
تا قبل از شروع بحران سوريه كمتر مقام عربي جرأت آن را داشت كه علاقه خود را به شناسايي رژيم صهيونيستي حتي در سطح خصوصي ابراز كند اما امروزه اين حرفها نه تنها عادي شده بلكه حتي بعضي از شخصيتهاي سعودي به صراحت دم از اتحاد با صهيونيستها عليه ايران ميزنند.
فرايند نزديكي رياض و تلآويو كه بعضي تحليلگران معتقدند ريشه تاريخي دارد در طول يك دهه گذشته به ويژه پس از جنگ 33 روزه حزبالله با رژيم صهيونيستي سرعت بيشتري به خود گرفت. پس از اين جنگ مخالفان محور مقاومت به قدرت اين محور پي برده و به شدت نگران شدند. از همان زمان تلاش براي تضعيف محور مقاومت به صورت جدي در دستور كار رژيم صهيونيستي، عربستان و متحدان آنها به ويژه امريكا قرار گرفت. براساس سندهاي افشا شده توسط سايت ويكي ليكس صادره از سفارت امريكا در دمشق، امريكا نقشههاي خود براي بيثباتي سوريه وسرنگون كردن بشار اسد رئيسجمهوري اين كشور را از سال 2006 ميلادي كليد زده است.
شروع ناآراميها در كشورهاي عربي كه در جهان به «بهار عربي» و در ايران به «بيداري اسلامي» معروف شد فرصتی بينظير براي سرنگون كردن دولت بشار اسد متحد نزديك ايران فراهم آورد. هر چند رژيم صهيونيستي تلاش ميكند همكاري خود با عربستان و بعضي رژيمهاي منطقه در سوريه را محرمانه نگه دارد اما گزارشهاي منتشر شده در رسانههاي اين رژيم حاكي از همكاري نزديك اين رژيمها عليه دمشق است. در اوايل مرداد ماه 1392 «راديو اسرائيل» گزارش داد: «براساس توافقنامه عربستان با اسرائيل براي پشتيبابي مالي از قرارداد خريد سلاحهاي قديمي ارتش اسرائيل با هدف ارسال آنها براي مخالفان مسلح در سوريه به توافق رسيده است.»
عربستان و رژيم صهيونيستي به همراه غرب براي سرنگون كردن دولت سوريه تقويت گروههاي سلفي را در دستور كار خود قرار دادند. «وسلي كلارك» فرمانده اسبق فرماندهي كل نيروهاي ناتو در زمستان سال گذشته به شبكه سي ان ان گفت:« داعش با منابع مالي دوستان ومتحدان ما شکل گرفت... چراکه وقتی شما کسانی را میخواهید که باید تا پای مرگ با حزبالله بجنگند، نمیتوانید اطلاعیه بدهید و بگویید بیایید در جنگ ثبتنام کنید، چون میخواهیم جهانی را به مکانی بهتر تبدیل کنیم، بلکه شما میروید دنبال آدمهای متعصب، میروید دنبال بنیادگراهای مذهبی، چون آنها هستند که حاضرند با حزبالله مبارزه کنند.» جو بايدن معاون رئيسجمهور امريكا هم در اوايل پائيز همان سال در يك سخنراني كه بسيار خبرساز شد، گفت:«تركها دوستان فوقالعادهاي هستند و من هميشه روابط بسيار خوبي با اردوغان داشتهام و زمان زيادي را با او گذراندهام؛ سعوديها، اماراتيها و بقيه. آنها چه كار ميكردند؟ آنها آنقدر مصمم به كنار زدن اسد و در اصل يك جنگ نيابتي شيعي- سني بودند... كه صدها ميليون دلار و دهها و صدها هزار تن تسليحات را براي هر كسي كه با اسد ميجنگيد، روانه كردند، بدون در نظر گرفتن اينكه افرادي كه در حال دريافت اين كمكها بودند، النصره، القاعده و عوامل افراطگراي جهادي بودند كه از ديگر بخشهاي جهان آمدهاند.»
تهران از همان ابتدا به تحولات پرشتاب سوريه با ترديد نگاه كرد و دستهاي كاملاً آشنا و خصمانه را در اين ناآراميها ديد و تصميم گرفت با تمام توان از متحد خود در دمشق دفاع كند. پنج سال مقاومت ايران و متحدانش در سوريه نه تنها مانع از سقوط دمشق نشد بلكه با گذشت زمان ماهيت واقعي اين بحران بيش از پيش براي همگان آشكار شد.
