بررسى منابع اسلامى نشان مىدهد كه «گذشت» يكى از اصول اساسى در برخورد با لغزش افراد باايمان است. قرآن كريم، حتّى در همان آياتى كه كيفر و مجازات را براى مجرمان و گناهكاران تشريع مىكند و مؤمنان را از خطر و زيان آنان برحذر مىدارد، گذشت و چشمپوشى از خطاهایشان را نيز به عنوان يك ارزش برتر مطرح مىسازد. حالا طرحي توسط قاضي ناظر زندانهاي اهواز در دست اجراست كه به زندانيان اجازه ميدهد با تغيير رفتار و رويه قبلي خود نه تنها از امتيازات زيادي بهرهمند شوند بلكه به راحتي راه رسيدن به عفو را نيز هموار سازند. به همين بهانه به سراغ رضا كياني راد، قاضي ناظر زندانها و قاضي اجراي احكام اصل 49 اهواز (خوزستان) رفتيم. وي در شرايطي با مدرك دكتراي فقه مباني حقوق اسلامي و كارشناسي ارشد حقوق جزا و جرمشناسي و كولهباري از تجربه پاي به ميدان گذاشته كه قصد دارد پيشگيري از وقوع جرم را در زندانيان نهادينه كند.
آقاي كياني راد! با توجه به مشخص بودن حكم هر جرم در قانون، شما چطور ميخواهيد مجازاتها را تغيير دهید يا بر اساس رفتار زندانيان آنها را تعديل كنيد؟
ما سعي كردهايم با بهرهگيري از يكسري خلاقيتها در كارهايمان روشهاي جديدي از مجازات را تجربه كنيم كه در اهدافمان به خوبي مشخص هستند.
در شرايطي كه سياستهاي قوه قضاييه مشخص و فرمايشات حضرت آقا نيز به عنوان چراغ راه وجود دارند، بنده به عنوان قاضي از زمان شروع به كارم متوجه شدم كه بايد بر چه اساس و اصولي حركت كنم. با توجه به اينكه ميدانستم بايد چه كار كنم و البته كار قضات قبل را هم ديده بودم، به اين نتيجه رسيدم اگر به همان سبك قبلي حركت كنم، نه تنها چيزي تغيير نميكند بلكه حاصل همان ميشود كه الان هست.
با اين حال، اين حرفها را زماني ميزنيم كه همه ما معتقديم مؤمن كسي است كه امروزش با ديروز فرق كند. بنابراين و با توجه به اينكه حضرت آقا چند ماه پيش فرموده بودند اوضاع زندانها مناسب نيست، با استفاده از تجربيات و تحصيلاتم (كه تا حدودي تحليل جرمشناسي از جامعه دارم) و با كمك دوستان رصد كرديم و ديديم روشهاي استفاده شده كاربرد ندارند. به همين خاطر تصميم گرفتيم خلاقيتهايي را به كار بگيريم تا پيشگيري از جرم از داخل زندانها شروع شود.
پيشگيري از وقوع جرم آن چيزي است كه عقل ميگويد. به اين نحو كه عقل ميگويد پيشگيري بهتر از درمان است و به جاي مبارزه با معلول جرم كه افراد باشند، علتها را ريشهيابي كرده و با آنها مبارزه كنيد.
يعني در نهايت به دنبال اين هستيد كه كسي اصلاً جرمي مرتكب نشود؟
بله. براي هر نوع پيشگيري بايد زمينه وقوع جرم را از بين ببريد. مثلاً اين تعداد زنداني ميآيند و ميروند و كسي با آنها كار ندارد. دوباره يك عده ميآيند و ميروند و اين دايره همينطور ميچرخد. از همه مهمتر اينكه در داخل زندان كسي با اينها كاري ندارد. آيا به صرف يك زنداني شدن افراد متحول ميشوند؟
بنده وقتي ميديدم جمعيتي حدود6 - 5 هزار نفر در زندانهاي اهواز در بند هستند ناراحت ميشدم و ديدن اين مسائل مرا آزار ميداد.
همين كه مردم از واژه زندان ميترسند، نميتواند عاملي براي پيشگيري از وقوع جرم باشد؟
به نظر من بسياري از مردم چيزهاي غيرواقعي از زندان شنيدهاند. ابتدا بايد گفت كه زندان، اسمش زندان نيست بلكه سازمان است. سازمان اقدامات تأميني و تربيتي.
