هفتهنامه امريكايي تايم در شماره اين ماه خود در مقالهاي مفصل نگاهي به جامعه درون ايران انداخته است و البته تيتري براي اين مطلب انتخاب كرده است كه خبر از يك پيشبيني عجیب براي ايران ميدهد که بیشتر به یک رؤیا شبیه است.
ايران در سال 2025 عنوان اصلي اين مطلب است كه با عكس يك دختر جوان در حاشيه درياچه چيتگر در تهران چاپ شده است. البته اين عكس تنها تصويري نيست كه در اين مجله چاپ شده، بلكه مجموعه عكسهاي «نيوشا توكليان» عكاس ايراني از جنبههاي مختلف زندگي و فعاليتهاي جاري در ايران در اين شماره نشريه تايم به چاپ رسيده است؛ عكسهايي كه متعلق به اقشار گوناگون ايران از جمله جوانان، بسيجيان و زنان ايراني است و گزارشي كه به تحولات داخلي ايران پرداخته است.
گرچه در نگاه اول به نظر ميرسد كه اين مطلب، پرداختي نو به جامعه ايراني در نشريات غربي به شمار ميرود، اما با اندكي تأمل ميتوان به اين نكته پي برد كه اسلوب و نگرش نويسنده اين گزارش دقيقاً طبق همان تفكري است كه چندي پيش مطلبي در نشريه اكونوميست به چاپ رسيد.
عنوان مطلب اكونوميست با وجود ماهيت يكسان، تيتري بر صدر خود داشت كه برخلاف مطلب نشريه تايم صريحتر نيت دروني نويسنده را مطرح ميكرد. انقلاب عنوان مطلب نشريه اكونوميست «پايان انقلاب» بود و به نظر ميرسد محتواي مطلب مجله تايم با وجود تيتري با عنواني نرمتر، همان محتوا را در خود دارد.
هدف تغيير در نسل جوانمحتوا و پايه اصلي هر دو مطلب پيش بيني آينده ايران به خصوص با تكيه بر تجزيه و تحليل تحولات اجتماعي و فرهنگي جامعه ايران در نسل جوان است؛ تحولاتي كه بنابر عقيده نويسندگان هر دو نشريه منجربه به پايان رسيدن عقايد انقلابي در بخش اعظم جامعه ايران و به تبع آن به پايان رسيدن انقلاب اسلامي ايران ميشود.
نكته جالب اينجاست كه نشريه تايم براي تحقق پيشبيني خود سال 2025 را انتخاب كرده است؛ سالي كه طبق توافقنامه هستهاي بين ايران و كشورهاي 1+5 اجراي برجام خاتمه مييابد و پرونده ايران به طور كامل در شوراي امنيت سازمان ملل متحد بسته ميشود و در كنار آن محدوديتهاي مرتبط با ظرفيت توسعه غنيسازي و ساخت سانتريفيوژهاي جديد به طور كامل برداشته ميشود.
پايان پروسهاي كه در انتهاي آن به نظر ميرسد، كشورهاي غربي اميدوارند با ايران ديگري روبهرو شوند.
تهران پر از كالاهاي غربي استدر مطلب تايم گفت وگوهايي با اقشار مختلف و صاحبنظران سياسي درباره تحولات جاری در ايران انجام شده است. در اين گزارش تهران به عنوان شهري توصيف ميشود كه از تمام مظاهر تكنولوژي برخوردار است، بازارهاي آن از كالاهاي مصرفي كشورهاي غربي به خصوص امريكايي پر است و كالاهاي ايراني نيز خريداري ندارد.
در بخشي از اين گزارش آمده است: هشدارهاي جديد درباره نفوذ فرهنگي يادآور هشدارهاي قبلي درباره غربزدگي است اما نگاهي كنيد به قفسههاي اسباببازيفروشي مرتضي محمدي در شمالغرب تهران- هلوكيتي، باباسفنجي، همهچيز از شخصيتهاي شركت انيميشنسازي پيكسار، دفا لوسي (كپي چيني باربي) كه همچنان در ايران ممنوع است، اما مغازهدار حتي سارا، عروسكي را كه توسط محافل داخلي تبليغ ميشود، در مغازه خود ندارد. او ميگويد: بچهها اين عروسك را دوست ندارند. وقتي از مغازهدار ميپرسم ايرانيها ١٠تا ١٥ سال در آينده چگونه خواهند بود، ميگويد: «آنها بايد هم با جهان و هم با مردمشان زندگي كنند.»
قسمت ديگري از گزارش نيز به تحولات بين ايران و امريكا اختصاص دارد و اينكه ايرانيان نيز مشتاق برقراري رابطه با بخشهاي ديگر دنيا بودهاند.
