
فيلم «خاكستر و برف»، ساخته كارگردان جوان و توانمندى است كه در نگاهي زيباشناسانه لايههايى از محتوا را در قاب تصوير سينمايي قرار داده است. از ميان پرسشهاي فراواني كه ميتوان در نقد هرمنوتيكي هر اثر هنري مطرح كرد، در مسير بررسي، تحليل و فهم برخي از اين لايهها، دو پرسش مطرح ميكنيم: 1- فيلم «خاكستر و برف» چه ميخواهد بگويد؟ 2- آيا فيلم قادر به بيان آنچه ميخواهد بگويد، هست؟
اين فيلم به عنوان فيلمي داستاني كه قسمتي از زندگي يك مادر شهيد را به تصوير ميكشد، به نظر ميرسد كه در پي بازتاب دادن واقعيتهايي از زندگي افرادي است كه در طيف وسيعتر، تعداد آنها در جامعه امروز بسيارند، يعني خانواده شهيدان، جانبازان و ايثارگران جنگ تحميلي. فيلم بدون آنكه به جنگ بپردازد، و حتي بدون يك صحنه از مبارزه و غيره، راجع به واقعياتي سخن ميگويد كه از آن دوران تا به امروز كشيده ميشوند. انتخاب و ساخت سكانسها، پيوند آنها و صحنههاى موجود در فيلم هنرمندانه است. در خصوص مفاهيم مربوط به جنگ و در سينماي جنگ و پس از آن در سالهاي پس از انقلاب فيلمهاي بسياري ساخته شدهاند و ميتوان گفت كه غالباً هم موفق نبوده و با صرف هزينههاى گزاف در بازتاب دادن حقايق جنگ به بيراهه رفتهاند. در اين وانفساي سينماي ايران، به ويژه سينماي جنگ و پس از جنگ فيلمهايي ساخته ميشود كه با شيوه هزل(و بعضاً با لودگي) بيشتر به دنبال رونق بخشي به گيشهها بوده و هستند، به نظر ميرسد كه اين فيلم رهيافتي متفاوت در پيش دارد. نكته بسيار مهم اين است كه به لحاظ متني، داستاني ساده(و در عين حال با ارزش) در دست كارگردان قرار دارد، و با التفات به اين موضوع، بيننده مسير داستان را تا انتها براي كشف پرسشهايي كه فيلم بهوجود ميآورد پيگيري ميكند. به لحاظ هرمنوتيكي، ميتوان گفت كه اثر به مثابه يك متن با مخاطبش سخن ميگويد و او را دچار چالش ميكند.
در اين چشمانداز، اثري را ميتوان هنري تلقي كرد كه مخاطب را وارد گفتوگو(ديالوگ) كند و از نگاه هرمنوتيكي اثر قابل تفسير باشد. اين گفتوگو از جنس پرسشگري است؛ فيلم «خاكستر و برف» پرسشهاي متعددي برميانگيزد و بيننده را تا مدتي، حتي پس از تماشا، درگير خود ميكند و از اين نظر بسياري از صحنهها برايش تداعي شده و تازگي دارد. البته بسياري از مباحث در اين سخن كوتاه نميگنجد، ليكن بنده به عنوان يك منتقد و مدرس هنري پس از ديدن اين اثر كمي به آينده سينماي ايران و به ويژه سينماي ارزشي با وجود كارگردانهاي جواني چون كارگردان اين فيلم اميدوار شدم.
*دكتراي فلسفه هنر، مدرس دانشگاه، زيبايىشناس و منتقد هنر