چون بنده 15 سال تجربه كار تربيتي و تبليغي داشتهام در تحقيقاتم ديدم در زندانها كار تربيتي انجام نميدهيم و تصميمات ما تصميمات خشك قضايي است. در حالي كه ما با آدمهاي آهني طرف نيستيم و زنداني هم يك انسان است. در برخورد با زندانيان متعدد به خوبي معلوم ميشود ما نميتوانيم براي همه يك نسخه را مثل نظام غرب بپيچيم. هر زنداني شرايط خاص خودش را دارد. شرايط خانوادگي، شخصيتي و. . . . به همين خاطر بايد به يكي محبت كرد. با يكي انس گرفت و به ديگري سختگيري كرد. وقتي اين سيستم پياده شود آنوقت ميتوان از تربيت صحبت كرد.
يعني چه كار كرديد؟
آمديم شايستهسالاري را حاكم كرديم و سياست را بر اساس آن پيش برديم. گفتيم شما زندانيها مثل بقيه مردم هستيد و حالا به خاطر ارتكاب جرمي به اينجا رسيدهايد. چه بسا آدمهاي بسيار خوبي هم باشيد كه خطا و اشتباهي مرتكب شدهايد. اما بايد بدانيد ما هم از اين شرايط راضي نيستيم.
منظورتان اين است كه شما بدون واسطه با زندانيها صحبت ميكنيد؟
بله. در سخنرانيها گفتم رابطه قاضي و زنداني بايد بدون واسطه باشد. روبهرو و بدون هيچ مانع و نفر سومي. زيرا اين باعث آرامش زنداني ميشود. وقتي زنداني آرامش داشته باشد ديگر در زندان خلاف نميكند. با خيال راحت مسائلش را مطرح ميكند و با اعتماد به مجموعه پيش ميرود.
چطور زندانيها را وارد برنامه خود كرديد؟
قرار شد اگر كسي(زنداني) وارد قالب برنامههاي ما شد تشويق شود. تشويقهايي مثل مرخصي، آزادي و عفو. حتي مشكلات قضايي برخي پروندهها كه نياز به وكيل يا نياز به يك پيگيري جدي از طرف خانوادهها داشته باشد ما به عنوان قاضي آن را پيگيري ميكنيم.
يعني از نفوذ خود به نفع زنداني استفاده ميكنيد؟
بله. به هرحال همكارانمان مرا به عنوان قاضي قبول دارند. به همين خاطر وقتي ميگوييم فلان زنداني كسي را ندارد، حتماً كارش سريعتر انجام ميشود. بنابراين وقتي يك زنداني شايسته است و از ما كمك ميخواهد حتماً كارش زودتر و با سرعت به نتيجه ميرسد. اما نكته قابل ملاحظه بازخورد اين كار است كه در نهايت رضايت خانواده از دادگستري و حكومت(نظام) را در پي دارد.
الگوي اصلي طرح شما از كجا اقتباس شده است؟
خوشبختانه اين سياستها صرفاً بر اساس فرمايشات حضرت علي(ع) است. در حكمت 177 نهج البلاغه مولا علي (ع) ميفرمايند: «بدكار را با پاداش دادن به نيكوكار مجازات كن.» اين سياست متأسفانه در كشور خيلي اجرايي نشده. اگر توجه كنيم، امام نميفرمايند كه بدكار را مجازات كنيد، بلكه ميفرمايند: به كسي كه كار خوبي كرده، در هرجا كه باشد، اداره، زندان يا سازمان پاداش بدهيد. وقتي زنداني رفتارها و كردارش تغيير ميكند بايد ما به سمتش برويم. در اين حالت وقتي يك خلافكار ميبيند از اين پاداشها محروم شده و بهرهاي از آنها نبرده، ناخودآگاه سعي ميكند در كارهايش تجديدنظر كند. روشهاي تشويقي حضرت علي و مقام معظم رهبري روشي نوين است كه اجرايي نشدهاند. ما هم كار خاصي نكردهايم فقط اينها را در زندان اجرا كرديم.
آيا تأثير اين روشها را خودتان مشاهده كردهايد؟
بله. هم اكنون مسئول فرهنگي زندان درخواست جاي بيشتري براي آموزش زندانيان دارد. الان 400 حافظ قرآن از يك سوره تا كل قرآن داريم. ما سياستهايمان را بدون فشار آغاز كرديم و در همان ابتدا يكسري از زندانيان مقاومت ميكردند ولي وقتي ديدند خودشان ضربه ميخورند، روششان را عوض كردند.
