کد خبر: 752862
تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۹۴ - ۰۹:۱۴
مردي كه متهم است اواخر فروردين ماه همسرش را به قتل رسانده براي مشخص شدن سلامت روحي و رواني به پزشكي قانوني معرفي شد.
به گزارش خبرنگار ما، صبح ديروز مرد 31 ساله‌اي به نام حميد كه شامگاه دوشنبه 31 فروردين ماه امسال در خانه‌شان حوالي ميدان نامجو همسرش را به قتل رسانده بود، براي آخرين دفاع از زندان رجايي‌شهر به شعبه هفتم بازپرسي دادسراي جنايي پايتخت منتقل شد و از سوي قاضي سعيد احمدبيگي مورد تحقيق قرار گرفت. متهم كه چندي قبل صحنه حادثه را نيز مقابل قاضي پرونده بازسازي كرده بود، در آخرين دفاع خود مدعي شد مدتي قبل از حادثه، صدايي به من فرمان مي‌داد تا مرتكب قتل همسرم شوم. شب حادثه دوباره اين صدا به من فرمان داد و من هم روسري را دور گردن همسرم انداختم و او را خفه كردم و بعد هم كنار جسدش سيگار كشيدم تا اينكه از سوي پليس بازداشت شدم.

  همسرم دوست خواهرم بود
متهم در شرح زندگي‌اش گفت: چند سال قبل از طريق خواهرم با نازنين آشنا شدم. او به خانه ما رفت و آمد داشت تا اينكه به من ابراز علاقه كرد. بعد هم تلفني با هم ارتباط داشتيم و سرانجام سه سال قبل با هم ازدواج كرديم. مدتي بعد پدر نازنين بازنشسته شد و براي ادامه زندگي به زادگاهش در شمال كشور رفت. متهم ادامه داد من مشكل عصبي داشتم و به همين خاطر قرص‌هاي آرامبخش مصرف مي‌كردم و حتي يك بار هم در بيمارستان رواني بستري شدم.

  صدايي به من فرمان قتل داد
وي ادامه داد: يك روز قبل از حادثه در خانه بودم و تا صبح روز بعد هم تلويزيون تماشا كردم و اصلاً نخوابيدم. صبح چند ساعتي خوابيدم تا اينكه همسرم مرا براي ناهار بيدار كرد. پس از اينكه با هم ناهار خورديم، من احساس خستگي كردم و به اتاق خواب رفتم و خوابيدم. ساعت 7 غروب بود كه از خواب بيدار شدم و ديدم همسرم كنار من خواب است. مدتي بود قرص‌هايم را مصرف نمي‌كردم و از آن زمان به بعد صدايي در گوشم زمزمه مي‌شد و مي‌گفت كه همسرت را بكش. آن روز وقتي از خواب بيدار شدم دوباره اين صدا به گوشم رسيد و فرمان داد همسرم را بكشم. حال خوبي نداشتم كه ناگهان روسري را دور گردن همسرم انداختم و كشيدم تا اينكه او فوت شد. پس از اين كنار جسد شروع به سيگار كشيدن كردم و موضوع را هم به پليس خبر دادم تا اينكه مأموران به خانه ما آمدند و مرا دستگير كردند.

  اعترافات اوليه متهم پس از دستگيري
متهم صبح ديروز مدعي بود هنوز هم نمي‌دانم همسرم را به چه گناهي به قتل رساندم، اما اين ادعا در حالي بود كه پس از دستگيري در بازجويي‌هاي اوليه گفته بود به خاطر بيكاري و اختلافي كه با همسرش داشته، او را به قتل رسانده است.
وي گفته بود: مدتي بود شغل مناسبي نداشتم. مدتي در شركت واحد به عنوان كارگر كار كردم تا اينكه بيرون آمدم. پس از اين به دنبال شغل مناسبي بودم، اما جايي براي كار پيدا نكردم تا اينكه در قنادي نزديكي خانه‌مان شروع به كار كردم. درآمدم خيلي پايين بود، اما توقع همسرم خيلي بالا بود. او هر روز چيزي از من درخواست مي‌كرد در صورتي كه من توان خريد آن را نداشتم. هر چند پدر نازنين به ما كمك مي‌كرد، اما براي ادامه زندگي ما كافي نبود و همين موضوع باعث درگيري من و همسرم شد تا جايي كه تصميم گرفتيم از هم جدا شويم. چند ماه قبل به شوراي حل اختلاف رفتيم و مشكل‌مان را مطرح كرديم. قاضي بعد از شنيدن حرف‌هايمان پيشنهاد داد به علت مشكلات موجود بهتر است جدا شويم. همسرم نيز قبول كرد و قرار شد بعد از پرداخت مهريه و نفقه او را طلاق دهم.
اختلافات ما هر روز بيشتر مي‌شد و ما هميشه با هم مشاجره داشتيم به طوري كه من بعضي روزها به خانه نمي‌رفتم تا اينكه روز قبل از حادثه به خانه رفتم. عصر روز دوشنبه بود كه دوباره بر سر نفقه و مهريه با هم مشاجره كرديم. به او گفتم كه سكوت كند، حالم خوب نيست، اما او روي مخم راه مي‌رفت تا اينكه عصباني شدم و با روسري رنگي او را خفه كردم. وقتي فهميدم فوت شده، سيگاري روشن كردم و به پليس خبر دادم.

  معرفي متهم به پزشكي قانوني
متهم پس از طرح اين ادعا به دستور قاضي سعيد احمدبيگي براي مشخص شدن سلامت روحي و رواني هنگام ارتكاب جرم به پزشكي قانوني معرفي شد. تحقيقات درباره اين حادثه تا اعلام نظريه پزشكي قانوني از سوي پليس ادامه دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار