
ريدلي اسكات؛ كارگردان فيلم سينمايي «مريخي» تقريباً از ابتدا تا انتهاي فيلم در تبليغ «ناسا» و فعاليتهاي جهانشمولي كه سازمان فضايي امريكا براي كمك به نوع بشر داشته! سنگ تمام گذاشته است.
ريدلي اسكات كارگرداني كه در سال 2000 و با ساخت درام تاريخي- حماسي «گلادياتور» توجهات مخاطباني در سراسر جهان را به خود جلب كرد در سالهاي بعد از اين فيلم تجربيات متفاوتي را از سر گذرانده است.
او از يك طرف نسخهاي امروزي از داستان مشهور «رابين هود» را ساخته و از طرف ديگر يك درام جنايي به نام «گانگستر امريكايي». او هم درام سياسي- جاسوسي «پيكره دروغها» را كارگرداني كرده، هم يك فيلم علمي- تخيلي به نام «پرومته» را و هم نسخهاي تازه از داستان زندگي حضرت موسي(ع) با نام «هجرت: خدايان و پادشاهان».
تازهترين محصول اين كارگردان به نام «پرومته» يك فيلم علمي- تخيلي است و البته مشابه آن فيلم داستاني فضايي را روايت ميكند. در «پرومته» داستان اعضاي فضاپيمايي به نام «پرومتئوس» يا «پرومته» روايت ميشد كه براساس نقشه ستارهاي كاوش شده در دل آثار باستاني، سفري را آغاز ميكنند كه به كشف تهديداتي درباره انقراض بشريت ميانجامد.
فيلمنامه نويس، خالق «كلبهاي در جنگل» است
در «مريخي» كه فيلمنامه آن از رماني نوشته «اندي وير» اقتباس شده ريدلي اسكات بر زندگي فضانوردي تمركز كرده كه به ناگاه در مريخ رها شده و سپس تلاش براي نجات وي است كه بار روايي فيلم را ميسازد.
فيلمنامه «مريخي» را «درو گادارد» نوشته است كه علاوه بر مشاركت در نگارش سناريوي سريالهايي چون «لاست»، «الياس» و «درِدويل» سال قبل يك هارور پرمخاطب به نام «كلبهاي در جنگل» را هم به عنوان سناريست روي پرده داشت. البته كه فعاليتهاي سينمايي گادارد به هفت سال قبل بازميگردد كه «كلاورفيلد» را به عنوان اولين فيلمنامه سينمايي خود نوشت. وي دو سال قبل نيز يك درام آخرالزماني به نام «جنگ جهاني زد» را نوشته بود كه نقش اصلياش را «براد پيت» بازي ميكرد.
فيلمنامهاي بر مدار كليشهها
اگر بخواهيم سطح سناريوي «مريخي» را نسبت به ديگر آثار گادارد بسنجيم قاعدتاً نه پيشرفتي در كارنامه وي حاصل شده است و نه پسرفت! فيلمنامه كاملاً وفادارانه به كليشههاي باكس آفيس ساخته شده و ذرهاي از خلاقيت نويسنده در نگارش آن به چشم نميخورد. شايد اگر ايدهاي كه دستمايه نگارش «مريخي» شده مانند ايده اوليه «كلبهاي در جنگل» ايدهاي نسبتاً بكر و نمادگرايانه بود اوضاع بهتر ميشد اما بدبختانه در «مريخي» كمترين مجالي براي رهايي از كليشهها انديشيده نشده!
چه انتظاري داريد از اولين رماني كه يك برنامهنويس كامپيوتر نوشته است؟
البته اين نه از ضعف گادارد كه از ضعف رماني است كه مرجع اقتباس بوده؛ «مريخي» نخستين رماني است كه توسط «اندي وير» نگاشته شده است؛ مهندس نرمافزاري زاده كاليفرنيا از پدري فيزيكدان و مادري مهندس الكترونيك كه در هشت سالگي اندي از هم جدا ميشوند! جالب است كه علاقه گادارد از كودكي به فضا بوده و البته وي كه تحصيل در دانشگاه سنديهگو را هم نيمهكاره رها كرده اين روزها به عنوان برنامهنويس يك شركت كامپيوتري مشغول به كار است.
طبيعي است انتظاري از قلم يك برنامهنويس عشق آسيموف نميرود كه بتواند در اولين رمان خود روايتي جاذب و پرتعليق ارائه دهد اما از تهيهكنندهاي به نام «سيمون كينبرگ» كه تجربه توليد «مردان ايكس» را در كارنامه دارد اين انتظار ميرود كه وقتي بناست پروژهاي فضايي به كارگرداني ريدلي اسكات توليد كند سراغ منبع داستاني جذابتري برود اما نه اولين تجربه نويسندگي يك برنامهنويس!
ضعف در منبع داستاني به كنار، ريدلي اسكات نيز اجراي اين داستان را بدون كمترين خلاقيتي انجام داده است و به جاي اينكه سعي كند فيلمش را اثري پرجاذبه كند براي مخاطبي كه به دنبال تماشاي داستاني پرتعليق است چنان داستان را يكنواخت و بر مدار امور قابل پيشبيني حركت داده كه انگار يك كارگردان مبتدي پشت كار است.
از همه بدتر اينكه اسكات تقريباً از ابتدا تا انتهاي «مريخي» تا ميتواند در تبليغ براي شناساندن ناسا و فعاليتهاي جهانشمولي كه سازمان فضايي ايالات متحده براي كمك به نوع بشر داشته سنگ تمام گذاشته است.
از يك طرف تلاشهاي همهجانبه تيمي در ناسا كه براي نجات فضانوردي به نام «مارك واتني» لحظه به لحظه مشغول كارند را ميبينيم و از آن طرف مردماني كه در كوچه و خيابان و از طريق ال.سي.ديهاي شهري در حال تماشاي جزئيات برنامه نجات اين فضانوردند! جالب است كه نجات اين فضانورد ناسا خيلي زود شكلي جهاني به خود گرفته و همتاياني در خاوردور هم ميكوشند تجربيات خود براي نجات را در اختيار ناسا قرار دهند. البته كه تصويرسازي نقش همتايان شرقي بسيار كمرنگ پيش رفته و همه چيز در خدمت ناساست. همان طور كه قابل پيشبيني است عمليات نجات هم در نهايت با موفقيت انجام شده و فرماندهان ناسا قابليتهاي خود را اثبات ميكنند(!) و جهانيان به تواناييهاي ناسا بيش از پيش پي ميبرند و از آن طرف جناب «مارك وانتي» كه به مريخي معروف شده نيز يك كرسي در ناسا ميگيرد تا به تربيت فضانورد بپردازد اما واقعاً اين است نتيجه سالها فعاليت ريدلي اسكات بريتانياييتبار در دل هاليوود؟
«مريخي» بيشتر از آنكه به يك فيلم فانتزي حتي سرگرم كننده شبيه باشد اثري است كاملاً تبليغاتي كه چنان يك تيزر فقط به معرفي ناسا و ميزان پيشرفتش در دهه آينده اختصاص يافته! اين چه بازي خندهداري است كه از يك كارگردان مشهور و البته استوديويي به نام فاكس قرن بيستم روي داده؟ اينكه مخاطبان را دعوت به تماشاي يك اثر فانتزي درجه يك 100 ميليون دلاري كنيم و از آن سو يك تيزر تبليغاتي دو ساعت و 20 دقيقهاي به خوردش دهيم معنايي ندارد جز استفاده ابزاري حتي از ژانري به نام علمي-تخيلي.