
امروز كه رفتار ديوانهوار رژيم آلسعود در شهادت منتقدين نجيبي همچون علامه آيتالله نمر باقر بن نمر را آن هم در حالي كه قدرتهاي همسو با اين رژيم سخن از دموكراسي و آزادي بيان سر ميدهند مشاهده ميكنيم، به اين جمله «رابرت فيسك» تحليلگر روزنامه «اينديپندنت» امريكا كه چندي پيش گفته بود: «دغدغه اصلي غرب، نقش ژئو استراتژيك جهان اسلام با محوريت شيعه و ايران است» پي ميبريم كه چرا در يك پروژه و سناريوي تعريف شده، دولتهاي مرتجعي همچون رژيم سعودي با همكاري غرب و در رأس آنها امريكا و همچنين رژيم صهيونيستي سعي دارند كانون توجه خود را متوجه شيعه و حذف نخبگان اين مكتب حياتبخش كرده و به ظن خود با ايجاد چالش در حوزههاي نفوذ ايران، مانع رشد و بيداري جهان اسلام نسبت به توطئههاي طراحي شده براي جهان اسلام شوند. صرفنظر از چرايي نگاه اين تحليلگر امريكايي درباره نقش ايران در سپهر سياسي دنياي اسلام كه گفته بود: «در شرايطي كه رياض ديوانگي، اسرائيل قلدري و داعش كشتار را در منطقه پيگيري ميكنند، ايران همچون يك صوفي آرام و نجيب با رفتار خود،جهان اسلام را متوجه خويش ميكند.» بايد به اين جمله «رابرت فيسك» با تأمل بيشتر نگريست كه نخبگان غرب نيز امروز فهميدهاند رفتاري كه رژيم خودكامه آلسعود در دنياي اسلام و محيط جغرافيايي خود دنبال ميكند، نوعي ديوانگي است كه ميتواند همين ديوانگي آغازي باشد بر پايان رژيمي كه سعي دارد با رفتارهاي ددمنشانه، مانع توسعه روزافزون تفكر عقلاني شيعه و منطق جمهوري اسلامي گردد.
اما چرا و با چه هدفي در چنين شرايطي، رژيم آلسعود دست به چنين اقدام وحشيانهاي زد و آيا بايد اين رفتار را نوعي تصميم درونگروهي در خاندان بيتجربه و متوهم آلسعود دانست يا بايد آن را در قالب يك سناريوي هدفمند و با طراحي امريكا و رژيم صهيونيستي و برخي دولتهاي منطقه دانست؟ اين موضوع از دو جنبه قابل بررسي است:
1 ـ شايد سادهترين تحليل نسبت به اين رفتار غيرعقلاني آلسعود در شهادت آيتالله نمر باقر بن نمر اين باشد كه چنين رفتاري ناشي از شكستهاي پيدرپي سعوديها در جبهه سوريه و عدم توفيق تروريستهاي تربيتشده آنها در عراق و ديگر مناطق تحت نفوذ اين گروه تكفيري - وهابي باشد و با فروكش كردن تب اقدامات تروريستي تربيت يافتگان سعودي و پس از رو شدن دست اين جنايتكاران در عراق، سوريه و نهايتاً فرانسه، براي انحراف در افكار عمومي جهان، رژيم آلسعود اقدام به اعدام و شهادت اين عالم مجاهد و رهبر عاليقدر شيعه عربستان نمود تا هم جبهه جديدي در پيش روي دنياي اسلام باز شود و هم پس از محكوميت اقدامات تروريستي توسط علماي شيعه و سني در اجلاس بزرگ «وحدت» در تهران مانع هرگونه وحدت بين علما و نخبگان جهان اسلام اعم از شيعه و سني براي مبارزه و محو تروريستهاي تكفيري ـ وهابي ايجاد شود. اين بخش كوچك و آشكار تحليل است، اگر با نگاه عميقتري به موضوع نگريسته شود، يقيناً موضوع از جنبه كليتر قابل بررسي و موشكافي است.
2 ـ در پازل كلانتر موضوع اعدام و شهادت آيتالله «نمر» را بايد در راستاي سناريوي طراحي شده دشمن براي ايجاد سد در راه بيداري ملتها عليه دولتهاي ديكتاتور همسو با منافع غرب دانست.
از همين منظر بايد گفت رژيم سعودي در بخشي از اين پازل تعريف شده است تا با حذف آيتالله نمر و افراد مؤثر در جغرافياي سرزميني عربستان و همچنين ترور شخصيتهاي انقلابي در ديگر مناطق جهان اسلام با همكاري رژيم صهيونيستي به ظن خود بتواند شعلههاي بيداري اسلامي كه ميرود دودمان همه رژيمهاي خودكامه و تروريستي را از بين ببرد، خاموش كند.
اگر از اين منظر به اعدام آيتالله نمر نگريسته شود، بايد اقدام دولت و ارتش نيجريه در كشتار بيش از هزار شيعه در اين كشور و مجروحيت و زنداني شدن علامه «الزكزكي» كه نقشي بسزا و بيبديل در آگاهي ملت مظلوم نيجريه داشت، يا فشار به مردم مظلوم شيعه در جمهوري آذربايجان و ديگر نقاط دنياي اسلام را در راستاي سناريوي حذف نخبگان و پيشقراولان آگاهي و بصيرت جهان اسلام در مقابل توطئههاي سازماندهي شده امريكا، رژيم صهيونيستي و دنياي غرب براي ايجاد انشقاق و تجزيه سرزمينهاي اسلامي ارزيابي كرد.
بنابراين همه اين اقدامات را بايد متأثر از نقش و جايگاه شيعه معقولي دانست كه با قدرت تدبير توانسته است كيد دشمنان را به خودشان باز گرداند و هر گونه رفتاري از سر ديوانگي فقط ميتواند عاملي باشد بر تسريع در فروپاشي نظامهاي ديكتاتوري كه قصد دارند با ابزار خفقان مانع فهم ملتها شوند. يقيناً به فرمايش مقاممعظم رهبري، خون به ناحق ريخته شده شهيد مظلوم «نمر» به سرعت اثر خواهد كرد و دست انتقام الهي گريبان سياستمداران سعودي را خواهد گرفت. اندكي صبر، سحر نزديك است.