صلاحالدين مزوار، وزير خارجه مراكش پنجشنبه شب پنجم نوامبر و در جريان توضيح برنامه كاري وزارت خود به كميسيون خارجي و دفاع ملي پارلمان گفت كه روابط ديپلماتيك مراكش و ايران بعد از ششسال از سرگرفته ميشود و مراكش در سريعترين زمان ممكن سفير خود در تهران را اعلام ميكند. حالا با اعلام اين مقام مراكشي بايد انتظار بازگشايي سفارت مراكش بعد از اين مدت قطع روابط در تهران را داشت و اين نتيجه را ميتوان يك گام ديگر براي وزارت خارجه ارزيابي كرد كه با تلاش خود درهاي اين سفارت را باز ميكند؛ تلاشي كه نزديك به دو سال طول كشيده تا به اين نتيجه برسد. با وجود اين گام و نتيجه اما هنوز جاي چند پرسش باقيمانده كه چه به لحاظ تجديد روابط با اين كشور در غربيترين نقطه جهان عرب و چه به لحاظ كل شمال آفريقا مطرح هستند و بدون جواب به اين پرسشها نميتوان بازگشايي سفارت مغرب را به خودي خود اقدام مثبتي ارزيابي كرد.
پرسش نخست در نحوه تجديد روابط با مغرب است مبني بر اينكه چرا مغرب تا اين حد در بازگشايي سفارت خود تعلل به خرج داده است. بايد به ياد داشت كه ايران 10ماه قبل بود كه محمد متقي را به عنوان سفير خود در مراكش معرفي كرد و به او مأموريت داد سفارت ايران را در رباط، پايتخت مراكش، بازگشايي كند. حالا مراكش بعد از اين مدت طولاني پاسخ ايران را ميدهد و اعلام كرده ميخواهد روابط با ايران را از سر بگيرد. معلوم است اين نحو تعلل مراكش پاسخ مناسبي به آن تلاشهاي وزارت خارجه و شخص وزير براي تجديد روابط نيست. پرسش دوم به دليل قطع يك طرفه روابط از سوي مراكش مربوط است كه چرا رباط با آن اتهامات ادعايي عليه ايران و قطع روابط بر خلاف عرف ديپلماتيك بيهيچ هزينهاي سفارت خود را به اين صورت در تهران بازگشايي ميكند؟ به عبارت ديگر، آيا وزارت خارجه هيچ گونه دليلي دارد كه رباط بابت آن ادعاها گامي به عقب نشسته تا آنكه بار ديگر مرتكب چنان خطايي نشود؟ معلوم است كه پاسخ اين پرسش را بايد وزارت خارجه بدهد اما شواهد نشان ميدهد مراكش نه تنها بابت آن ادعاها عذرخواهي نكرده حتي كوچكترين قدمي مبني بر پس گرفتن آن ادعاها برنداشته است. سؤال سوم به مقطع زماني اين اقدام مغرب مربوط ميشود چراكه آن تعلل و اين اقدام چندان توجيهپذير نيست و اين تصور را پيش ميآورد كه مغرب در دوره پسابرجام و با تبعيت از برنامهاي خارج از رباط اقدام به بازگشايي سفارت خود ميكند. بايد توجه داشت كه يكي از انگيزههاي مغرب براي قطع روابط با ايران كسب خشنودي عربستان بر سر مسئله بحرين بود و حالا كه اقدام به بازگشايي سفارت خود در تهران ميكند ديگر به دنبال خشنودي عربستان نيست و بايد به دنبال خشنودي كشور ديگري باشد. اين كشور نميتواند جز امريكا باشد كه مغرب مثل بسياري از كشورهاي عربي، خشنودي واشنگتن را در اولويت سياست خارجي خود قرار دادهاند، حتي اگر خشم يا دست كم نارضايتي سعوديها را به دنبال داشته باشد. آخرين پرسش مربوط به راهبرد وزارت خارجه در مورد كل منطقه شمال آفريقاست كه تجديد روابط با مغرب به كدام جنبه از اين راهبرد مربوط ميشود، البته اگر راهبردي در كار باشد! اينها پرسشهايي است كه همچنان بيپاسخ باقي ماندهاند و بدون پاسخ قانعكنندهاي به آنها نميتوان اين تجديد روابط را جز يك ژست سياسي چيز ديگري دانست، گذشته از اينكه با توجه به موقعيت اقتصادي مغرب، آن قدر منافع قابل انتظار نيست كه توجيهكننده تجديد روابط با اين كشور عربي باشد.