
ماجراي نقشفروشي مدتي است كه در سينما و تلويزيون ما باب شده است، اينكه كسي به دليل ثروتي كه دارد نقشي را بخرد، چه در نقشهاي سينمايي چه در پروژههاي تلويزيوني، اتفاق صحيحي نيست و نشان از اين دارد كه آن فرد استعداد ذاتي براي بازيگري ندارد، چون اگر فردي آن بازيگري، دانش و استعداد اين هنر را داشته باشد، ميتواند مانند بازيگران ديگري كه در تمام اين سالها وارد اين عرصه شدند، به اين هنر راه پيدا كند، اما از آنجايي كه اين افراد ظرفيتهاي لازم براي اين كار را ندارند، سعي ميكنند از طريق خريدن نقش و تقبل قسمتي از هزينههاي فيلم به اين هدف خود دست پيدا كنند.
سرمايهگذاري در يك پروژه سينمايي يا تلويزيوني فينفسه اتفاق بدي نيست، اما اينكه به عنوان يك كالا در بيايد كار پسنديدهاي نيست و به باور من در اين ميان مقصر آن تهيهكننده يا كارگرداني است كه از طريق نقشفروشي كسب درآمد ميكند. مسئله انتشار فراخوان بازيگري براي پيدا كردن نابازيگر به خودي خودي مسئلهاي است كه همواره در طول تاريخ ساخت فيلمهاي سينمايي وجود داشته است و كارگردانان و تهيهكنندگان براي پيدا كردن چهرههاي جديد فراخواني منتشر ميكردند و در ميان متقاضيان كساني كه ظاهر مناسب نقش و توانايي و شم بازيگري داشتند گزينه مناسب را انتخاب ميكردند و از اين راه بسياري از چهرههاي جديد وارد عرصه بازيگري شدهاند كه حتي بسياري از آنها الان به بازيگران معروف و بااستعدادي بدل شدهاند. اين كار اگر به طريق صحيح اتفاق بيفتد فينفسه مشكلي ندارد و كار درستي هم هست، اما زماني كه به نقشفروشي آلوده ميشود و به اين جمله ميانجامد كه چقدر پول ميدهي تا اين نقش را بازي كني، آنجاست كه به خطا رفته است. چرايياش هم برميگردد به اينكه برخي از تهيهكنندهها به دنبال منافع خودشان هستند و از اين طريق ميخواهند جيب خودشان را پر كنند. يكي از دلايل بروز اين اتفاق هم اين است كه هزينههاي توليد يك فيلم اين روزها خيلي سرسامآور است و ساخت يك فيلم معمولي كمتر از 800 هزار تا يك ميليار تومان هزينه نميطلبد و در اين ميان برخي از تهيهكنندهها چون از پس تأمين هزينههاي بالاي ساخت يك فيلم برنميآيند از طريق نقشفروشي سعي ميكنند كه اين هزينهها را تأمين كنند. به نظر من اگر قرار باشد يك فيلم به قيمت فروش نقشهايش ساخته شود، اگر ساخته نشود بهتر است و من ساختن يك فيلم به هر قيمتي را قبول ندارم. در برابر چنين پديدهاي به نظر من وزارت ارشاد و سازمان سينمايي و انجمنهاي مربوط به آن بايد آستيني بالا بزنند و از ادامه اين روند كه به صورت اپيدمي درآمده است و هر روز هم بر دامنه شمول خود ميافزايد، جلوگيري كنند چون با ادامه اين اتفاق كسي كه استعداد بازيگري دارد اما سرمايه ندارد، پشت درهاي بسته ميماند، همانطور كه اين روزها بسياري از همكاران ما به دليل اين نقشفروشيها بيكار مانده و از لحاظ اقتصادي و تأمين معاش دچار مشكل شدهاند. سرمايهگذاري فينفسه براي سينما اتفاق خوبي است، به خصوص اينكه در بخش خصوصي اتفاق بيفتد به شرطي آنكه آلوده به نقشفروشي نشود و كسي كه سرمايهگذار فيلم است، لزومي ندارد كه حتماً خودش بازيگر باشد و در فيلم هم بازي كند. نهادهاي مرتبط در اين حوزه هم ميتوانند با مشخص كردن جريمه براي كساني كه دست به نقشفروشي ميزنند با ادامه اين روند مقابله كنند و به باور من نقشفروشي كاري ناصحيح است كه با در نظر گرفتن اقدامات بازدارنده ميتوان كنترلش كرد.