اين شناسايي نيازمند پژوهشهاي جدي و فراگير است. اهميت اين دوران در آن است كه تحولاتي عميق و تأثيرگذار در اوضاع و احوال سياسي كشور به وقوع پيوست و اثراتي ديرپا و ماندگار از خود به جا گذاشت. از مسائل مهم دوران حاكميت پهلوي دوم، كشمكش اين رژيم با مخالفان سياسي خود بود. احزاب و گروههاي سياسي از دهه 1320 به بعد كه ميتوان آن را با به قدرت رسيدن محمدرضا پهلوي همزمان دانست، به نوعي در تعامل با حكومت بودند. البته در مواقعي اين تعامل به جاي مقابله رويارو به پويشهاي موافق و مصلحتانديشانه تبديل ميشد كه از تفاهم ميان حاكميت و اعضاي برخي از احزاب حكايت داشت. حزب ايران از احزابي است كه در آغاز حكومت محمدرضاشاه به وجود آمد و برخي از رهبران و اعضاي آن در شكلگيري تحولات سياسي كشور نقش و سهم ويژهاي داشتند. از اللهيار صالح ميتوان به عنوان مهمترين و شناختهشدهترين فرد اين حزب نام برد. وي از جمله كساني است كه در جواني وارد جريانهاي سياسي و در دوران سلطنت رضاشاه پهلوي متصدي امور سياسي و اداري مهم شد و پس از به سلطنت رسيدن محمدرضاشاه، شاه جديد نيز در امور سياسي ـ اداري از حضور و وجود صالح بهره گرفت و امور چندي را به او واگذار كرد. بدينگونه اللهيار صالح زندگي سياسي خود را با فعاليت حزبي و داشتن شغل دولتي گذراند.
صالح پس از پيوستن به حزب ايران به عضويت كادر رهبري اين حزب درآمد و به هنگام شكلگيري جبهه ملي او و حزب ايران از مهمترين عناصر ائتلاف مذكور بودند كه در تمامي وقايع دوران نخستوزيري مصدق و جريان ملي شدن نفت حضور فعال داشتند. پس از سقوط كابينه مصدق و بروز اختلافاتي در ميان جبهه ملي، صالح نسبت به آن حزب تغيير روش داد و پس از گزينش سياستي ميانهرو از سياستهاي منطقهاي امريكا در ايران طرفداري كرد. با وجود اين او پس از تشكيل جبهه ملي دوم در سال 1339 باز در كادر رهبري حزب قرار گرفت، اما در سالهاي 1342 و 1343 پس از مكاتبات انتقادآميز با دكتر مصدق نتوانست در تركيب سازماني جبهه ملي فعاليت كند و سياست سكوت و انتظار و به تعبيري سياست انزوا را برگزيد و به دنبال آن بسياري از فعاليتهاي سياسي خود را كنار گذاشت. صالح در حيات سياسي خود همواره مشي ميانه و تا حدي سازشكارانه در برابر رژيم پهلوي داشت كه ناشي از تفكر سياسي او درباره رژيم پهلوي و نحوه نگرشش به آن بود. برخي اعمال او را نظير ائتلاف با حزب توده در دهه 1320 و تأييد دكترين آيزنهاور و اعتقاد به حمايت از سياستهاي امريكا در جريانهاي سياسي ايران از اشتباهات وي برشمردهاند. اثر حاضر به بررسي و مطالعه زندگي سياسي ـ اداري و اجتماعي اللهيار صالح ميپردازد كه مطالب آن در دو بخش كلي ارائه خواهد شد. بخش نخست كه قسمت پژوهشي نوشتار حاضر است، به زندگي سياسي و اجتماعي صالح و حضور وي در امور سياسي خواهد پرداخت. اين بخش را ميتوان نوعي بستر تاريخي دانست كه براي تفسير و توضيح بخش دوم كه به اسناد ميپردازد، ضروري به نظر ميرسد. بخش دوم شامل اسنادي است كه به اللهيار صالح مربوط ميشوند.
مجموعه اسناد مربوط به اللهيار صالح در مركز اسناد انقلاب اسلامي در 9 پرونده انفرادي با كد 1/107 تا 8/107 نگهداري ميشود كه بيش از 2100 برگ سند است و صرفاً با عنوان پرونده انفرادي اللهيار صالح مشخص شدهاند. اسناد مذكور كه حول زندگي سياسي و شخصي صالح گردآوري شدهاند، شامل گزارشهاي مأموران شهرباني و ساواك و حاصل كنترل او توسط ادارات مختلف سازمان امنيت و اطلاعات كشور (ساواك) و مأموران شهرباني است. نقطه ثقل اسناد سياسي پروندههاي مذكور كه حاوي اخبار مربوط به صالح، حزب ايران و جبهه ملي است، بيشتر حول محور دوران ائتلاف حزب ايران با گروههاي تشكيلدهنده جبهه ملي متمركز شدهاند. عمدهترين مطالب اسناد گزارشهاي شهرباني است كه از مرداد 1328 آغاز شده است و تا سال 1336 ادامه مييابد. پس از آن گزارشهاي ساواك نيز به مطالب فوق افزوده شده است. موضوعات آنها نيز به چند بخش قابل تقسيم است. اسناد مربوط به فعاليتهاي انتخاباتي و اسناد دوران ائتلاف حزب ايران با جبهه ملي مهمترين موضوعات اين بخش است. اين اسناد نشاندهنده تحولات حزب ايران و گرايشهاي سياسي صالح است. مهمترين ويژگي اين گروه از اسناد سياسي بودن آنها و ارتباط داشتن با حزب ايران، صالح و اخبار جبهه ملي است. با اين حال در اسناد مربوط به حزب ايران نيز ميتوان اطلاعاتي درباره صالح به دست آورد. مجموعه پروندههاي انفرادي مربوط به صالح سال 1328 تا 1357 را دربرميگيرد كه با حوادث بسيار بزرگ در تاريخ معاصر ايران ارتباط مييابد. با بررسي اين اسناد نقش و تأثير بسياري از رجال سياسي بر حوادث كشور و چگونگي اوضاع آن زمان روشن خواهد شد. گفتني است اسناد مربوط به صالح اعتبار يكدستي ندارند. ميزان آگاهي افراد كنترلكننده و گزارشدهنده از مسئله مورد گزارش درجه نزديكي آنان به صالح و حزب ايران و حتي عواملي چون سطح سواد عضويت در حزب همگي عواملي هستند كه مراجعهكننده به اسناد فوق را وادار ميكند تا همواره احتمال بروز اشتباه و خطا را در انتقال اخبار بدهد و مراقب خطاهاي احتمالي موجود در آنها باشد. از سوي ديگر مسئله مزبور در مقاطعي از فعاليت سياسي صالح ما را با خلأ و كمبود اطلاعات روبهرو ميسازد.
براي تدوين اين مجموعه و آماده ساختن اسناد براي چاپ و عرضه به جامعه علمي در ابتداي امر مجموعه زيادي از اسناد مربوط به اللهيار صالح و حزب ايران مطالعه شد و اسناد مهم كه نشانگر حضور سياسي وي بودند يا به هر نحو در اوضاع و مسائل كشور تأثير داشتند يا روند دستهبندي احزاب را نشان ميدادند، از كل مجموعه تفكيك و براي چاپ در نظر گرفته شدند. وجود اين اسناد در كنار آثار ديگري چون كتابها و خاطرات به تكميل مطالب مربوط به اللهيار صالح كمك خواهد كرد. در پيشينه موضوع بايد گفت تاكنون پژوهش قابل اعتمادي درباره زندگي و شخصيت اللهيار صالح انجام نشده است. تنها دو عنوان كتاب درباره زندگي و خاطرات وي موجود است. اثر نخستين زندگينامه اللهيار صالح نام دارد كه خسرو سعيدي آن را در سال 1367 به چاپ رسانده است. اين كتاب بيشتر به روايت اخبار مربوط به زندگي صالح بدون ارائه تجزيه و تحليل علمي پرداخته است. خاطراتي نيز از اللهيار صالح بدون ارائه نظر تحليلي و عميق انتشار يافته است. در بين آثاري كه درباره رجال عصر پهلوي بحث كردهاند اثر مستندي كه ويژگي شاخص داشته و صرفاً به صالح اختصاص يافته باشد، مشاهده نشده است. با توجه به اين امر آثار پيشين پاسخگوي پرسشهاي اساسي درباره شخصيت اللهيار صالح و ميزان تأثير او در برخي از تحولات دوران معاصر ايران نيست. براي مطالعه راجع به صالح علاوه بر اسناد اين مجموعه بايد از اطلاعات پراكندهاي كمك گرفت كه در ميان آثار ديگر آمده است. اسناد مركز اسناد انقلاب اسلامي مهمترين منابعي به شمار ميروند كه ميتوانند اطلاعات نسبتاً جامعي درباره اللهيار صالح و نقش او در حزب ايران، جبهه ملي و مسائل كشور در اختيار خواننده قرار دهند. شالوده اصلي اين نوشته نيز بر دادههايي استوار است كه از ميان اسناد فوق به دست آمدهاند.