«مشروعيت ولي فقيه از جانب مردم ميباشد و افراد جامعه هستند كه حقانيت او را اثبات ميكنند و اگر مورد پذيرش مردم قرار نگيرد از حقانيت خارج ميشود.» اين سخن را بعضي از افراد در تريبونهاي مختلف مطرح كردهاند و به شرح و تفسير آن پرداختهاند. اين اشخاص مبناي مشروعيت ولي فقيه را از جانب مردم و مقبوليت افراد جامعه را عامل تثبيت و حقانيت او ميدانند. ادله مختلفي براي اثبات اين نظريه مطرح شده است كه ما در اينجا به دو مورد اصلي آن اشاره ميكنيم و پاسخ ميدهيم:
الف – جايگاه ولي فقيه، جايگاه رهبري و كشورداري است و اين مردم هستند كه شخص يا اشخاصي را كه ميخواهد در تصدي اين امور قرار بگيرد، انتخاب ميكنند، در غير اين صورت حكومت تشكيل شده مردمسالاري ديني نخواهد بود.
ب – در واقعه غدير خم پيامبر اكرم(ص)، حضرت علي(ع) را به مردم معرفي كردند و اختيار انتخاب را به خود آنها واگذار كردند، بعد از رحلت پيامبر(ص) مردم به خلافت علي(ع) رأي ندادند، لذا ايشان به حكومت نرسيدند، در موضوع ولايت فقيه نيز همين مسئله مطرح ميباشد كه در زمان غيبت امام معصوم (عج) به پذيرش مردمي احتياج دارد و اين مردم هستند كه حقانيت و مشروعيت را به ولي فقيه اعطا ميكنند.
در جواب اين دو دليل بايد ملاحظه كرد كه:
الف - منابع اسلامي و اعتقادي شيعه مبناي مشروعيت ولايت فقيه و حكومت ولي فقيه را از جانب چه شخصي ميدانند؟ و اصل تشريع حكومت و حاكميت فقيه را چه كسي انجام ميدهد؟
براساس متون روايي و فقهي ما تنها مقامي كه ميتواند مشروعيت و حقانيت را به ولي فقيه اعطا كند ذات اقدس خداوند و امام زمان(عج) ميباشد و مردم در اين مورد هيچ گونه دخالتي ندارند.
دليل ادعاي ما اين است كه خداوند متعال علت ايجاد همه هستي ميباشد و تنها اوست كه مالك حقيقي همه انسانهاست. در قرآن كريم به اين موضوع صراحتاً اشاره شده است: «ولله ملك السموات و الارض». بنابراين هيچ موجودي حق تصرف در خود يا ديگر افراد را بدون اذن او نخواهد داشت. شخصي كه ميخواهد تصدي امور مردم را به دست بگيرد بايد از جانب خداوند متعال انتصاب شود. خداوند اين اجازه و حق را به پيامبر اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) داده است، لذا براساس ادله اثبات وليفقيه در زمان غيبت امام زمان(عج) اين مقام به فقيه جامعالشرايط داده شده است. پس معلوم شد كه مردم در اصل مشروعيت حكومت فقيه هيچ گونه دخالتي ندارند و تنها نقش آنها، پذيرش حاكميت او ميباشد، به اين معنا كه اگر شخص ولي فقيه كه از جانب خداوند و حضرت ولي عصر(عج) تعيين شده است مورد قبول مردم قرار نگيرد، نميتواند يك حكومت اسلامي مردمي را تشكيل دهد. اين عدم پذيرش مردمي هيچ ارتباطي به مشروعيت او ندارد چرا كه مشروعيت ولي فقيه چنانچه گفته شد به هيچ عنوان توسط افراد ديگر قابل خدشه و ايراد نيست و تنها نقش مردم در اين مورد بحث مقبوليت آنها ميباشد كه اگر ولي فقيه مورد قبول و پذيرش مردم قرار بگيرد دست به برقراري و ايجاد حكومت برپايه احكام و دستورات اسلامي ميزند.
ب – در مورد واقعه غدير كه اين افراد به آن استدلال كردهاند بايد اين نكته روشن شود كه پيامبر گرامي اسلام(ص) در روز غدير به عنوان فرستاده و نبي در مقام بيان دستوري بوده كه خداوند متعال به ايشان دستور داده بودند كه به همه مسلمانان ابلاغ كند و خود پيامبر در اين انتخاب دخالتي نداشتند.
در آيه 67 سوره مائده خداوند اين چنين فرمودند: «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك».
يعني اي پيامبر آنچه را كه ما به تو وحي كرده ايم بايد به مردم ابلاغ كني.
در اينجا مقام تشريع ميباشد و خداوند متعال حضرت علي(ع) را به امامت انتخاب و منصوب كردهاند و پيامبر گرامي اسلام (ص) فقط در مقام بيان و اعلان آن بودهاند. با اين توضيح روشن شد گفته افرادي كه به اين واقعه استدلال كردهاند اشتباه و نادرست ميباشد و نشان از برداشت و فهم غلط آنها از اين واقعه است چرا كه پيامبر(ص) فقط امر الهي را ابلاغ ميكرده و درصدد اين نبوده كه حضرت علي(ع) را به عنوان يك كانديدا انتخاب كند و مردم را در انتخاب او مخير گرداند.
يكي از مواردي كه سخن ما را تأييد ميكند، بحث بيعت ميباشد. بعد از اينكه پيامبر(ص) حضرت علي(ع) را به عنوان امام و اميرالمؤمنين از جانب خداوند به مردم ابلاغ كردند از همه افرادي كه حضور داشتند براي علي(ع) بيعت گرفتند و حتي زنان نيز در اين امر شركت داشتند. بيعت در اسلام و در ميان اعراب براي اطاعت و فرمانبرداري از شخص بيعتشونده ميباشد و حقيقت بيعت التزام به اطاعت از حاكم مشروع و برحق بوده است. پس بيعت گرفتن از همه افراد روشنگر اين ميباشد كه اين موضوع حتمي بود و ولايت حضرت، انتخابي و به عهده مردم بود. بيعت گرفتن معنايي نداشته و كاري عبث بوده است. برداشت اين افراد از واقعه غدير نيز اشتباه ميباشد.
ولايت فقيه از نظر شيعه ادامه بحث امامت ميباشد، لذا ادبار و اقبال مردم هيچ اثري در مشروعيت ولي فقيه ندارد و مردم فقط نسبت به تحقق و استقرار حاكميت ولي فقيه دخالت دارند يعني اين مسلمانان هستند كه بايد زمينه تحقق اين حاكميت را فراهم كنند. افرادي كه به اين موضوع اشكالاتي را وارد ميكنند يا متون ديني را به دقت مطالعه نكردهاند يا مسائل اسلامي را آنگونه كه مورد تأييد خودشان ميباشد، تفسير به رأي ميكنند.