نگاه شما به زندانيان چطور است؟ افرادي كه به هر حال خلافي در حد حكم حبس مرتكب شدهاند.
اين يك حقيقت است كه در كل كشور 95درصد زندانيها آدمهاي معمولي هستند. شايد كمتر از 5درصد آنها آدمهاي شروري باشند. البته اين 5درصد ميتوانند بقيه زندانيان را تحتالشعاع و تحت تأثير قرار دهند. ما سعي كرديم اين 5درصد را با محروم كردن از تشويقها به فكر تغيير بيندازيم.
نحوه ديدار حضوري شما با زندانيان به چه صورت است؟
ما در خود بندها حضور پيدا كرده و علاوه بر ديدار بدون واسطه با زندانيان و شنيدن حرفها و مشكلاتشان، به درخواستهاي آنان به صورت مكتوب دستور داده و كارشان را پيگيري ميكنيم. بنده هر هفته حدود 100 زنداني را رو در رو و بدون هيچ محافظ و. . . ميبينم و مينشينيم با هم صحبت ميكنيم. آنها سؤالاتشان را ميپرسند و خيلي راحت جواب ميگيرند و اگر همانجا نياز باشد براي انجام امورشان دستور هم ميدهيم. اين روشها اعتماد زنداني به قاضي را جلب ميكند. وقتي زنداني به دادگستري و قاضي اعتماد كند خيالش راحت است.
از طرف خانوادهها هم بازخورد اين كارتان را ديدهايد؟
خانوادههاي زيادي به من اطلاع دادهاند از زمانيكه اين برنامهها را شروع كردهايم، تغييراتي را در زندانيانشان مشاهده كردهاند و با آرامش بيشتري پيگير مسائل آنها هستند. بنده به بروكراسي اعتقادي ندارم و با اينكه معتقدم لازم است اما اجباري نيستند. بدون كاغذ هم ميشود حرف زد و حكم داد.
آماري از نتيجه كارهايتان داريد؟
خيلي وقتها بايد قاضي به ميان مردم برود تا ببينيد تصميماتي كه گرفته چه تأثيراتي به همراه داشته است. مثلاً من در ذهنم اين بوده كه در زندانها ميزان خلاف را از صد در صد به 80 درصد برسانم. حالا بايد ببينم آيا واقعاً اين اتفاق افتاده؟ كم شده يا نه. براي رسيدن به جواب اين سؤالات و آگاهي از نتايج فعاليتهايمان بعضي وقتها از خود زندانيها ارزشيابي ميكنم. از وضعيت زندان و قاضي ناظر زندان ميپرسم. حتي سؤال ميكنم از خود من راضي هستند يا نه؟
بر همين اساس يكي از برنامههايم حضور مستمر و منظم در زندان در بندها، مسجد و بازديد سرزده از تمام قسمتهاي زندان است. البته در كنار تمام اين برنامهها هيچ خلافكار و متخلفي هم نبايد در امان باشد.
آيا اين برنامهها و سياستهايي كه در پيش گرفتهايد براي زندانيان زن هم اجرا ميشود؟
قاضي ناظر زندان زنان فرق ميكند. به همين خاطر هنوز برنامههاي ما در آنجا به اجرا درنيامده. البته مجموعاً 150 زنداني زن داريم. بنابراين وقتي تعداد كم باشد نظارت بهتر ميشود. با اين تفاسير وقتي برنامهاي حاكم شود، يعني حاكميت عقل و امتيازات به ميان بيايد، مطمئن باشيد كل استانها را در برميگيرد.
پس با توجه به سياستهاي شما بايد گفت، امتيازاتي به زندانيان ميدهيد و منتظر يكسري خروجيها هستيد. اگر اين برنامهها به نتيجه خوبي برسد به فكر سازماندهي و ابلاغ آن از طرف مراجع بالاتر به ديگر استانها هستيد؟
بله. ما آيتمهاي مختلفي را در نظر داريم كه تمام اينها جزو ابتكارات است و به دنبال اين هستيم كه در كشور آييننامه مدوني داشته باشيم. البته يكسري از چيزها در آييننامه سازمان زندانها وجود دارد اما به خاطر اينكه كلي گفته شده، ناقص است. مثلاً براي آموزش قرآن، كسب مهارتها و... امتيازاتي تعيين شده است. وقتي اين امتيازات جمع ميشود مثلاً زنداني 500 امتياز به دست ميآورد كه در اين حالت ميتواند درخواست مرخصياش را در جلسه شورا مطرح كند. اما ما آمديم گفتيم اين 500 امتياز كم است و زندانيان بايد هزار امتياز بياورند تا از مزايايي بهرهمند شوند.
