کد خبر: 758945
تاریخ انتشار: ۲۲ آذر ۱۳۹۴ - ۱۸:۴۰
مروري بر تاريخچه و ادوار جمهوري‌خواهي در ايران
احمدرضا صدري

روند جمهوري‌خواهي در ايران ويژگي‌هاي خاص خود را دارد. پذيرش جمهوري به عنوان يك نوع حكومت بر يك تناقض تاريخي استوار بود. در حالي كه برخي از سياست‌گذاران و انديشمندان ايراني به دنبال برقراري جمهوري در نزد برخي ديگر بودند جمهوري بيشتر نظامي صوري، داراي مضموني اشرافي و نخبه‌گرايانه و حتي به مثابه توهين تلقي مي‌شد. آنچه از روند جمهوري‌خواهي ايران برمي‌آيد، اين است كه در ايران جمهوري‌خواهي به عنوان يك كنش همواره مقدم بر انديشه سياسي آن بوده است. در يك تقسيم‌بندي كلي مي‌توان پنج مرحله را براي بررسي سير انديشه جمهوري‌خواهي در ايران برشمرد:(1)

1ـ احتمالاً براي نخستين بار در سال 1178ش/ 1214ق/ 1799م كه مهدي‌قلي‌خان بهادر از طرف حكومت انگليس در هند به دربار فتحعلي‌شاه فرستاده شد، موضوع جمهوري در نزد ديوانيان حكومت و شاه ايران مطرح شد. مهدي‌قلي‌خان مأموريت داشت به‌منظور جلوگيري از راه يافتن فرانسوي‌ها به سواحل خليج‌فارس فتحعلي‌شاه را نسبت به ترس و صدمات فرانسوي‌ها به سواحل خليج‌فارس آگاه كند و بترساند. چند دهه بعد و در زمان ناصرالدين‌شاه ملكم‌خان ـ كه مروج انديشه‌هاي جديد غرب در ايران بود ـ با تأسيس فراموش‌خانه در مظان تبليغ افكار جمهوري‌خواهي و آزادي‌طلبي قرار گرفت كه همين امر باعث طرد وي از دستگاه حكومت و تبعيد او شد. (2) در واقع تلاش‌هاي جمهوري‌خواهي دچار افول شد.

2ـ دومين مرحله تاريخي در انديشه جمهوري‌خواهي ايرانيان را مي‌بايست پيامد سرخوردگي‌هاي پس از انقلاب مشروطيت تلقي كرد. اين مرحله را عصر عمده جمهوري‌خواهي در ايران مي‌نامند. ساختار مشروطه نهادهاي سنتي سلطنتي را تضعيف كرد، اما نهادهاي مشروطه نتوانستند اقتدار ملي ايجاد كنند و ساختارهاي قدرتمندي را به وجود آورند كه به ثبات، آرامش و امنيت بيشتري براي ايران منجر شود. در چنين شرايطي جمهوري‌خواهي در ايران ظهور يافت بدون آنكه انديشه‌هاي سياسي و زيرساخت‌هاي نهادي آن ايجاد شده باشد.

مبارزان مشروطه با استفاده از كاهش توانايي قدرت مركزي سعي كردند نظام جمهوري را در مقياس كوچك و در سطوح محلي تجربه كنند. انقلابيون گيلان به رهبري كوچك‌خان جمهوري گيلان را اعلام كردند و انقلابيون آذربايجان به رهبري شيخ‌محمد خياباني در صدد تشكيل آزاديستان بر‌آمدند. در اين مقطع انقلابيون گيلان براي نخستين بار جمهوري گيلان را به عنوان پايگاه گسترش جمهوريت در ايران اعلام كردند. در خرداد 1299ش نخستين كنگره بزرگ فرقه عدالت در انزلي ضمن تغيير نام فرقه به فرقه كمونيست ايران اعلام كرد با جنگلي‌هاي گيلان جمهوري شوروي سوسياليستي گيلان را تشكيل داده است. (3) اين تجربه‌ها هم به دليل موقعيت رهبران و هم به خاطر محدود بودن آن به عنوان يك نظام سياسي مورد اعتراض جدي قرار نگرفت.

3ـ مهم‌ترين مقطع در انديشه جمهوري‌خواهي ايرانيان زماني بود كه انديشه جمهوري‌خواهي به صورت گسترده در ادبيات سياسي ايران به‌گونه‌اي رواج يافت كه بحث به صورتي بي‌سابقه در پارلمان ايران نيز مطرح شد. در اين مقطع گروه‌هاي پارلماني طرفدار سردار سپه يعني فراكسيون تجدد به رهبري تدين و فراكسيون سوسياليست ـ كه اكثريت مجلس را در اختيار داشتند ـ با تأثيرپذيري از تركيه جديد لايحه انقراض سلطنت را تقديم كردند. همزمان برخي از روشنفكران و جرايد از جمله ايرانشهر به حمايت از جمهوري پرداختند. عارف قزويني به عنوان نخستين شاعر به صراحت از لفظ جمهوري ياد كرد.

