
جشنواره فيلم فجر جاي مناسبي براي ديدن مستند نيست! اين را هر سال هم اگر تكرار كنيم باز هم در زمان اجراي جشنواره بخشي را به مستندهاي منتخب سينما حقيقت ميدهند! جشنواره فيلم فجر همانطور كه سابقه 33 ساله گذشتهاش، نشان داده محل اصلي رقابت سينماي ملي ايران است. حتي در اين بين نميشود روي عنوان بينالمللي بودن جشنواره هم حساب زيادي كرد زيرا اصل داستان در داخل سينماي داستاني ايران ميگذرد. فيلمهاي سينمایي در يك فرآيند يك ساله آماده ميشوند تا در يك مسابقه 10 روزه براي رسيدن به سيمرغهاي بلورين رقابت كنند. جانمايه هيجان فجر هم از اين حضور فيلمهاي بلند نشئت ميگيرد، اما چند سالي است در جشنواره فيلم فجر پافشارياي از سوي مستندسازان به وجود آمده كه بايد فيلمهاي مستند در اين جشنواره نمايش داده شوند. نكته جالب قضيه هم در اين است كه عموم مستندهايي كه در جشنواره فيلم فجر انتخاب و نمايش داده ميشود درست همان مستندهايي است كه كمتر از دو ماه قبل از آن در جشنواره «سينما حقيقت» نمايش داده و عموم علاقهمندان و مخاطباني كه قرار است در برج ميلاد اين مستندها را ببينند قبلاً در سينما فلسطين ديدهاند. فيلمهاي منتخبي از جشنواره سينما حقيقت كه به گفته برگزاركنندگانش بينالمللي بودنش هم ثابت شده، را دوباره ميآورند و در جشنواره فجر نمايش ميدهند. اساساً مديوم و قالب ساخت و پخش فيلم مستند در همه جاي دنيا تلويزيون است نه سينما.
نمايش فيلمهاي مستند براي پرده عريض و فضاي سينما تعريف نشده است و تجربه اين چند ساله نشان داده كه پخش مستندها در جشنواره فيلم فجر و در لابهلاي فيلمهاي سينمايي هيچ اثري ندارد و همواره زمان پخش اين فيلمها سالن اصلي برج خالي مانده است.
دليلش هم مشخص است افرادي كه در كاخ جشنواره حضور مييابند اغلب مخاطبان حرفهاي سينما هستند؛ منتقدان و خبرنگاران سينمايي و هنرمندان سينما. منتقدان اگر حوزه نقد فيلمشان را بر پايه سينماي مستند قرار داده باشند قطعاً در جشنواره سينما حقيقت فيلمهاي مستند را دنبال كردهاند. خبرنگاران هم كه بنا به رسالت كاريشان در جشنواره سينما حقيقت حضور دارند و در اين بين اگر كسي مستندها را نديده باشد يا بدشانس بوده يا اينكه اصلاً علاقهاي به سينماي مستند نداشته است. آيا جشنواره فجر جايي است كه بدشانسهاي سينما دوست بايد به ديدن مستند بنشينند؟ مسلماً كه خير و قرار نيست براي كساني كه سينما حقيقت را از دست دادهاند، فجر به عنوان برنامه پخش مجدد باشد. البته مستندسازان دوست دارند در فضاي فجر باشند و در هياهوي جشنواره فيلم فجر قرار بگيرند. مخصوصاً اينكه جشنواره فيلم فجر در نهايت به اين فيلمها سيمرغ و جايزه نقدي نيز ميدهد كه براي سينماي لاغر مستند ميتواند پشتوانه خوبي باشد، ولي كمك به سينماي مستند باعث ميشود كه سانسهاي اكران فيلمهاي بلند مختل شود. سالنهاي اكران مستند هم به دلايلي كه قبلاً ذكر شد خالي ميماند و هم دوستداران فيلمهاي داستاني و هم عوامل و دستاندركاران سينماي مستند از نتيجه كار ناراحت ميشوند. حضور مستند در فجر وصلهاي ناجور است. وقتي شبكه مستند سيما به صورت تخصصي به سينماي مستند ميپردازد و بينندههاي زيادي نيز جذب كرده است، چرا مستندها را به جاي فرستادن به برج ميلاد به صداوسيما نميفرستند؟!
مستند هيچگاه براساس مديوم سينما و پرده عريض تعريف نشده است و ديدن يك مستند خوب از تلويزيون اتفاقا زيباتر از ديدن همان اثر در سينماست، اتفاقي كه براي فيلمهاي سينمايي اغلب برعكس است. امسال هم جشنواره به ناچار ميزبان مستندهاي سينما حقيقت است، بياييد اميدوار باشيم امسال آخرين سال حضور مستند در جايي باشد كه به آنجا تعلق ندارد.