کد خبر: 768325
تاریخ انتشار: ۰۷ بهمن ۱۳۹۴ - ۲۱:۳۷
حاشيه‌اي بر انتشار اثر تاريخي «‌رهبري به نام نواب»
رضا مددزاده

«آري، آري، همه با هم، همه با ايمان، همه دانا، همه خرسند، همه با نظافت، همه بي‌نياز، همه نوراني، همگي امانت‌دار، همه‌ جا امانت‌گاه، همه امين، همه‌جا سبز و خرم، همه جا آب‌هاي روان، جويبارهاي پاكيزه، همه‌جا خيابان‌هاي نظيف، چراغ‌هاي پرنور، همه جا عدالت، همه يكسان، آب‌هاي روان و درختان سبز و دل‌هاي پرمهر و محبت و فضايي پر از نغمه قرآن و اذان گويا [ايران] بهشت جهان است.‌»

ايران به علت موقعيت استراتژيك خود همواره مورد توجه دول استعمارگر بوده است. زماني كه موج استعمار به سواحل ايران رسيد زمينه روي كار آمدن حكومت وابسته و تأمين‌كننده منافع استعمارگران نيز فراهم شد. انقلاب مشروطه كه در واقع واكنشي در مقابل اين شكست‌ها و دخالت‌ها بود ناكام ماند و در جريان جنگ اول جهاني بيگانگان بر مملكت استيلا يافتند. پس از جنگ، انگليسي‌ها رضاخان را سر كار آوردند و حكومت ديكتاتوري رضاشاه براي تحميل تجدد فرمايشي به ملت ايران به سختگيري بر علما و تعطيلي مراسم مذهبي و سركوبي هرگونه نداي آزاديخواهي پرداخت.

حكومت رضاشاه دين را عامل عقب‌ماندگي جامعه معرفي مي‌كرد و به‌شدت با مظاهر ديني مي‌جنگيد. كشتار مردم واقعه گوهرشاد شاهدي بر اين مدعاست. پس از تبعيد رضاشاه از ايران گروهي از تئوريسين‌هاي ضد دين با حمايت حكومت هر روز بخشي از اعتقادات ديني را به چالش مي‌كشيدند كه اين امر براي علماي نجف ـ كه قطب ديني جهان اسلام بودند ـ قابل تحمل نبود. از اين‌رو صدور فتوا براي قتل احمد كسروي را بايد از اين منظر ديد. جمعيت فداييان اسلام به رهبري نواب صفوي با دغدغه‌ مذهبي شكل گرفت و به رهبري خردمندانه ايشان با مظاهر استبداد و استعمار جنگيد. قتل اشخاص وابسته‌اي همانند رزم‌آرا، هژير و. . . كه مانع بر سر راه ملي شدن صنعت نفت بودند، جزئي از كارنامه درخشان فعاليت اين گروه است. آنان بدون شك در ملي شدن صنعت نفت سهم عمده‌اي داشتند. اثر«رهبري به نام نواب»كوشيده است تا يك دهه مبارزه فداييان اسلام را به رهبري نواب براي خواننده روايت كند. نويسنده كتاب بخش آغازين تحقيق خود را اينگونه آغاز كرده است:

«20 سال از انقلاب مشروطيت مي‌گذشت. مردم نااميد و فقير، كشور به دست اجانب اسير و آزادي‌خواهان در چنبره ديو استبداد گرفتار بودند. مردم ايران روزگار سختي را مي‌گذراندند و جامعه ايران با غارت و چپاول، ناامني، فقر و نااميدي شناخته مي‌شد. استقلال راضي و سياسي كشور بر اثر بي‌كفايتي زمامداران بارها از سوي دول استعمار روسيه و انگلستان زير سؤال رفته بود. عقد قرارداد 1919 توسط وثوق‌الدوله ايران را به‌طور رسمي به دست اجانب سپرده بود. در اين دوران كه از تاريك‌ترين ادوار تاريخ معاصر ايران به شمار مي‌رود، استقلال ايران به صورت موهوم در آمده و در هر گوشه‌اي از خاك كشور بساط ملوك‌الطوايفي برپا بود. در واقع تا سال 1917 امور داخلي ايران به‌وسيله سفارتخانه‌هاي روسيه و انگلستان و به كمك قواي اشغالگر اداره مي‌شد و يك نوع رژيم «اداره مشترك» برقرار بود. بعد از انقلاب اكتبر و خروج روسيه تزاري از صحنه دولت انگلستان بدون رقيب و فعال مايشاء شد و زمامداران آن كشور قصد داشتند به‌وسيله قرارداد وثوق‌الدوله ايران را مانند بعضي ديگر از كشورهاي خاورميانه كاملاً تحت حمايت و نفوذ خود در آورند. آنها اين كار را هم كردند، اما مخالفت آزاديخواهان باعث لغو قرارداد 1919 وثوق‌الدوله شد و سيد ضياءالدين، صاحب كابينه سياه اين خبر را با سر و صدا و تبليغات فراوان به اطلاع عموم رسانيد و در همه جا جشن و چراغاني برپا شد. چيزي نگذشت كه در تركيه، همسايه غربي ايران تحت تأثير فضاي پس از جنگ جهاني اول مجلس تركيه در سپتامبر 1922 وحيدالدين پادشاه اين كشور را از سلطنت خلع و در اكتبر 1923 (7 آبان 1302) تأسيس جمهوري تركيه را اعلام كرد. در ايران هم سردار سپه كه از مدت‌ها قبل با ادغام ديويزيون قزاق، ژاندارمري دولتي، بريگارد مركزي و ساير قواي پراكنده نظامي ارتش جديد و قدرتمندي را به وجود آورده و نقش مهمي در تأمين امنيت داخلي ايجاد كرده بود...» اين اثر پژوهشي نوانتشار، درعداد آثاري است كه مركز اسناد انقلاب اسلامي در راستاي آشنايي نسل جوان با مبارزات فداييان اسلام منتشر شده و مي‌تواند گوشه‌هايي از تاريخ معاصر را بر مخاطب جوياي حقايق آشكار سازد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها