کد خبر: 759857
تاریخ انتشار: ۲۵ آذر ۱۳۹۴ - ۲۱:۵۸
اولاد آدم
در زمان‌هاي‌ دور، مرد خسيسي وزارت مي‌كرد. او تعدادي شيشه مشجر براي پنجره‌هاي وزارتخانه‌اش سفارش داده بود تا سياست ديوارهاي شيشه‌اي را دور بزند. شيشه بر، شيشه‌ها را درون صندوقي گذاشت و به وزير گفت باربري را صداكن تا اين صندوق را به وزارتخانه‌ات ببرد من هم عصر در خارج از ساعت اداري براي نصب شيشه‌ها مي‌آيم تا هم گپ سياسي بزنيم و از انتخابات حرف بزنيم و هم شيشه بيندازيم(آن زمان شيشه، فقط شيشه بود، نه مواد افيوني! اشتباه برداشت نكنيد!) . از آنجا كه وزير براي خانه دست و دل باز بود و براي وزارتخانه خسيس، چند باربر را صدا كرد ولي سر قيمت با آنها به توافق نرسيد. چشمش به مرد جواني افتاد، پيش خودش گفت: اين هم از سياست جوانگرايي! به او گفت اگر اين صندوق را برايم به وزارتخانه ببري، سه نصيحت به تو خواهم كرد كه در زندگي به دردت خواهد خورد.
 باربر جوان كه تازه به شهر آمده بود و هنوز از سياست و اقتصاد چيزي نمي‌دانست، سخنان وزير خسيس را قبول كرد. باربر صندوق را بر روي دوشش گذاشت و به طرف وزارتخانه وزير خسيس راه افتاد. كمي كه راه رفتند، باربر گفت: بهتر است در بين راه يكي يكي سخنانت را بگويي. البته بگويم كه بعضي از سخنانت را از حفظم. مثلاً اينكه تورم نقطه به نقطه در اين ماه تك رقمي مي‌شود و تا سه ماه بعد يعني اسفند كه مي‌خواهيد حقوق كارگران را حساب كنيد بي‌رقم.
وزير خسيس كمي فكر كرد و گفت اين باربر جوان از آن شيشه‌بر پير باهوش‌تر است. بايد كاري بكنم كه نيايد دم دستم. يك بابك زنجاني آمد دم دست فلاني ديدي چه قشقرقي به پا كرد. . . . نزديك ظهر بود و او خيلي گرسنه بود. با تدبير فراوان به باربر گفت: اول آنكه سيري بهتر از گرسنگي است و اگر كسي به تو گفت گرسنگي بهتر از سيري است، بشنو و باور مكن.
باربر از شنيدن اين سخن مكدر شد زيرا هر بچه‌اي اين مطلب را مي‌دانست. ولي فكر كرد شايد بقيه نصيحت‌ها بهتر از اين باشد. بالاخره او وزير است. بي‌هيچ كه آدم وزير نمي‌شود! همينطور به راه ادامه دادند تا اينكه بيشتر از نصف راه را سپري كردند. باربر پرسيد: خوب نصيحت دومت چه است؟ لطفا نگو كه موقع دادن يارانه دل درد مي‌شوي و اين ماه از يارانه خبري نيست كه مي‌دانم ياوه مي‌گويي! وزير كه چيزي به ذهنش نمي‌رسيد پيش خود فكر كرد كاش چهارپايي داشتم و بدون دردسر بارم را به منزل مي‌بردم حالا چهارپا نه، يك پرايد. يكباره چيزي به ذهنش رسيد و گفت: بله پسرم نصيحت دوم اين است، اگر گفتند پياده رفتن از سواره رفتن بهتر است، بشنو و باور مكن.
باربر خيلي ناراحت شد و فكر كرد، نكند اين وزير مرا سر كار گذاشته ولي باز هم چيزي نگفت. ديگر نزديك وزارتخانه رسيده بودند كه باربر گفت: خوب نصيحت سومت را بگو، اميدوارم اين يكي بهتر از بقيه باشد. وزير از اينكه بارهايش را مجاني به وزارتخانه رسانده بود و اين‌بار از دادن پورسانت و حق دلالي و شاگرد دانگي رهايي يافته بود، خوشحال بود و به مرد گفت: اگر كسي گفت باربري بهتر از تو وجود دارد، بشنو و باور مكن.
مرد باربر خيلي عصباني شد و فكر كرد بايد اين مرد را ادب كند بنابراين هنگامي كه مي‌خواست صندوق را روي زمين بگذارد آن را ول كرد و صندوق با شدت به زمين خورد، بعد رو كرد به مرد خسيس و گفت اگر كسي گفت كه شيشه‌هاي اين صندوق سالم است، بشنو و باور مكن. از آن‌ پس، وقتي‌ كسي‌ حرف بيهوده مي‌زند تا ديگران را فريب دهد يا سرشان را گرم كند، گفته‌ مي‌شود كه‌ بشنو و باور مكن.
حالا هم اگر شما شنيده‌ايد كه وحيد منايي يك مقام مسئول در سازمان حمايت با اعلام غيرقانوني بودن افزايش نرخ بليت قطار توسط شركت راه‌‌آهن، اعلام كرده: در صورت افزايش نرخ با متخلفان در چارچوب قانون تعزيرات حكومتي برخورد خواهد شد، بشنويد و باور مكنيد! چراكه پيش از اين، معاون مسافري شركت راه‌آهن از افزايش قيمت بليت قطار از ۲۵ آذرماه خبر داده بود. براساس اين تصميم، قيمت بليت قطار مسافري از ۲۵ آذرماه به طور متوسط ۸ درصد افزايش مي‌يابد، ضمن اينكه حداكثر افزايش قيمت ۲۰ درصد و حداقل افزايش قيمت كمتر از ۸ درصد گزارش شده است.
اگر شنيده‌ايد كه مديركل نظارت و هماهنگي گشت‌هاي مشترك سازمان تعزيرات حكومتي از تعزير ۱۷۹ شركت خدماتي و جهانگردي هواپيمايي براي گرانفروشي بليت خبر داده و مي‌توانيد بليت ارزان ابتياع كرده و به سفر برويد، بشنويد و باور مي‌كنيد!
اگر شنيده‌ايد كه...

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار