اولاد آدم هم ميخواهد مثل علي طيبنيا، وزير اقتصاد كه دست به قلم شده است، دست به قلم شود و مانند او كه در مكاتبهاي رسمي با 35 رئيس و وزير از آنها خواسته، ارقام مربوط به بدهي و مطالبات دستگاههاي تحت مديريت خود را به اين وزارتخانه اعلام كنند، اولاد آدم هم از آنها چيزي بخواهد. البته شأن وزير محترم كجا و قدر و منزلت اولاد آدم كجا؟ براي همين هم با آنكه نميدانستم چه بايد بخواهم اما ميدانستم كه بايد نامهنگاري كنم تا بيلان كارم نسبت به ساير همكارانم در روزنامه بالا برود و نورچشمي باقي بمانم. يا اگر در كارم گرهاي افتاد، براي اينكه سردبير از من مكدر نشوند، سند مكتوب رو كنم و بگويم: من كه گفتم، آنها اجابت نكردند!
اولاد آدم براي فرار از بيهوشي يا «هوش درگمي» يكراست رفت سراغ حضرت حافظ تا ببيند حافظ در مورد موضع مشترك اولاد آدم و طيبنيا در خصوص ضرورت نامهنگاري چه ميگويد؟ هر چند برخي عناصر مشكوك، زدهاند و شيشه محافظ مقبره حافظ را... . بله داشتم ميگفتم. براي مرحله جديد نامهنگاري و ارتقاي تئوريك و تغيير خطمشي اقتصادي، مبتني بر قلم و قلمدوش و كاغذ و كاغذ پاره، اولاد آدم تفأل زد به حافظ و اشعار ذيل آمد كه بعد از اشعار ابتدا اولاد آدم تحت عنوان روشنگري به ترجمه اشعار پرداخته و سپس نتيجه فال را اعلام و به خاطر مطول شدن موضوع مرخص ميشود:
از خون دل نوشتم نزديك دوست نامه/اني رايت دهرا من هجرك القيامه
دارم من از فراقش در ديده صد علامت/ليست دموع عيني هذا لنا العلامه
هر چند كه آزمودم از وي نبود سودم/من جرب المجرب حلت به الندامه
پرسيدم از طبيبي احوال دوست گفتا/في بعدها عذاب في قربها السلامه
گفتم ملامت آيد گر گرد دوست گردم/و الله ما راينا حبا بلا ملامه
حافظ چو طالب آمد جامي به جان شيرين/حتي يذوق منه كاسا من الكرامه
روشنگري اولاد آدمي در خصوص بيان مفاهيم فرو نهفته در اشعار حافظ:
روشنگري بيت يك (طيبنيا از شدت غم و اندوه به 35 نفر از دوستان، نامه نوشت و همانا سختي روزگار پساتحريم را در نبود مشاركت آنان مانند روزهاي تحريم ديده )
روشنگري بيت دو (آن 35نفر اگر چه از طيبنيا جدايند اما آيا اين اشك چشم او در شبهاي پرداخت يارانه، تنها علامت نقطه اشتراك تدبير و ناپايداري نيست؟)
روشنگري بيت سه (هرقدر كه او توانست كلاه به كلاه كرد، بالاخره فايدهاي از حضور 35 نفر نديد، زيرا كسي كه آزموده را بيازمايد جز پشيماني چيزي عايدش نميشود)
روشنگري بيت چهار (احوال و چگونگي گذران زندگي آن 35 نفر را از طيبنيا بپرسيد. او ميگويد كه در دوري 35 نفر، شكنجه و عذاب نهفته است و در نزديكي و ديدار آنها ايمني و سلامت حاصل ميشود)
روشنگري بيت پنج (او با خود گفته اگر پيرامون اين 35 نفر براي بده بستان، در روز روشن گردش كند، مردم او را سرزنش ميكنند !به خدا قسم من اين نامهنگاري را بدون ملامت و سرزنش نديدم)
روشنگري بيت شش (طيبنيا مانند حافظ طالب جام و برجام شد تا جان شيرين خود را در عوض بدهيهاي فرضي 35 نفر بدهد، البته اگر طلبكار نباشند)
نتيجه تفال
1- درباره اين نامهنگاري اولاد آدم نياز به واقع نگري است پس او بايد در اين باره كاملاً توجه داشته باشد و با درايت، كياست و دورانديشي اقدام كند.
2- اولاد آدم اكنون در هجران و فراق دشمني در ينگه دنيا اندوهگين است ولي از عاقبت آن آگاه نيست، پس بهترين راه آن است كه با توكل به خداوند با يكي از وزراي باتجربه و آگاه، دلسوز و بيطرف مشورت كند و آنگاه دعا و نذر كند تا گشايش حاصل گردد.
3- روزگار هميشه بر وفق مراد اولاد آدم نميگردد پس نبايد به يك دانه غوره سردي و با يك دانه كشمش گرمي كند. قدري خوددار و زيرك باشد. آخر غرور، خودخواهي و لجبازي اندازهاي دارد. جانب طيبنيا را نيز در نظر نگيرد و امكانات را بسنجد. درامور علمي موفق ميشود به شرط آنكه دقت خود ا بيشتر كند.
4- همسر يا پدر و مادر اولاد آدم سخت از اوضاع ناراحت هستند. لازم است به آنها اطمينان خاطر بدهد. در ضمن يكي از وزرا در كار ضرر بسيار كرده و در خود ميريزد و ابراز نميكند. پس لازم است اولاد آدم به دلجويي و همراهي وي بپردازد كه سخت به مهر او نياز دارد.
5- اولاد آدم از ذكاوت و هوش همراه با متانت و ملاحت خود استفاده كند و گره كار باز نموده تا موفق شود. به زودي خبري و مسافرتي خوش همراه يك تيم اقتصادي در پيش دارد و مقامي به دست ميآورد.
6- اولاد آدم بايد بداند كه خريد و فروش موقعيت و گمركي دارد. تغيير شغل و مقام و اداي قرض و رفتن به سفري شاد حاصل ميشود. فرزندي پسر به دنيا ميآيد.