در ادامه با اشاره به نامه وزارت امور خارجه ايران در زمان اصلاحطلبان به جورج بوش براي تسليم حزب الله و پايان برنامه هستهای نوپاي ايران آمده است: در آن سند محرمانه، توافق شد واشنگتن تغيير رژيم را كنار بگذارد، تهران شفافيت هستهاي داشته باشد و حمايت از فلسطينيها را پايان دهد. جورج بوش اعتنايي به اين نامه نميكند. خرازي كه به مقامات ارشد نظام نزديك است ميگويد: «ما متوجه حركات مثبت كري و اوباما هستيم، اما مطمئن نيستيم پس از ترك كاخ سفيد توسط اوباما چه اتفاقي خواهد افتاد.»
با اين حال شايد در قسمتي از اين گزارش درباره تحولات طبقه جوان ايراني اينگونه آمده است: تندروها دلواپسند و تلاش دارند از نابودي امور جلوگيري كنند. از طرفي ديگر جرياناتي بهمراتب بزرگتر كه شامل جمعيت كثيري از جواناني است كه مشتاق برقراري ارتباط با دنياي بيرونند، بيشتر علاقهمند به قشر ميانهرو معتدل هستند. حالا سؤال اينجاست كه بر سر قشر جوان ايراني قرار است بر طبق نقشه راهبردي غربيها چه بلايي بيايد.
نسل جوان ايراني به كجا ميرسدزماني كه پس از تفاهم برجام، باراك اوباما رئيسجمهور امريكا به تغييرات آينده دار در ايران اشاره كرد و جان كري، وزير امورخارجه امريكا در سخنان خود به قشر جوان ايراني اشاره كرد كه علاقهمند به دنيا و استفاده از موبايلهاي هوشمند است، بسياري از تحليلگران از اميد غرب به تغييرات اساسي در ايران طي 10سال آينده سخن گفتند. به نظر ميرسد از نگاه غربيها، ايران با قشر جواني روبه رو است كه شيفته ارتباط با دنيا و صد البته فرهنگ و تمدن غربي است تا بتواند در سايه آن به آرامش برسد. از اين ديدگاه افزايش سطح تحصيلات جوانان ايراني و آگاهي آنان از وقايع جاري در دنيا به عنوان يك تيغ دو لبه عليه نظام جمهوري اسلامي عمل كرده و جمعيتي را براي مقابله با انقلاب اسلامي و خلاف هنجارها و رويههاي موجود فراهم ميآورد. بر اين اساس جوانان ايراني با مدرن شدن، به روابط آزاد جنسي و حضور در شبكههاي اجتماعي از طريق موبايلهاي هوشمند علاقه دارند و علاقه آنها روز به روز به مسائل ديني كم ميشود. در گزارش نشريه اكونوميست هم به اين نكته اشاره شده است كه جوانان ايراني علاقه كمتري به ازدواج دارند و سن ازدواج بالا رفته است و جمعيت ايران به سرعت در حال حركت به سمت ميانسالي است كه طالب زندگي مرفه هستند و علاقه به فعاليتهاي انقلابي ندارند. شايد در اين ميان همين نسل علاقهمند باشد كه زودتر از همه شاهد پايان انقلاب در ايران باشد.
نفوذ فرهنگي از همه خطرناكتر استاز همين رو است كه نشريه تايم با ارائه چنين تصويري عملا از پايان يافتن انقلاب در سال 2025 سخن ميگويد. كشوري كه در آن اصليترين تشكيل دهنده جمعيت آن تمايلي به انقلاب ندارد و بر عكس ضد آن هم است. در چنين شرايطي چه فايدهاي دارد كه در ايران توان غنيسازي به هر نحو وجود داشته باشد، در حالي كه تبديل به عنصري بههنجار از سوي غرب شده است. رهبرانقلاب در ديدار فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درباره نفوذ ميفرمايند: امروز نفوذ دشمن يكي از تهديدات بزرگ است براي اين كشور. نفوذ يعني چه؟ نفوذ اقتصادي ممكن است. البته كماهميتترين آن نفوذ اقتصادي است.
سپس ميفرمايند «. . . واما از همه مهمتر نفوذ فرهنگي و نفوذ سياسي است. . . دشمن سعي ميكند در زمينه فرهنگي باورهاي جامعه را دگرگون كند و آن باورهايي را كه توانسته اين جامعه را سرپا نگه دارد جابهجا كند. اين رخنه و نفوذ فرهنگي است.»
حال سؤال اينجاست كه نبايد از تأكيد نشريات غربي بر تغييرات مهم در نسل جوان ايراني تا چندين سال آينده و تمركز بر آن ابراز نگراني كرد؟
نگراني از اينكه دشمن اصليترين اميد خود را بر تغيير نسل جوان ايراني متمركز كرده و شايد وظيفه دستگاههاي فرهنگي براي مقابله با اين شبيخون از همه سنگينتر است؛ شبيخوني كه جوانان ايراني را نشانه رفته است. البته نبايد در اين ميان قوت انقلابي نسل جوان را دست كم گرفت. نسل جواني كه بارها و بارها در عرصههاي مختلف سياسي و براي دفاع از دين حضور پيدا كرده و تمام پيش بينيهاي غرب را بر هم زده است. نسل جواني كه شايد در سال 2025 آغاز دوباره انقلاب اسلامي را رقم بزند.