گاهي سياستهاي حمايتي بسيج از نخبگان راهگشاي بسياري از مخترعاني بوده كه در پيچ و خم بوروكراسي ادارهجات مأمني براي پيشبرد كارشان نداشتهاند. مخترعان دلگرمند به اين حمايتها و اگر همين حمايتها نباشند از ادامه راه نااميد ميشوند و طرحهايشان به ثمر نميرسد. محمدعلي گلستاني مخترع بسيجي است كه بهرغم اثبات سودآوري طرحش، همچنان براي به توليد رساندن دستگاهي كه به ثبت رسانده با مشكل مواجه است. اختراع گلستاني نه تنها به صنعت فولاد كشور و كاهش آلودگيهاي زيستمحيطي كشور كمك ميكند بلكه در زمينه اشتغال و صرفهجويي در انرژي به كشورمان كمك خواهد كرد. با تمام مزايايي كه اختراع گلستاني دارد اما هنوز نتوانسته مسئولان را براي توليد اين اختراع قانع كند و طرحهاي او همچنان روي كاغذ خاك ميخورد. با اين مخترع بسيجي در رابطه با حمايتهايي كه تا به حال از او صورت گرفته و نقش بسيج در پيشرفت علمي كشور گفتوگويي انجام داديم كه در ادامه ميخوانيد.
همه روزه موادي چون سربارهها، ذرات معلق و گازهاي سمي از طريق صنايع ذوب و بازيافت فلزات به زندگي ما تحميل ميشود. حجم عمدهاي از اين آلايندهها حاصل سوخت كامل يا ناقص مواد زايد همراه قراضههاست كه عمدتاً شامل خاك، سنگ، شيشه و انواع ديگر مواد معدني، مواد آلي (هيدروكربنها، چربيها و مواد پروتئيني و. . . ) و انواع مواد پتروشيمي (نفتي، پلاستيك، لاستيك، انواع روغنها و. . . ) است كه تنها حجم اندكي از اين آلايندهها كنترل و پايش ميشود. سربارهها معمولاً به صورت غيراصولي در طبيعت رها ميشوند. اين در حالي است كه متأسفانه گازهاي سمي و خطرناك اصلاً قابل پايش و كنترل نيستند يا حداقل هزينههاي سرسامآور آن، شركتها را از كنترل و پايش آن باز ميمانند. همچنين ارزش آهن قراضه بالا رفته و كسي كه ميخواهد در ماه 100 تن آهن قراضه بفروشد پنج تن خاك هم با آن قاطي ميكند. اين تركيب ناخالص وقتي در كوره سوزانده ميشود آلودگي زيادي توليد ميكند. با اين دستگاه نه تنها ميتوانيم90درصد آلودگي را جدا كنيم بلكه با جداسازي فلزات مختلف و پلاستيك ميتوان هر كدام را جدا فروخت. جداسازي پلاستيك هزينه بسيار بالايي دارد و با دستگاه به راحتي ميتوان اين كار را انجام داد. ورود هر مواد زائد به كورههاي فولاد ضررهاي زيادي دارد. مثلاً مس كه ارزش زيادي دارد ميتواند در هر ذوب 3 ميليون تومان ضرر برساند، به راحتيمس را جدا كنيم و يك تن مس دست صاحبان كارگاهها ميآيد. حتي به رئيسجمهور قبلي هم نامه زديم و گفتيم 70هزار تن آلودگي توليد فولاد را كم ميكنيم و در ازاي آن 70 هزار تن توليد فولاد را بالا ميبريم بدون اينكه كيلوواتي برق بيشتر مصرف شود ولي كسي خبري به ما نداد.
پس از لحاظ زيستمحيطي و بهرهوري كاملاً به سود كشور است؟
هم در بخش صنعت ايجاد شغل ميكند و هم به نظم و كاهش آلودگي كمك ميرساند. الان كارخانههاي فولاد در يزد آلودگيهاي زيستمحيطي زيادي دارند. شهرك فولاد روزي 3 هزار تن فولاد با خاك را در كوره ميريزد و 2هزار تن ذوب ميگيردکه آلودگی زیادی به همراه دارد.
