در دکترین هستهای جنگ سرد قدیم را، آن هم در یک ملاقات سری در ستاد فرماندهی استراتژیک امریکا انکار میکنند. تاریخ آن ملاقات ششم اوت 2003 یعنی روز هیروشیما است.
در ششم اوت 2003، روز هیروشیما، یادآور زمانی که اولین بمب اتمی بر روی هیروشیما انداخته شد (6 اوت 1945) یک ملاقات سری پشت درهای بسته در ستاد فرماندهی استراتژیک در پایگاه هوایی دافوت در نبراسکا برگزار شد.
مدیران ارشد از صنایع هستهای و مجموعههای نظامی صنعتی در جلسه حاضر بودند. این اختلاط پیمانکاران دفاعی، دانشمندان و سیاستگذاران بهمنظور برگزاری یادبود هیروشیما نبود. ملاقات با هدف ایجاد سطح هماهنگی و توسعه نسل جدید، کوچکتر و ایمنتر و مفیدتر سلاحهای هستهای انجام شد که بتواند در نمایش جنگهای هستهای مورد استفاده قرار گیرد.
در یک طنز بیرحمانه روزگار، شرکتکنندگان در این جلسه سری شامل اعضای کنگره میشدند که از شركتکنندگان مراسم سالگرد بمباران هیروشیما (ششم اوت) و سالگرد مراسم درگذشتگان حمله به ناكازاکی (9 اوت) بودند. (میشل چاسودوفسکی، «سناریو جنگ جهانی سوم، خطرات جنگ جهانی»، مونترال، 2012)
ملاقات روز هیروشیما 2003 صحنه را برای خصوصیسازی جنگ هستهای آماده نمود. شرکتهای با مسئولیت محدود نهتنها میلیاردها دلار مزایا از تولید بمبهای هستهای بهدست میآورند بلکه آنها همچنین از انحصار در اجرای طرح استفاده و توزیع سلاحهای هستهای برخوردار خواهند بود.
تمام اقدامات ایمنی دوران جنگ سرد که تحت عنوان سلاح آخرین علاج طبقهبندی ميشد از بین رفته است. عملیت تهاجمی نظامی، استفاده از سلاحهای هستهای را تحت عنوان دفاع از خود تعبیر میکنند. در طول جنگ سرد، دکترین اطمینان از میان رفتن دو طرف رایج شده بود، به عبارت دیگر استفاده از سلاحهای هستهای در برابر اتحاد جماهیر شوروی موجب از بین رفتن مهاجم و مدافع میشد.
در دوران جنگ سرد قدیم دکترین هستهای آمریکا بازتعریف شد. در آنچه معمولاً سیاست خارجی امریکا نامیده میشود، اگر بخواهيم حسن تعبیر به خرج دهيم، عقلانیتی وجود ندارد. در هیچ نقطهای بشریت تا این اندازه که اولین بمب اتمی در ششم اوت 1945 بر فراز هیروشیما انداخته شد به این امر باورنکردنی نزدیک نشده بود.
آگاه باشید، این سخنان را وسیعاً انتشار دهید. برای معکوس کردن روند جنگ، جامعه باید آگاه گردد. در فیسبوک و توئیتر مطلب بنويسيد. با جنایتکاران جنگی در وزارتخانه رودررو شوید. ما واقعاً به یک تغییر واقعی در رژیم آمریکا نياز داریم.
منبع: گلوبال ريسرچ/ مورخ 11 ژانويه 2016