يعني شرايط را براي زندانيان سختتر كرديد؟
در اوايل خيلي سخت شد. به همين خاطر با مقاومتهايي مواجه شديم. اما با سخت و آسان گرفتنها، بعد از حدود پنج ماه همه چيز به روال عادي تبديل شد. الان زندانيهاي ما هزار و 2 هزار امتياز را راحت كسب ميكنند. بنده مقرر كردم هر روز نماز جماعت براي هر زنداني 25 امتياز داشته باشد. يا اين اجازه را داديم كه امتيازات ذخيره شوند. به اين صورت كه در طول سه ماه هركاري كه انجام دهند، مجموع امتيازاتشان حفظ ميشود. با اين كار بعد از مدتي ميتوان شيب صعودي يا نزولي بودن كسب امتيازات را برآورد كرد.
مهارتها هم امتياز دارند؟
بله. كسب مهارتهايي مثل جوشكاري، بنايي، صنايع دستي، تعميرات ساختماني و... بسيار بااهميت هستند. چندي پيش تعدادي از زندانيها 400 تخت فلزي به ارزش حدود 300ميليون تومان ساختند كه براي تقدير از آنها به ميانشان رفتم و مشكل تكتكشان را برطرف كردم.
چرا در ترويج اين برنامهها سرعت لازم وجود ندارد؟
نميتوانيم كارها را به سرعت تسري بدهيم. وقتي ميخواهيد كاري را شروع و جرياني ايجاد كنيد بايد مرتب در موردش صحبت كنيد و فضا را حاكم كنيد.
قانون به قاضي اين اجازه را داده كه بخواهد حكمي را تغيير دهد؟
بله. ميشود طور ديگري هم حكم داد. ماده 39 قانون مجازات اجازه داده است در جرايم 7 و 8 قاضي حكم به معافيت از كيفر بدهد. يعني صورت جلسه كرده و بنويسد «با توجه به ندامت و... معافيت از كيفر!» ماده 66 نيز گفته مجازات جايگزين حبس. جهت اطلاع بايد بگويم قاضي ناظر زندان اختيارات زيادي دارد.
اما در هر حال مجرم زنداني ميشود.
شما ميگوييد زندان. اما يك زندان باز هم داريم كه زنداني ميتواند برود و كار كند. درست است در دادگاه حبس بريده ميشود اما بر اساس اختيارات، ما ميگوييم با فلان شركت قرارداد ميبنديم و زنداني براي انجام كار، روزها به آنجا ميرود و شبها به زندان بازميگردد. ضمناً مرخصي هم ميگيرد. ما در اينجا تنظيمكننده كارها هستيم. ولي يك مشكلاتي بين ارگانهاي دولتي وجود دارد كه در حيطه وظايف ما نيست. مثلاً وظيفه سازمان زندانهاست كه با ارگانها هماهنگ بشوند. برخي كارها هم وظيفه بنياد تعاون زندانهاست. بنده اعلام كردهام هر تعداد زنداني كه زمينه اشتغالشان مهيا بشود، ميتوانم شرايط كار كردنشان را آماده كنم. اتفاقاً زندانيها خيلي خوب كار ميكنند. سالنهايي ميسازند كه ميليونها ارزش دارد. ما نميتوانيم به آنها پول بدهيم اما ميتوانيم امتياز بدهيم.
به كارهایتان ايمان داريد؟
كارهايي كه ما ميكنيم شعار نيست بلكه دستور است. مثلاً در راستاي همدلي و همزباني، ملاقاتهاي مردمي گذاشتيم. يعني دستوري از طرف مقام معظم رهبري صادر شده است و ما اقدام كرديم. بيانات آقا براي من شعار نيست بلكه دستور است. همه ميدانند ورود به زندان خيلي سخت است. اما ما كاري كرديم دسترسي به قاضي ناظر زندان در كمتر از پنج دقيقه انجام شود. در هر زندان نوبت تعيين شده تا وقت كسي تلف نشود. ضمناً خانوادهها به راحتي ميتوانند به زنداني دسترسي داشته باشند.
من فكر ميكنم زندانيان مثل برادرانم هستند كه آسيبديدهاند و نياز به كمك دارند. بنابراين مجازات بايد از روي دلسوزي باشد چون اگر بيتفاوت باشيم همه چيز خراب ميشود.