البته به جهت ماهيت ديني حاكميت، توقع از نبود فساد در نظام جمهوري اسلامي بيشتر است. وجود فساد قطعاً به صفر نخواهد رسيد اما مهم اين است كه آيا حاكميت ارادهاي براي برخورد دارد؟ اگر ارادهاي وجود داشته باشد معناي آن سلامت رأس حاكميت است و اگر برخورد حاكميت بدون توجه به جريان و نام و نشان باشد موجب افتخار ملي است. در سال گذشته چند متهم دانه درشت از معاونين احمدينژاد تا فرزند هاشمي زير تيغ عدالت رفتند و تفاوت خط و ربط سياسي آنان نيز در اقدام قضايي تأثيري نداشت. اما برخي رسانهها به جاي مانور بر اين نقطه قوت نظام، تلاش كردند چهرهاي فاسد از نظام جمهوري اسلامي به تصوير بكشند كه تا حدودي به باور عمومي تبديل شده است. برخي از مردم بر اين باورند كه مديران مياني و عالي كشور همه دزدند و به رغم تأكيد مقام معظم رهبري كه: «دزدي با دزد، دزد كردن حل نميشود و بايد با دزد برخورد شود» اتفاقي به جز همان چند نفر معروف نيفتاد. به نظر ميرسد برخي براي هجو دولت قبلي اتاق فكر رونمايي از فساد تشكيل دادند و با قطرهچكاني آن را در رسانه استمرار ميبخشند اما دود آن نه تنها به چشم دولت قبل نرفت (جايگاه اجتماعي احمدينژاد در سنجشهايي كه خود دولتيها انجام ميدهند قابلتأمل است) بلكه به حساب نظام مظلوم جمهوري اسلامي گذاشته شد. بررسيهاي روزنامه «جوان» نشان ميدهد كه پنج روزنامه آرمان، ابتكار، شرق، آفتاب يزد و اعتماد از 1394/1/18 تا 1394/9/30 حدود 700 بار واژه فساد يا خبر فساد را صرفاً در صفحه يك خود تيتر كردهاند كه روزنامه آرمان با 234 تيتر در مقام اول، شرق با 192 تيتر در جايگاه دوم، آفتاب يزد با 138 تيتر در جايگاه سوم، ابتكار با 72 تيتر در جايگاه چهارم و اعتماد با 50 تيتر در جايگاه پنجم قرار دارد. در بين روزنامههاي مذكور هر كدام به هاشمي و كارگزاران نزديكترند بيشتر به موضوع پرداختهاند كه اين وارونه سازي بسيار قابل تأمل و تحليل است. شايد حذف و هجو رقيب غايت اين سياهنمايي است اما واقعيت اين است كه توده مردم بين حاكميت و دولت تفاوت چنداني قائل نيستند و اگر فرض را بر اين بدانيم كه اين رسانهها در داخل نظام تنفس ميكنند بر شاخ نشسته و بن بريدهاند و سرمايه اجتماعي نظام را در مقابل مردمي كه مشكل معيشتي دارند به حراج گذاشتهاند. حال آنكه يقه مفسدين گرفته شده است اما اين نقطه قوت در رسانهها سانسور ميشود.