دستگاه تا به حال به خط توليد رسيده است؟
يك دستگاه را ساختيم و اجرا هم كرديم. دستگاه در صنعت فولاد و براي برگرداندن ضايعات به چرخه توليد قابليت استفاده زيادي دارد. الان طرح مكانيزه كامل زباله شهري را در دست اجرا داريم و اگر جايي سرمايهگذاري كند توليد آن را هم شروع ميكنيم. اين دستگاه زبالههاي شهري را هم تفكيك ميكند. اين دستگاه نمونه خارجي دارد و خيلي گرانقيمت است و اگر بتوانيم آن را در داخل كشور بومي كنيم با هزينه خيلي كمتري ميتوانيم بسازيم. دستگاه فولاد هم اولين بار است كه در جهان ساخته ميشود و هر جايي كه دنبالش گشتم نمونهاي از آن پيدا نكردم.
از لحاظ سودآوري و صرفهجويي در انرژي تا چه اندازه به صرفه است؟
در حال حاضر چون قراضه آهن گران شده و برق هم آزاد بايد مصرف شود ذوب يك تن ماده در كوره نزديك به 600 كيلووات برق مصرف ميكند. 800تن خاكي كه وارد كوره نشود را در 600 ضرب كنيد و ببينيد چقدر در مصرف برق صرفهجويي ميشود و به جاي آلودگياي كه ميتوانست توليد شود فولاد توليد شده. سالانه 70هزار تن فولاد اضافه توليد ميكنيم و 70 هزار تن آلودگي توليد نميكنيم. كارخانهاي كه از دستگاه استفاده ميكرد ميزان دودي را كه از دودكشهاي بيرون ميآمد آنقدر كم كرده بود كه مردم فكر ميكردند كارخانه تعطيل شده است.
سازمان بسيج در راهي كه تا امروز پيمودهايد چقدر كمك حالتان بوده و حمايتتان كرده است؟
تنها جايي كه در شروع كار با آنها در تماس بودم بسيج جامعه علمي بود و مسئولان وقت بسيج جامعه علمي كمكهاي زيادي به من براي راهاندازي دستگاه كردند. براي شروع كار به من وام بلاعوض دادند. يك بخشهايي از كار مانده بود و اگر اين كمكها نبود سرانجام طرح مشخص نميشد. به بعضي سازمانها كه مراجعه ميكردم ميگفتند خودت دستگاه را بساز بعد در اختیار ما قرار بده اگر جواب داد از تو ميخريم. ميگفتم من اگر پول براي راهاندازي داشتم كه پيش شما نميآمدم. ولي با كمكهاي بسيج دستگاه به ثمر رسيد. پارك علم و فناوري هم براي ساختن نمونه اوليه به ما كمك كرد تا اين كار انجام شود. غير از اين دو جا متأسفانه هيچ جاي ديگري به ما كمك نكرد.
سازماني مثل بسيج در بعد علمي چقدر ميتواند به پيشرفت كشور كمك كند؟
من پيشنهادم اين است سازمانهايي مثل بسيج كه در بعد علمي هم فعال هستند از متخصصان امر براي كمك به مخترعان و نوآوران كمك، راهنمايي و مشورت بگيرند. وقتي موضوعي را به يك مدير كه تخصصي در آن كار ندارد توضيح ميدهيم او متوجه معايب و مزاياي و نكات فنياش نميشود ولي حضور يك متخصص در كنار آن مدير به خوبي ميتواند راهنما و راهگشا باشد. ما دستگاه را خيلي ساده پياده كرديم تا يك كارگر ساده هم بتواند با آن كار كند. اگر با استاد فني كه با فولاد سروكار دارد جلسهاي بگذاريم مطمئناً استقبال خواهد كرد. ما حتي در حال ثبت يك شركت دانشبنيان بوديم و وقتي براي گرفتن وام رفتيم به ما گفتند شركت شما دانشبنيان نيست وقتي دليل را پرسيديم گفتند چون اختراعتان پيچيده نيست. انگار دقت نظر براي بررسي طرحها نيست. استاداني كه براي بررسي طرحها ميآيند در كنار موارد عملي چيزهاي ديگري هم مدنظر قرار ميدهند كه هيچ ربطي به آن اختراع ندارد. متأسفانه همكاري خوبي در زمينههاي علمي و شركتهاي دانشبنيان صورت نميگيرد.
