روزهاي باقيمانده تا المپيك، روزهاي حساسي هستند كه چگونه طي شدن آنها تأثير زيادي در موفقيت يا عدم موفقيت ورزشكاران كاروان ايران در يكي از بزرگترين رويدادهاي ورزشي دنيا دارد، اما در اين روزهاي حساس، نوع نگاه برخي مسئولان قابل هضم نيست.
اولويتبندي به معناي توجه بيشتر و سرويسدهي بهتر به ورزشكاراني كه شانس كسب مدال المپيك را دارند، تصميمي كاملاً قابل قبول و منطقي و كاملاً طبيعي است. به هر حال ورزشكاراني كه شانس كسب مدال دارند، بايد شرايط بهتري داشته باشند تا بتوانند بهترين نتيجه ممكن را بگيرند، اما ناديده گرفتن ساير ورزشكاران المپيكي به اين بهانه بدون شك معنايي جز فرصتسوزي و از بين بردن روحيه و انگيزههاي بقيه ندارد. ولي گويا اين مسئله كمترين اهميتي براي مسئولان ورزشي كشور ندارد و نتوانسته تغييري در راهي كه در پيش گرفتهاند، ايجاد كند.
پيش از اين، خطكشيها رشتههاي ورزشي المپيكي را از غيرالمپيكيها جدا كرده بود. اين تصميم به دليل حمايت بيشتر از رشتههاي المپيكي براي كسب موفقيت هرچه بيشتر اتخاذ شده بود كه نميتوانست آن را زير سؤال ببرد، اما حال آقايان راه را گم كرده و مسير را اشتباه ميروند. آن هم مسيري كه روز اول با تصميمي كاملاً منطقي در آن گام گذاشته بودند، اما اكنون به بيراهه زدهاند. تبعيضهايي كه امروز بين ورزشكاران المپيكي گذاشته ميشود، با هيچ منطقي نميتوان توجيه كرد؛ تبعيضهايي كه بين المپيكيهايي گذاشته ميشود كه شانس كسب مدال را دارند.
اعتراضها نيز در اين راستا هيچ نتيجه مثبتي در پي نداشته است؛ نه اعتراضها و انتقادهاي اصحاب رسانه به اين نوع نگاه غيرمنطقي و نه حتي اعتراض ورزشكاراني كه حتي دست به اعتصاب زدهاند. به طور نمونه ليلا رجبي كه بعد از حدادي يكي از شانسهاي دووميداني ايران است به دليل بيتوجهي مسئولان و فراهم نبودن شرايط تصميم گرفته ورزش حرفهاي را كنار بگذارد، اما حتي تصميم او نيز نتوانسته تغييري در مواضع و نوع نگاه مسئولان ايجاد كند و آنها را به خودشان بياورد. هرچند نميتوان شانس يكساني براي او و حدادي در نظر گرفت، اما ورزشكاراني چون رجبي نيز شانس مدال و كسب عنوان را دارند. هرچند كه مدالهايي كه از آنها انتظار ميرود، طلايي رنگ نباشد، اما قرار هم نيست تمام ورزشكاراني كه راهي المپيك ميشوند، طلا بگيرند و جز آنهايي كه شانس كسب اين مدال خوشرنگ را دارند، مابقي ورزشكاران ناديده گرفته شوند.
تبعيضي كه آقايان اين روزها به بهانه حمايت انجام ميدهند، بدعتي اشتباه است كه علاوه بر نتيجه تخريبي، آينده ورزش را نيز به خطر مياندازد. در واقع با اين نوع نگاه، انگيزه تلاش از ورزشكاران گرفته ميشود؛ چراكه آنها به وضوح شاهد آن هستند كه تنها به شانسهاي اول مدالآوري در المپيك بها داده و تلاش سايرين به راحتي هرچه تمامتر ناديده گرفته ميشود؛ تلاشي كه امثال ليلا رجبي براي كسب سهميه انجام دادند، اما به راحتي با يك حساب سرانگشتي و نگاه تبعيضآميز مسئولاني كه مدعي حمايت ويژه از المپيكيها هستند، ناديده گرفته شد تا در حساسترين روزهاي باقيمانده تا المپيك باعث دلسردي برخي ورزشكاران حتي از حضور در اين رقابتها شود.