قدر مجالس عزاداري را بدانند، از اين مجالس استفاده كنند و روحاً و قلباً اين مجالس را وسيلهاي براي ايجاد ارتباط و اتصال هرچه محكمتر ميان خودشان و حسينبنعلي عليهالسلام، خاندان پيغمبر و روح اسلام و قرآن قرار دهند.
در ماه محرم، معارف حسيني و معارف علوي را كه همان معارف قرآني و اسلامي اصيل و صحيح است براي مردم بيان كنيد.
اگر براي ذكر مصيبت، كتاب «نَفَس المهمومِ» مرحوم «محدث قمي» را باز كنيد و از رو بخوانيد، براي مستمع گريهآور است و همان عواطف جوشان را بهوجود ميآورد. چه لزومي دارد كه ما به خيال خودمان، براي مجلسآرايي كاري كنيم كه اصل مجلس عزا از فلسفه واقعياش دور بماند؟!
هيچ وقت نبايد امت اسلامي و جامعه اسلامي ماجراي عاشورا را به عنوان يك درس، به عنوان يك عبرت، به عنوان يك پرچم هدايت از نظر دور بدارد.
اگر كساني براي حفظ جانشان، راه خدا را ترك كنند و آنجا كه بايد حق بگويند، نگويند، چون جانشان به خطر ميافتد، يا براي مقامشان يا براي شغلشان يا براي پولشان يا محبت به اولاد، خانواده و نزديكان و دوستانشان، راه خدا را رها كنند، آن وقت حسينبنعليها به مسلخ كربلا خواهند رفت و به قتلگاه كشيده خواهند شد.
امام حسين را فقط به جنگ روز عاشورا نبايد شناخت؛ آن يك بخش از جهاد امام حسين است. به تبيين او، امر به معروف او، نهي از منكر او، توضيح مسائل گوناگون در همان مني و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان- حضرت بيانات عجيبي دارد كه در كتابها ثبت و ضبط است- بعد هم در راه به سمت كربلا، هم در خود عرصه كربلا و ميدان كربلا بايد شناخت.
عاشورا پيامها و درسهايي دارد. عاشورا درس ميدهد كه براي حفظ دين، بايد فداكاري كرد. درس ميدهد كه در راه قرآن، از همه چيز بايد گذشت. درس ميدهد كه در ميدان نبرد حق و باطل، كوچك و بزرگ، زن و مرد، پير و جوان، شريف و وضيع و امام و رعيت، با هم در يك صف قرار ميگيرند. درس عاشورا، درس فداكاري، دينداري، شجاعت، مواسات و درس قياملله و درس محبت و عشق است.
درس حسينبنعلي عليهالصلاهوالسلام به امت اسلامي اين است كه براي حق، براي عدل، براي اقامه عدل، براي مقابله با ظلم، بايد هميشه آماده بود و بايد موجودي خود را به ميدان آورد؛ در آن سطح و در آن مقياس، كار من و شما نيست اما در سطوحي كه با وضعيت ما، با خلقيات ما، با عادات ما متناسب باشد چرا؛ بايد ياد بگيريم.