همزمان كه پيروزيهاي مقاومت در سوريه گسترش مييافت دست پنهان رژيم صهيونيستي و عربستان سعودي در دامن زدن به اين بحران بيش از پيش نمايان ميشد و آنها فعال ميشدند. طبق گزارش سازمان ملل كه به دوره مارس تا مي۲۰۱۴ اختصاص دارد «نيروهاي سازمان ملل مستقر در مرزهاي سوريه و سرزمينهاي اشغالي، ارتباط بين شورشيان سوري و ارتش اسرائيل را در اطراف خط آتشبس در مرز جولان به ويژه در دوره نبردهاي سنگين بين ارتش سوريه و شورشيان ردگيري كردهاند.» پايگاه تحليلي و خبري المانيتور هم در گزارشي با عنوان «آيا اسرائيل و جبهه النصره براي حمله به سوريه همكاري ميكنند؟» به نقش پنهان رژيم صهيونيستي در «القصير» در منطقه «حمص» در مي2013 تا جبهه جنوبي در سپتامبر 2014 ميپردازد.
در حالي كه مقاومت ايران در سوريه اهداف و برنامههاي رژيم صهيونيستي و عربستان را در آن كشور ناكام گذاشته است گروهي در يمن به قدرت رسيدند كه متحد ايران تهران محسوب ميشوند. سقوط صنعا به دست انصارالله در شهريور 1393 نه تنها شوك بزرگي براي آلسعود محسوب ميشود كه همواره يمن را حياط خلوت ميداند بلكه براي رژيم صهيونيستي نيز به دليل موقعيت استراتژيكي يمن (تسلط بر بابالمندب) كابوس بزرگي بود به همين دليل اتحاد رياض و تلآويو در يمن بيش از سوريه علنيتر و گسترده است.
در اواسط مهرماه سال جاري شبكه العالم به نقل از منابع محلي در منطقه عسير در جنوب عربستان سعودي گزارش داد كه هواپيماي نيروي هوايي اسرائيل سلاح، موشك و تجهيزات به پايگاه خميس مشيط در عسير براي حمايت از نيروي هوايي ائتلاف سعودي در تجاوز به يمن منتقل ميكند. اين منابع گفتند رژيم اسرائيل پل هوايي با پايگاه خميس ايجاد كرده است تا مهمات و موشكهاي آن را تأمين كند.
همچنين گزارشهاي منتشر شده حاكي از آن است كه «رژيم اسرائيل در چند محور در تجاوز عليه يمن وارد شود تا جايي كه نيروهاي نظامي در جزايري مستقر كرده كه تل آويو از اريتره اجاره كرده است. اسرائيل همچنين تجهيزات نظامي به پايگاههاي خود را در اين كشور به منظور مقابله با هرگونه وضع فوق العاده، منتقل كرده است علاوه بر اين به نيروهاي ائتلاف عربستان در تجاوز به يمن مشاوره نظامي داده است.»
اين اولين بار نيست كه عربستان سعودي با رژيم صهيونيستي در يمن همكاري ميكنند. تلآويو پيش از اين در جريان جنگ داخلي 1965- 1962 با عربستان سعودي و اردن براي حفظ خاندان پادشاهي يمن در مقابل مليگرايان يمني اقدام كرده بود. «كلايو جونز» مورخ انگليسي كتاب «انگليس و جنگ داخلي يمن 1965- 1962 به صورت مفصل به نقش اسرائيل در همكاري با عربستان براي جلوگيري از سقوط سيستم پادشاهي يمن در جنگ داخلي دهه 60 اشاره ميكند. جونز با استناد به اسناد از اين واقعيت صحبت ميكند كه كشورهاي عربستان و اردن به همراه رژيم اسرائيل سعي داشتند در آن زمان، دولت امريكا را از برقراري رابطه با جمال عبدالناصر منصرف كنند؛ كسي كه بالاترين خطر را در آن زمان براي آل سعود داشت. همكاري عربستان با رژيم صهيونيستي در پرونده سوريه و يمن عليه ايران به خوبي نشان ميدهد روابط اين دو رژيم به صورت فزايندهاي افزايش يافته است؛ چراكه همانطور كه روزنامه صهيونيستي يديعوت آحرونوت به نقل از مسئولان سعودي مينويسد: رياض «با تل آويو عليه محور مقاومت سرنوشت مشترك دارند.»