
هر چه به انتخابات مجلس دهم نزديك ميشويم، صحنه يارگيريهاي سياسي در ميدان رقابت شكل واقعيتري به خود ميگيرد و گاه ميتوان گفت، حوادث از آنچه ناظران انتظار آن را داشتند، با سرعت بيشتري به نقطه نهايي خود نزديك ميشود.
اصلاح طلبان كه تمام تلاش خود را براي حضور در انتخابات به صورت مستقل و در قالب يك اتحاد سياسي با دولت به خرج داده بودند و تمام تلاش خود را بر اين مسئله متمركز كرده بودند تا بتوانند در يك ائتلاف هماهنگ بار ديگر به عرصه قدرت سياسي بازگردند، حالا با چهره سخت و خشن واقعيت روبه رو شدهاند.
اصلاح طلبان مدعي اين هستند كه گفتمان آنها از نظر تئوريك با آنچه جامعه به دنبال آن است، پيوند بسيار نزديكي دارد و هیچ كس خواستار بازگشت اوضاع به پيش از خرداد سال 92 نيست.
در مقابل چنين باوري بازخوردهاي منعكس شده از جامعه به هيچ عنوان چنين چيزي را نشان نميدهد و اصلاح طلبان عملا هيچ گرايش منسجم سياسي در سطوح مختلف جامعه به مهرههاي خود نميبينند. البته از آنجا كه ديوار حاشا بلند است، اصلاح طلبان مدعي هستند كه اتفاقات چند سال گذشته عملا آنان را از ارتباط با جامعه محروم كرده است. احزاب آنان فعاليتي ندارد و حتي در فضاي مجازي نيز با وجود تمام امكانات بالقوه همچنان اين ارتباط ضعيف مانده است.
از سوي ديگر همچنان فتنه سال 88 به عنوان مانعي بزرگ در مقابل اصلاحطلبان براي ورود به قدرت قرار دارد و هنوز مشخص نيست كه ليدرهاي اصلاح طلبان حاضر به پرداخت هزينههاي بازگشت به نظام هستند يا همچنان ترجيح ميدهند كه راهبرد قديمي خود را براي بازگشت بدون عذرخواهي به قدرت دنبال كنند.
شايد به همين دليل است كه با كوچكترين گرايشي از طرف كارگزاران به سمت دولت و حتي جذب طرف مقابل كه مقصود همان لاريجاني است، ناگهان اصلاح طلبان بر آشفته ميشوند، چراكه هنوز هم دولت روحاني و اتحاد با آن را مهم ترين جواز خود براي ورود دوباره خود به قدرت ميبينند.
با اين حال حتي اگر راهبرد نزديكي به دولت شكست بخورد، اصلاح طلبان و برخي از گزينههاي آنان تلاش خواهند كرد تا در جريان انتخابات وارد مجلس شوند كه حتي در صورت موفقيت آنان نيز باز هم قدرت آنان تنها به محدودهاي متشكل از چندين نماينده محدود خواهد شد كه توان تشكيل يك اقليت موثر را نخواهند داشت.
اقليتي كه قرار بود زمينهساز حضور قدرتمندتر اصلاح طلبان در مجلس بعدي نيز شود.
وضعيت اصولگرايان چگونه استاز سوي ديگر اوضاع در جبهه اصولگرايان نيز چندان به سود ايجاد يك ائتلاف گسترده جلو نميرود. تلاشهاي گسترده براي ائتلاف اصولگرايان از مدتها پيش و در قالب شوراي هماهنگي اصولگرايان به رهبري حجتالاسلام تقوي در حال پيگيري است. اين ائتلاف گرچه موجب اتحاد بين سه طيف موتلفه، جبهه متحد و جبهه پايداري حول محور سه فقيه شد، اما چنانچه برخی گروههای اصولگرایی نخواهند به وحدت حداکثری فکر کنند و در قالب لیستهای جداگانه حضور پیدا کنند، میتواند برای این جریان اصیل انقلاب مشکلساز شود.
شايد جديترين انتقاد به چنين مسئلهاي سخنان حسين فدايي باشد كه میگوید هرگونه جدايي و اختلاف بین اصولگرايان ناشي از محاسبه غلط سياسي يا تسويه حساب شخصي است.
با چنين مواضع تندي به نظر ميرسد، حتي اگر اصولگرايان نيز اغلب كرسيهاي مجلس آينده را در دست خود بگيرند، باز هم امكان تشكيل يك فراكسيون واحد را ندارند و باز هم به گروههاي مختلف سياسي تقسيم ميشوند، گروههايي كه در يك موضوع واحد هم با هم اشتراك نظر ندارند.
خنثي و بيتأثير طبيعي است با ادامه چنين وضعي مجلس آينده تبديل به مجمع الجزاير جداگانه سياسي خواهد شد كه عملاً هيچ خروجي مشخصي نه در نظارت بر دولت و نه در تهيه لوايح تأثيرگذار نخواهد داشت. به اين ترتيب مجلس آينده يك مجلس غيرسياسي خواهد شد كه تنها و تنها ميتواند روي برخي مسائل تخصصي تمركز كند.
با چنين افقي است كه ميتوان به سخنان سعيد حجاريان درباره مجلس آينده بعدي پي برد. حجاريان با پيشبيني اينكه اصلاحطلبان در انتخابات آينده راهي به مجلس نخواهند داشت، به هفتهنامه صدا ميگويد: پيشبيني ميكنــم مجلس دهم مجلســي كاملاً خنثي از لحاظ سياسي، اما از لحاظ فني معتدل خواهد بود. چنين گرايشي در مردم ديده ميشود؛ خنثي بودني كه تنها نتيجه عدم وحدت و تشتت رأي در سطح فراكسيونها و گروههاي بنديهاي داخل مجلس است.