مهمترين اقدام سازمانی مثل بسيج در حمایت از نخبگان چه كارهايي است؟
يكي از مهمترين اقدامات در كنار سياستهاي حمايتي از نخبگان اين است شركتهايي را كه كار ميكنند حمايت كند. دوستاني داريم كه در زمينههاي مختلف كار ميكنند و واقعاً با شرايط سختي كار را جلو ميبرند و زندگيشان را ميگذرانند. دوستي دارم كه در زمينه صنايع نظامي فعاليت ميكند و ايدههاي خوبي هم دارد اما كسي حتي حاضر نيست حرفش را بشنود. اين حرف نشنيدنها خيلي سختتر است. كسي كه ميخواهد با من درباره فولاد صحبت كند بايد از صنعت سررشته داشته باشد. متأسفانه اين مورد كمتر اتفاق ميافتد. همين الان من طرحي براي اردوگاههاي نظامي دارم ولي واقعا از درگير شدن در بوروكراسي اداري خستهشدهام. بعضي مديران سازمانها اول به منفعت شخصي خودشان ميانديشند بعد به منفعت جمع و كشور. من دو بچه دارم و خانوادهام در شهر يزد نفس ميكشند و واقعاً بحث مالي برايم در اولويت قرار ندارد. برايم مهم است در فضايي نفس بكشم كه حس كنم خدمتي برايش كردهام. همين الان حاضرم دستگاه را بدون دريافت پولي زيرنظر جايي بسازم و در كارخانهها نصب كنم. آنقدر كه اين موضوع برايم مهم است اين آلودگي ناشي از كارخانجات در آينده ما را دچار مشكل نكند. من حاضرم مواد اوليه و مصالح بگيرم دستگاه را بسازم و به كارخانجات بدهم تا آلودگي زيستمحيطيشان كاهش پيدا كند چون ميدانم اين دستگاه چقدر برايشان مفيد است.
اين حمايتها ميتواند ما را در راه اقتصاد مقاومتي و شرايط امروز كشور كمك كند؟
بسيج همكاريهاي خوبي در اين زمينه داشته و خيلي هم كمك كرده است. حضرت آقا هم توصيه زيادي در رابطه با اقتصاد مقاومتي دارند و اگر كاري كنيم هزينهها كم و بهرهوريمان بالا برود خيلي سودآوري خواهيم داشت. اقتصاد مقاومتي اينگونه محقق ميشود و ما بايد در عمل از نخبگان حمايت كنيم. اگر سياستهاي حمايت از نخبگان در ميان همه مديران ثابت باشد خيلي به سود مخترعان خواهد بود. گاهي مدير يكي از اقشار بسيج عوض ميشود و ما دوباره بايد مسير را از نو برويم. ثبات سيستم و سياستگذاريهاي مديريتي خيلي مهم است. وقتي اقتصاد مقاومتي توسط مقام معظم رهبري مطرح شد در جلساتمان پيشنهاد داديم ببينند مردم در خانههايشان چه كارهايي ميتوانند براي خودكفا شدن انجام دهند. من با عقبه 100 نفره با شما صحبت ميكنم و الان همه ما آمادگي لازم براي كمك به اقتصاد مقاومتي را داريم. مخترعان تشنه خدمت به كشورشان هستند و از هيچ كاري فروگذاري نميكنند. الان صد نفر از بچههاي نخبه يزد كه پرانرژي كار ميكنند را ميشناسم كه آمادگي همكاري دارند. يكي از مخترعان كاهگل ضدآب ساخته و دوست ديگري در زمينه نظامي ايده و طرح دارد ولي به دليل حمايت نشدن كارشان به مرحله اجرا نميرسد.