
ششمين دوره جشنواره مردمي فيلم عمار پنجشنبه هفته گذشته با معرفي آثار برگزيده بخشهاي مختلف جشنواره به كار خود پايان داد. گستره تأثيرگذاري و طرح سؤالاتي از جمله اينكه آيا جشنواره عمار يك جشنواره محفلي است؟ آيا تنها حاضران در اين جشنواره طيف به اصطلاح حزباللهي هستند يا اينكه هر فيلمسازي كه داراي نگاه ملي و درونحاكميتي است ميتواند در اين جشنواره حضور داشته باشد؟ آيا مردمي بودن اين جشنواره در تضاد با حرفهاي بودن و تأثيرگذارياش بر سينماي بدنه است؟ و احياناً سؤالات ديگري از اين دست ميتواند به مخاطبان، فيلمسازان و... در داشتن يك چشمانداز واقعي و البته حقيقي نسبت به اين جشنواره كمك زيادي نمايد.
پيش از هر چيز در رابطه با جشنواره مردمي عمار بايد گفت كه متصف شدن اين جشنواره فيلم مستند و كوتاه كه آرامآرام در حال صيرورت و گذار به سمت آثار بلند و داستاني هست، به صفت «مردمي» بودن، وجه تمايز و عمدهترين تفاوت اين جشنواره با ديگر جشنوارههاي مشابه خودش است. طرح اين مدعا به معناي نفي حضور مردم در ديگر جشنوارهها نيست، بلكه از آن جهت كه مسئولان و برپاكنندگان جشنواره مردمي فيلم عمار از همان ابتدا تا به امروز كه ششمين دورهاش را پشت سر گذاشتهايم سعي كردهاند با تحفظ اين وجه تمايز كه اتفاقاً تبديل به نقطه قوت و مركز ثقل آن هم شده است، مسير را ادامه دهند. برخي از كساني كه با اين جشنواره آشنايي دارند قائل به اين بحث هستند كه جشنواره عمار بايد از حالت محفلي بودن خارج شده و گفتمان انقلاب اسلامي را به سمت بدنه سينماي كشور توسعه دهد. طرفداران اين نوع تفكر نسبت به جشنواره عمار نگاهي محفلي دارند و به دليل اينكه سياستگذاران، مسئولان و دستاندركاران عمار عمدتاً افرادي با نوع نگاه درونحاكميتي، انقلابي و ارزشگرايانه يا به تعبيري بچه حزباللهي يا با تدقيق و مداقه بيشتر به قول مقام معظم رهبري، افراد و تفكر حاكم و جاري در جشنواره از طيف «جناح جوانان مؤمن و انقلابي» بوده و از سوي ديگر گمان ميكنند كه چون طيف شبهروشنفكر و مدافعان چنين نگاهي در جشنواره عمار ظهور و بروزي پررنگ و ملموس ندارند، نتيجه ميگيرند كه جشنواره عمار يك جشنواره محفلي است كه بايد با بدنه سينما كه به نوعي محفل و محمل نحلههاي شبهروشنفكري است، ارتباط برقرار كرده و نوع نگاه خودش را كه منبعث از نگاه انقلاب است، در آن توسعه بدهد.
اگر استدلال طرفداران محفلي بودن جشنواره عمار چيزي غير از اين باشد قطعاً به خطا و اشتباه رفتهاند. چه اينكه در جشنواره عمار فيلمسازان جوان با انواع متنوع نگاهها و سليقهها حضور دارند. شاهد مثال اين مدعا نيز آثار و فيلمهايي است كه در اين جشنواره نمايش داده شدهاند كه اينها تمثيلهايي نه فقط روي كاغذ كه اتفاقاً به صورت ملموس و عيني قابل احصا هستند. از سوي ديگر اگر استدلال طرفداران محفلي بودن جشنواره عمار غيرحرفهاي يا نازل بودن آثار شركتكننده در اين جشنواره است، اين مدعا نيز با توجه به آثار داستاني نيمهبلند و بلندي كه در اين جشنواره با استقبال پرشور آحاد مردم و مخاطبان در اقصي نقاط كشورمان روبهرو شده محلي از اعراب نخواهد داشت. احتمال ديگري كه ممكن است در ميان استدلال موافقان محفلي بودن جشنواره عمار باشد اين است كه اغلب آثار و فيلمهاي ارائه شده در اين جشنواره حاصل و توليد افرادي است كه حضوري مداوم و متواتر در عرصه فيلمسازي ندارند و تنها با يك دوربين توانستهاند اثري را توليد كنند و از سر اتفاق جايزهاي هم ببرند. در پاسخ به چنين مدعايي انيميشن حرفهاي و خوش ساخت «شاهزاده روم» و هادي محمديان در مقام كارگردانش است كه اتفاقاً خبر موفقيت، پيشرفت و فروش ميلياردياش در بين رسانهها و سينماگران مطرح است. محمديان اولين كارش را براي جشنواره عمار توليد كرد و اتفاقاً توانست فانوس زرين اين جشنواره را هم كسب كند. اين كارگردان جوان و خوش سليقه در دومين كارش اقدام به ساخت و توليد انيميشن «شاهزاده روم» كرد كه نهتنها از نظر مؤلفههاي تكنيكي و فني بلكه از نظر محتوا، قصه و درام هم اثر جذابي است كه با اقبال مخاطبان در سينماهاي سراسر كشور به فروش ميلياردي هم دست يافته است. بنابراين از چنين موضعي نيز نميتوان برچسب محفلي بودن را به جشنواره مردمي عمار الصاق كرد.
موضوعي كه از سوي مناديان و طرفداران محفلي بودن جشنواره عمار بايد مورد توجه بيشتري قرار بگيرد اين است كه جشنواره مردمي فيلم عمار يك جشنواره نسبتاً نوپا و جوان است كه تازه شش دوره از آن را پشت سر گذاشتهايم به همين علت لازم است كه اين جشنواره با هيچ نمونه مشابه(از نظر محتوا و شكل) ديگري مقايسه نگردد. نكته ديگر اينكه اگر تمام انرژيهاي منفي و كارشكنيهايي كه گاه در مسير اين جشنواره از سوي دستگاهها يا نهادهاي مسئول صورت ميگيرد در مسير مساعدت، همكاري و همافزايي كاناليزه و هدايت شود قطعاً جهشهاي بلند و خوبي در خروجي عمار از تربيت فيلمساز و سينماگر انقلابي و ارزشگرا گرفته تا مديران فرهنگي جوان و خوشفكر را به دست خواهيم آورد. بنابراين وجه تسميه «مردمي» جشنواره مردمي فيلم عمار نهتنها مؤيد و نشاندهنده محفلي يا سطحي بودن آن نيست بلكه اتفاقاً اين مؤلفه بسيار مهم همان حلقه واسط و گم شده از زنجيره توليد فيلم و محتوا توسط سينماگراني با نگاه درون حاكميتي و ترويج، تبيين و حتي صدور اهداف انقلابي در ميان آحاد مخاطبان داخلي و حتي جامعه هدف مخاطب خارجي خواهد بود.