پس از اينكه شمار زائران اربعين امسال 26 ميليون اعلام شد، در گروههاي اجتماعي بحثها بالا گرفته است و طبق معمول دو طرف دو سوي ريسمان بحث را محكم ميكشند و هيچ يك زير بار منطق ديگري نميرود كه هيچ، از استهزا و نقد غيرمنصفانه ديگري هم كم نميگذارد. يك سوي بحث آناني هستند كه كلاً آمار ارزشي را بر نميتابند و تخريب ميكنند و سوي ديگر آناني كه براي آمار خود تبيين منطقي ندارند و شعارگونه عمل ميكنند.
منطق كساني كه آمار 26 ميليوني را باور ندارند، اين است كه با احتساب درصد زائران غيرعراقي، براي رسيدن به رقم 26 ميليون بايد بپذيريم كه بيشتر شيعيان عراق در راهپيمايي شركت كردهاند و اين با ملاحظه ظرفيت كربلا و ديگر امكانات، پذيرفتني نيست.
بدون آنكه به عدد 26 ميليون اعتنايي كنيم براي آنكه بتوانيم اطلاعات بهتري براي قضاوت داشته باشيم، چند نكته قابل تأمل را بايد در نظر بگيريم.
1ـ بيشتر زائران عراقي اصولا وارد كربلا نميشوند. مردم عراق معمولاً در انتهاي راهپيمايي اربعين كه براي برخي از ايشان به دهها كيلومتر ميرسد، با ديدن حريم كربلا سلام ميدهند و باز ميگردند. پس هرگز نبايد به دنبال همه زائران اربعين – 26 ميليون يا هر عدد ديگر – در خود شهر كربلا يا اطراف حرم بگرديم.
2ـ در ابعاد زماني هم همين نكته صدق ميكند، يعني حتي نبايد به دنبال همه زائران در روز اربعين باشيم. چون بسياري از زائران قبل از فرا رسيدن روز اربعين به زيارت و راهپيمايي خود خاتمه ميدهند و بازميگردند، همچنان كه چند صد هزار از زائران ايراني چند روز مانده به اربعين به ايران بازگشتند.
3ـ اگر برخي رسانهها آمار زائران را بالاي 20 ميليون و 26 يا 27 ميليون اعلام ميكنند، احتمالا در مشاهدات ميداني به حضور و مشاركت عموم شيعيان عراقي – به نحوي از انحا – ايمان آوردهاند. نگارنده كه سال گذشته توفيق حضور در مراسم را داشت، به جاي توقف در عدد 26 يا چيزي كمتر يا بيشتر از آن، به موضوع مهمتري توجه ميكند. شيعيان عراقي از دو هفته مانده به اربعين «در كار اربعين» هستند. از پخت و پز و پشتيباني تا امنيت و برنامهريزي و حمل و نقل و تا همراهي و همدلي. آن زائركهنسال را كه ناتوان از حركت است اما به كنار مسير پياده روي ميآيد و در كاري مشغول ميشود، بايد زائر و بلكه زائر اصلي به حساب آورد. بدين ترتيب رسيدن به رقمي كه شامل عموم شيعيان عراق و چند ميليون از زائران غيرعراقي است، سخاوت نميخواهد، بلكه صداقت و صرافت (فهميدن و انديشيدن) ميخواهد.
4- نكته مهم تر آنكه چرا به جاي بحث بر سر اعداد و ارقام بر عظمت جريان اربعين تمركز نميكنيم؟ براي دنيا حضور همزمان يك و نيم يا 2 ميليون ايراني – به فاصله 10 روز – در كشوري ديگر معناي خاص خود را دارد. كشورهاي مقصد گردشگري در اروپا هرگز حاضر نميشوند در يك بازه كوتاه زماني با حفظ همه شرايط امنيتي به چنين حجمي از گردشگر اجازه ورود و اقامت در كشورشان را بدهند. اما ميان ايران و عراق، زائران بدون عبور از گيتهاي امنيتي و با كمترين هزينه در حجم جمعيت دو يا سه استان كشور مقصد، رفت و آمد ميكنند. براي ناظران جهاني معني چنين حركتي، برچيده شدن مرزهاي مرسوم جغرافيايي در مقابله با مرزهاي ايماني و اسلامي است. جريان اربعين را بايد از اين سو نگريست تا متوجه اهميت خاص آن براي جهان شد. در آن صورت چرتكه انداختن و پزهاي روشنفكري و حساب و كتاب، رنگ ميبازد، زيرا در اين ميراث معنوي بزرگ، تابلو جهان رنگ ديگري به خود گرفته است.