اولاد آدم به تأسي از زنگنه كه در واكنش به اظهارات بابك زنجاني، خطاب به او گفته: «يعني شما 200 ميليارد يورو داري كه 2 ميليارد يورو برايت پول خرد است؟ از كجا آوردهاي؟ زحمت كشيدهاي؟» هر چه گشت تا همين حرف را در جاي ديگري بوميسازي كند و به نقل از خودش ثبت نمايد، جايي را پيدا نكرد جز يك جا! يعني اولاد آدم حالا ميخواهد با همان تحكم وزير نفت از يك شركت تايرسازي بپرسد كه نان خشكههايت را از كجا آوردهاي؟
لابد ميگوييد اين ديگر چه مشابهتي است، مگر لاستيك سازي نان دارد؟ عارضم به حضور انور با سعادتتان كه به شما بشارت بدهم در جديدترين اطلاعات دريافتي از بورس تهران در شرايط بازار بيمشتري تاير توليد داخلي، آگهي مزايده نان خشك و پالت پلاستيكي يك شركت توليدكننده لاستيك، موضوع طنز و در عين حال غمانگيزي براي سهامداران اين شركت رقم زده است و هر كس به هر كس ميرسد ميگويد نان زاپاس داري؟ مواظب باش خشك نشود!
يعني راستش را بخواهيد، هر جنبنده هوشمندي كه اين روزها گذرش به كيلومتر 5 جاده مخصوص تهران - كرج افتاده باشد، با عبور از مقابل يك شركت معروف توليدكننده لاستيك خودرو ميتواند انبوهي از محصولات روي هم تلنبار شده آن در كف حياط كارخانه را ببيند. انگار سونامي آمده باشد. انگار پديده النينوي چيني از روي خط توليد آنجا عبور كرده و در حياط متوقف شده است. انگار يارانه توليد را گرفته و با پولش رفتهاند نان خريدهاند براي روز مبادا و حالا نانهاي خشك شده را حراج كردهاند تا كپك نزند! شايد هم انبارهايشان را قرض داده بودند به مافياي نانخشك جمعكنها و...
يعني به خاطر رشد اقتصادي (شما بخوانيد ركود اقتصادي)، پولداري مردم (شما بخوانيد بيپولي مردم) و رونق بازار خودرو (شما بخوانيد كسادي بازار خودرو)، تقاضا براي لاستيك خودرو كاهش يافته و تايرها روي زمين كارخانه چيده شده و حتي از ديوارهاي آن هم سرريز كرده است، طوري كه در و همسايه از الان براي شب چهارشنبه سوري دارند بدون مزاحمت، لاستيكبرداري ميكنند و پيش خودشان ميگويند لاستيك برداري كه بهتر از كلاهبرداري است! و اگر ما لاستيكهاي اينها را بر نداريم، پس چه كسي بردارد؟
حالا ميگوييد چه شده است كه يك چيزهايي سر جاي يك چيزهاي ديگر است؟ از شما چه پنهان، از خدا كه نهان نيست! اين شركت بورسي كه به سيم آخر زده، قصد تأمين نقدينگي با فروش زمين داشته، اما با ناكامي از بابت فروش زمين 6 هكتاري خود طي دو نوبت متوالي مواجه شده و در جديدترين اطلاعات ارسالي به بازار سهام از آگهي مزايده اقلامي خبر داده كه در بالا آمد. يعني اين شركت توليدكننده لاستيك كه در چرخه توليد محصولات خود با محصولات پتروشيمي سر و كار دارد، در آگهي مزايده ضايعات خود علاوه بر برخي تجهيزات و ماشينآلات صنعتي از نان خشك، فيلم ويدوئي vhs، ظروف پلاستيكي، پالت پلاستيكي و يخچال قصابي ايستاده نيز نام برده است كه اگرچه براي اولاد آدم مايه مباهات و ذوقزدگي نيست اما اولاد آدم به چشم يك پديده نادر به آن نگاه ميكند.
از اولاد آدم نپرسيد كه مگر آنجا، گاوداري بوده كه مقاماتش، نان خشك خريده و انبار كردهاند، چراكه اولاد آدم در مقابل از شما خواهد پرسيد كه مگر گاوها هم نان خشك ميخورند؟ اولاد آدم احتمال ميدهد كه نان خشكها، اول نانتر بوده و بعداً خشك شدهاند! شايد هم خط توليد را تغيير داده بودهاند و اصلاً شايد مينشستهاند و فيلم vhsميديدهاند و نان سق ميزدهاند و خوابشان برده و آن وقت فيلمي و ناني كه ميآمده، همينطور فيلمها و نانها را پشت در كارخانه ميگذاشته و ميرفته تا اينكه تلنبار شده است روي هم....
يعني از قديم گفتهاند تا تنور بورس گرم نشده است نان خشك را بچسبان كه خربزه آب است! و هركه در زندگاني نانش بخورند چون بميرد نام لاستيكش نبرند! و سرانجام اولاد آدم نان از عمل خويش خورد، منت از دولت تدبير نبرد و....
بله! آوردهاند كه سايه سنگين ركود بر فضاي كسب و كار و انباشت كالا در انبار كارخانجات توليدي از يك سو، واردات بيرويه لاستيك بيكيفيت چيني از سوي ديگر، انباشت خودرو در پاركينگ خودروسازان و بيكاري اين روزها وضعيت اسفناكي براي شركتهاي توليدي و صنعتي به وجود آورده كه ميتواند با تسري يافتن بر معيشت مردم باعث مخاطره جدي براي دولت شود. از همين روي اولاد آدم از منظر اقتصادي با تئوري فروش نان خشك به جاي دريافت يارانه معوقه صنعت موافق است.
اين بود انشاي من. معلم اكابرمان گفته بود يك انشاي خوب نبايد نتيجهگيري داشته باشد بلكه بايد نتيجه در آن مستتر باشد. لذا خودتان نتيجه بگيريد!