لابد پيش آمده است كه پيش خودتان فكر كردهايد كه چرا ما پيشدستي نكردهايم و نگذاشتهايم كه خارجيها ما را كشف كنند و صادراتمان را افزايش دهيم و بدينوسيله دوران درخشان تدبير و اميد را پر فروغتر كرده و وارد عرصهنويني شويم كه آن سرش ناپيدا! مثلاً لابد پيش خودتان گفتهايد حالا كه روسيه مناسبات اقتصادياش را با تركيه به هم زده، چه ميشد كه ايران جنبي ميخورد و دستي تكان ميداد و... نميگذاشت كه هنديها جاي تركيه را براي روسيه بگيرند و... (لابد ميگوييد آنها در صورتشان خال دارند و ما نداريم. آنها همينطور گردنشان و دستانشان به صورت خدادادي حركات موزون دارد و ما نداريم. آنها....).
عارضم به حضورتان در اين مبحث، چند نكته وجود دارد و در هر نكته چند واگويه و در هر واگويه بايد انديشيد و الا ميشود حكايت كارتهاي اعتباري 10 ميليون توماني كه با دادنشان ميخواهيم مشكلات كارخانههاي خارجي را حل كنيم و مردم بروند و جنس خارجي بخرند تا رقابت ايجاد شود و كارخانههاي داخلي به عوض جنس داخلي، جنس خارجي توليد كنند. اصلاً برايتان يك نامه را رو ميكنم تا بفهميد كه چرا خارجيها از ايرانيها جنس توليد ايران وارد نميكنند. (نترسيد! اين نامه ربطي به نامه شخص آزادشده از زندان بابت دكل قورت داده شده نفتي يعني آقاي «ميم. ميم. ميم» ندارد و برنميگردد. آن نامه سياسي است و ما كارمان اقتصاد است. هر چند نويسنده نامه ميگويد كه كار او اقتصاد است و ربطي به سياست ندارد. اما همين گفته ناشي از سياست اوست!)
بله! داشتم از نامه ميگفتم. از قديم گفتهاند اي نامه كه ميروي به سويش، از جانب من ببوس رويش! اما حالا يك نامه ميتواند آدم را كله پا كند. چه برسد به اينكه فاتحه صادراتمان را هم بخواند و خارجيها را هم كله پا كند. حالا نامه را بخوانيد تا بفهميد كه چرا ما اينقدر خوب هستيم و كسي نميآيد به سراغمان، جز براي قالب كردن اجناسش! البته يك پيشينه و پسينه هم اولاد آدم برايتان ارائه ميدهد كه اين نامه زود هضم شود:
پس از افشاي موضوع مصرف روغن پالم در صنايع لبني از سوي وزير بهداشت در سال گذشته، سقف واردات روغن پالم سالانه 420 هزار تن تعيين شد و بر اين اساس از 4/1 ميليون تن روغن مصرفي در كشور حدود 30 درصد به پالم اختصاص يافت. اما ابوالحسن خليلي، رئيس انجمن روغن نباتي در نامهاي به هدايت حسيني، مديركل نظارت و ارزيابي فرآوردههاي خوراكي و آشاميدني وزارت بهداشت افزايش 20 هزار تني سقف واردات روغن پالم را خواستار شده است. البته نه براي خوردن خودمان بلكه براي خورد و خوراك اجانب !
در نامه رئيس انجمن روغن نباتي با تاريخ 11 آبان ماه آمده است:
آقاي دكتر هدايت حسيني
مدير كل محترم نظارت و ارزيابي غذايي، آرايشي و بهداشتي
احتراماً پيرو مذاكره تلفني به منظور توسعه صادرات روغن نباتي، خواهشمند است موافقت خود را براي واردات 20 هزار تن روغن پالم خارج از سقف مصوب توليد ساليانه اعلام فرماييد. شايان ذكر است كه اين انجمن تعهدات لازم براي استفاده اين روغن صرفاً به منظور صادرات را به آن اداره كل خواهد سپرد.
اما به گزارش اولاد آدم، هدايت حسيني حدود 10 روز پيش از سمت خود بركنار و بهروز جنت جايگزين وي شد و نامه اولين نفر را كله پا كرد.... ديناروند، رئيس سازمان غذا و دارو اخيراً گفته بود: يك موقع در روغن مصرفي خانوار 35 درصد اسيد چرب ترانس وجود داشت كه هر يك درصد از اين اسيد، ميزان ابتلا به بيماريهاي قلبي و عروقي را 2 درصد افزايش ميدهد. به گفته وي 80 هزار نفر در سال به همين دليل ميميرند و در حال حاضر به شدت در معرض قاچاق و تقلب هستيم. حالا فكرش را بكنيد كه خارجيها بفهمند كه ما روغني را كه به آنها ميخواهيم بفروشيم با روغني كه خودمان ميخوريم، كرور كرور توفير دارد!(يعني پالمهايي كه به صورت مازاد در روغن خودمان استفاده ميكنيم، قاچاقي است و پالمهاي روغن صادراتيمان، وارداتي است!) خب معلوم است كه ميروند سراغ يكي ديگر! حالا اين روغن است، شما برو سراغ هر چيز ديگر! البته اشكالي هم ندارد. اينجا فقط نه تنها جان ما عزيز نيست كه جان ديگران هم عزيز نيست. از قديم گفتهاند ديگي كه براي من نجوشد... (نميدانم بقيهاش را هم بگويم يا نه! ميترسم كمپين دفاع از حقوق حيوانات راه بيندازند و بگويند اولاد آدم هم بله!) يا بخت يا اقبال! ميگويم! بله ! از قديم گفتهاند: «ديگي كه براي من نجوشد، سر سگ در آن بجوشد.» يا گفتهاند: «دنيا پس مرگ من چه دريا، چه سراب» و «پس از ما گو جهان را آب گيرد.» يا «شكم ما كه سير است، هرچه شكم گرسنه است پاره باد» يا «خرت را بران» و... و اينگونه بود كه صادرات ما فقط واردات شد!