اولاد آدم رفته است بالاي پشت بام و ميخواهد ببيند كه از كدام ور بام بايد بيفتد كه صحنهاش تماشاييتر باشد و بتواند جلب توجه مخاطب خاص را بكند؟ اما اولاد آدم يكهو دسته نردبان را ميبيند و ميفهمد كه هميشه چاره كار، افتادن از بام نيست! حالا اينكه رئيس دفتر رئيسجمهوري گفته: «در سه دهه گذشته دورههاي متعددي داشتهايم كه يا از اين ور بام افتادهايم يا از آن ور بام»، بماند! مگر اولاد آدم بايد هر حرفي را گوش بدهد و فكر كند كه صحيحترين حرف است. اولاد آدم ميفهمد كه بسياري از حرفها دو پهلو است و در ستون اقتصادي نبايد بر اساس شنيدهها قضاوت كند، مخصوصاً كه حالا با چشم خودش دسته نردبان را ديده است و ميداند كه بهترين راه فرار است.
لابد ميگوييد مگر نهاونديان حرف دو پهلو زده كه داري طعنه ميزني؟ شايد برف آمده و ميخواسته برود بالاي بام؟ اولاد آدم چه بگويد كه شما نگوييد اين ديگر چيست؟ صبر بدهيد! باور کنید اولاد آدم هم وقتي نقل قول نهاونديان را خواند، عين شما گفت: اين ديگر چيست؟ و اگر شما جاي اولاد آدم بوديد، شايد چيزهاي بدتري را هم ميگقتيد.... اصلاً حالا كه اينطور شد برايتان عينش را نقل ميكنم تا ببينم شما از كدام ور بام ميافتيد؟ همان وري كه نهاونديان نيفتاده يا...؟
نقل قول از نهاونديان:«جوامع ما در سالهاي گذشته به خاطر بينشي كه داشته عقبمانده است و آن تضاد در جامعه است، در حالي كه تقابل با بينش اصيل الهي متفاوت است.»
اولاد آدم از اين نقل چيزهايي دستگيرش شده است كه در ذيل با اخذ درجه ايزو از هر كشوري ميآورد:
1- ما داراي يك جامعه نيستيم بلكه داراي جوامع هستيم.
2- ما در سالهاي قبل يك بينشي داشتهايم كه معلوم نيست الان بينش داشته باشيم چه برسد به آن بينش!
3- بينش آدم را عقب مانده نگه ميدارد. حالا الزاماً نه هر بينشي. بلكه آن بينش سالهاي قبل!
4- بينش عقبماندگي ميآورد و عقبماندگي تضاد. شايد هم تضاد بينش ميآورد و بينش عقبماندگي. شايد هم عقبماندگي تضاد ميآورد و تضاد بينش....
5- تضاد تقابل ميآورد و تقابل با بينش در تضاد است.
6- بينش الهي با همه اين چيزهايي كه گفتم متفاوت است.
7- ...
اولاد آدم مانده است كه چگونه اين بحران كلمات متقاطع را سپري كنند كه مشكلي براي كسي بهوجود نيايد؟ اصلاً اولاد آدم چه كار كند كه معادلات ذهني نهاونديان به هم نخورد. مثلاً مانند معادلات ذهني دريافتكنندگان وام خودرو به هم نخورد؟ لابد ميگوييد مگر معادلات ذهني آنان دچار تكانههاي جديدي شده است؟ همه چيز كه مطابق ميلشان داشت پيش ميرفت؟
اولاد آدم برايتان بگويد كه معادلات وام 25 ميليوني خودرو به هم خورد و بازپرداخت 4ساله، آن هم ماهانه 708هزار تومان روي شاخ است! حالا اگر چه متقاضيان دريافت وام 25 ميليون توماني خودرو تصور ميكردند با آنچه كه رئيس كل بانك مركزي براي اين تسهيلات با بازپرداخت 7 ساله اعلام كرده است، شايد بتوانند با پرداخت قسط ماهانه حدود 500 هزار تومان صاحب خودرو شوند، اما آخرين اعلام مديران بانك مركزي حاكي از كاهش دوره بازپرداخت و به تبع آن افزايش ميزان اقساط ماهانه است. آنها از اين ور بام افتادهاند لابد و آنهاي ديگر از آن ورش!
ختم كلام اينكه نهاونديان گفته: «رشد در شرايط همافزايي حاصل ميشود نه در تضاد و درگيري. هر جامعهاي بتواند نيروهاي مختلف خود را در كنار هم قرار دهد و از ظرفيتهاي آنها استفاده كند پيشي گرفته است.»
اولاد آدم مانده است كه چه بگويد؟ شايد بهتر است بگويد: اين ديگر از كجا؟....