در مقابل مراجع و علما از جمله مدرس با جمهوري‌خواهي به مخالفت برخاستند. در خلال مبارزه مدرس با حكومت جمهوري عده‌اي به مدرس ايراد و خرده گرفتند كه چرا با رژيم جمهوري مخالفت مي‌كند؟ مدرس در پاسخ به اين قبيل ايرادها و اعتراضات گفته بود: «من با جمهوري واقعي مخالف نيستم و حكومت صدر اسلام هم تقريباً و بلكه تحقيقاً حكومت جمهوري بوده است، ولي اين جمهوري كه مي‌خواهند به ما تحميل كنند بنا بر اراده ملت ايران نيست.‌»(4) نكته مهم و قابل توجه در اين مقطع آن بود كه دولت از مردم درخواست جمهوري مي‌كرد(5) در نبود احمدشاه، مستبدان شاه‌پرست بيش از مليون جمهوري‌خواه حقيقي سنگ جمهوري‌طلبي را به سينه مي‌زدند. سرانجام احزاب تجدد و ترقي‌طلبان به‌جاي لايحه انقراض سلطنت و استقرار جمهوريت، لايحه انقراض سلسله قاجار و تفويض قدرت به رضاخان را تقديم داشتند. به‌‌رغم تغيير سلطنت، آرمان جمهوري‌خواهي در خارج از ايران همچنان رونق داشت، طوري كه در سال 1310 گروهي از دانشجويان ايراني در اروپا كنگره‌اي در كلن تشكيل دادند و خواستار تشكيل جمهوري در ايران شدند.

4ـ چهارمين مرحله در انديشه جمهوري‌خواهي ايرانيان كه در سطح بسيار محدود روشنفكران و نيروهاي سياسي مطرح شد، به‌طور عمده شامل تلاش‌هاي سازمان نيافته و حزبي پس از كودتاي 1332 مي‌شود. در اين مرحله طرح نظام جمهوري از سوي جمعيت سوسياليست‌هاي خداپرست به رهبري دكتر نخشب و احمد آرامش ـ كه با گروهي از مقامات كشوري و لشكري عضو حزب دموكرات ايران قوام بود و در دهه 1320 گروه ايران‌پرستان را تشكيل داده بودند ـ مطرح شد. اين گروه از ترقي‌خواهان ايران با تأسيس و ايجاد كميته جمهوري، خواهان تغيير رژيم شدند.

5ـ مرحله پنجم حد فاصل سال‌هاي 1356 تا پيروزي انقلاب در سال 1357 را شامل مي‌شود كه ايران به رهبري امام خميني(ره) نظام جمهوري اسلامي را برمي‌گزيند. توضيح آنكه امام خميني(ره) در دهم آبان 1357 براي نخستين بار جمهوري اسلامي را به عنوان شكل نظام سياسي آتي ايران معرفي كردند. از آن به بعد كلمه جمهوري در حدود 300 بار در گفتارها و نوشتارهاي ايشان آمده است. در فاصله زماني 9/12/1357 تا 12/1/1358 همزمان با برگزاري رفراندوم حدود 30 سخنراني و اعلاميه از ايشان درج شده است كه بيش از 20 مورد آن به جمهوري اسلامي اشاره دارد. به‌رغم فصل مشترك و مساعي گروه‌هاي مختلف سياسي در براندازي رژيم سلطنتي و شاهنشاهي بديل اين گروه‌ها براي نظام جانشين، متفاوت بود. جمهوري، جمهوري دموكراتيك، جمهوري ملي اسلامي، جمهوري دموكراتيك اسلامي و... بخشي از طرح‌هايي بود كه نيروهاي سياسي به آن اعتقاد داشتند و آنها را مطرح مي‌كردند. در اين شرايط امام(ره) علناً و مكرراً بر «جمهوري اسلامي نه يك كلمه زياد و نه يك كلمه كم» يا «نه حرف اين ور و نه حرف آن ور» تأكيد مي‌كنند. شكل پيشنهادي نظام براي رفراندوم نيز جمهوري اسلامي بود و بدين سان پس از تلاش‌هاي فراوان در گذر تاريخ، آرمان جمهوري خواهان ايراني محقق و اين شكل از حكومت، متناسب با هويت ديني ايرانيان در اين كشور برپا گرديد.

پي‌نوشت‌ها:

1ـ محمدوحيد قلفي، مجلس خبرگان و حكومت ديني در ايران، تهران، عروج، 1384، صص 113ـ118

2ـ همان

3ـ مصطفي فاتح، پنجاه سال نفت ايران، تهران، كاووش، بي‌تا، ص 381

4ـ حسين مكي، تاريخ بيست وپنج ساله ايران، جلد8، ص59

5ـ عباس مصلي‌نژاد، پايان جمهوري‌خواهي در ايران، تهران، قومس، 1383، ص 39

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار