قطار انقلاب اسلامي در مسير حركت خود همواره با دو نيروي بازدارنده روبهرو بوده است؛ نيروي خارجياي كه از بدو شكلگيري انقلاب تاكنون در پي شكست و به انزوا كشيدن انقلاب بوده و از هيچ كوششي در اين راه فروگذار نكرده است. در كنار اين نيروي خارجي، نيرويي داخلي وجود داشته كه دقيقاً در مسير اهداف نيروهاي بيروني حركت كرده و درصدد تضعيف انقلاب اسلامي بوده است؛ نيرويي كه مانند مارِ در آستين پرورش يافته از ابتدا با حبِ جاه و مقام و منفعتطلبي و سود شخصي به انقلاب نگريسته و آنجا كه قدري منافع خود را در خطر ديده است، دست از عناد برنداشته و گاهي راه ابرقدرتان را در داخل پيگيري كرده و در پايان از قطار وسيع انقلاب پياده شده است.
اين نيروي داخلي در بسياري از مقاطع انقلاب، چه از روي سادهلوحي يا عمد دست در دستان اپوزيسيون خارجي گذاشته و بيتابانه درصدد به نفس نفس انداختن جان انقلاب بوده، اما تاريخ گواه است كه هيچگاه نه در جنگ تحميلي كه انقلاب ما طفلي نوپا بود و شايد راست ايستادن را هنوز به آن معناي واقعي احساس نكرده بود و نه در تحريمها و فتنهها، زمين خوردن را احساس نكرده بلكه تاكنون با صلابت و هيبت به راه خود ادامه داده است. فتنه 88 آخرين نمونه از تلاشهاي جريان داخلي با همراهي غرب است كه با راهاندازي كودتا عليه انقلاب تلاش داشتند براندازي نظام را جشن بگيرند.
اين فتنه امتحاني مهم براي خواص مدعي انقلاب هم بود؛ خواصي كه خود را از ريشه نظام ميدانستند و نظام را بالاتر از كشور تلقي ميكردند ولي در پايان، آنها نيز از قطار انقلاب پس زده شدند و در پهنه تاريخ انقلاب همچون بنيصدرها، جايگاهي را به خود اختصاص دادند. 9 دي 88 دادگاه علنياي بود براي رسوايي سران فتنه و خواص بيبصيرتي كه 8 ماه نظام را در سراشيبي آشفتگي قرار داده بودند بدون آنكه لحظهاي ترديد در افكار و تصميمات خود داشته باشند.
مذهب هم به سادگي آب خوردن از دل و افكار آنها رخت بربست و عاشوراي حسيني را نيز فداي حب قدرت خود كردند و حمايتهاي بيبديل دشمنان خارجي نظام را نيز هر روز به انحاي مختلف دريافت كردند ولي حتي حاضر به تفسير آن نشدند بلكه غوغاسالاري خود را روزافزون كردند. مفسدفيالارض شايد كمترين واژه بيوزني باشد كه بتوان بر سران فتنه نهاد چراكه فساد را به سوي محاربه پيش برده و ظلم عظيمي بر پيكره نظام مقدس جمهوري اسلامي روا داشتهاند.
در اين ميان نبايد از نقش و جايگاه مقام معظم رهبري در عبور از جريان فتنه ۸۸ هم بهراحتي گذشت؛ نقشي كه بسيار مهم و تأثيرگذار بود. معظمله در جريان فتنه سال ۸۸ بيش از ۴۰ سخنراني روشنگر و بصيرتافزا داشتند كه چهره واقعي جريان فتنه را براي امت اسلامي مشخص نمود. مردم نيز بر اساس همين روشنگريها بود كه در فضاي فتنه راه را از چاه تشخيص ميدادند.
اگر روز ۹ دي را روز بصيرت مردمي بدانيم، آنگاه بايد ايمان بياوريم كه اصليترين مولد و مروج اين بصيرت مردمي شخص مقام معظم رهبري بودند. ايشان به صراحت مواضع نظام در خصوص انتخابات، جنگ نرم، فتنه و... را اعلام ميداشتند و همين نداي ولي فقيه نيز در جان مردم ايران اثر ميكرد و آنها ميتوانستند از درون فضاي غبارآلود فتنه خورشيد حقيقت را مشاهده كنند.
نظام در سال88 خود را در پوشش بصيرت عوام، مستحكم كرد و امنيت از داخل و خارج براي ايران، ارمغان فتنه اين سال بود. امروز در پيچ بزرگ تاريخي قرار داريم نه از آن جهت كه دشمني ما را تهديد ميكند بلكه از آن جهت كه آخرين گامهاي خود را براي رسيدن به آرمان بزرگ انقلاب و امام راحل كه همان انتقال و اشاعه تفكر ناب انقلاب اسلامي در سراسر جهان ميباشد، برميداريم كه نيروي پر قوت گذر از اين پيچ تاريخي را ميطلبد و اگر قدرت درونزايي در وراي اين تفكر عبور نباشد، تأخير در رسيدن چنين آرزويي براي مهيا كردن زمين براي تشكيل حكومت جهاني، بسيار هويدا خواهد بود.