
كيفيت فرآوردههاي نفتي ايران و سبد توليدي آنها به دليل قديمي بودن واحدهاي پالايشي و مكانيسمهاي آن، فاصله بسياري با استانداردهاي جهاني دارد، در بيشتر پالايشگاههاي كشور ميزان توليد نفت كوره و مازوت به دليل طراحي اوليه آنها، فراوان بوده و همين موضوع باعث شده است محصولات سنگين پالايشگاهها يا سوزانده شوند يا با قيمت اندك صادر شوند.
مازوت توليدي در پالايشگاهها به كشورهاي مختلف به ويژه كشورهاي شرق آسيا صادر شده و اين كشورها با شكست مولكولي اين فرآورده نفتي، مازوت را به بنزين تبديل كرده و به ايران صادر ميكنند، به بيان سادهتر به دليل عدم بهرهگيري از تكنولوژيهاي روز دنيا در پالايشگاههاي ايران، علاوه بر هزينههاي تحميل شده براي صادرات اين فرآوردهها و سود بسيار اندك، بيشتر از اين سود صرف واردات بنزين ميشود كه در نوع خود قابل تأمل است؛ قابل تأمل از آن بابت كه ميتوان با استفاده از واحدهاي RDC و در مرحله بعد RFCC علاوه بر جلوگيري از واردات بنزين و خام فروشي، محصولات ديگري مانند پروپيلن، ال پي جي و گوگرد توليد كرد.
به عنوان نمونه با راهاندازي واحد RFCC در پالايشگاه اراك، علاوه بر افزايش 8 ميليون ليتري بنزين و ارتقاي بنزين به يورو 4، روزانه 700 تن گوگرد و محصولات جانبي توليد ميشود. براي راهاندازي واحدهاي RFCC پيش نيازهايي مانند راهاندازي واحد RDC در پالايشگاهها نياز است كه مجموع سرمايهگذاري لازم براي راهاندازي اين واحدها به سرمايهگذاري 2 ميليارد دلاري نياز است.
با راهاندازي اين واحدها در مقابل طرحهاي بهينهسازي پالايشگاههاي كشور بسياري از پالايشگاهها نياز به سوزاندن برخي فرآوردههاي نفتي را نه تنها نداشتند بلكه ميتوانند از محصولات بيارزش، محصولاتي پر ارزش و مهم تهيه كرده و كشور را از واردات بنزين بينياز كرده و محصولات با كيفيت عرضه كنند. در صورت بهرهگيري از اين راهكار، قير توليدي در پالايشگاهها نيز ميتوانند به محصولات با ارزشتر تبديل شوند.
با اين وجود مشكل چيست؟ در دولت گذشته طرح بهينهسازي پالايشگاههاي كشور در دست اقدام بود و طرحهاي مورد نظر تصويب شد كه به دلايل عمده زير متوقف شد:
- تحريمها و عدم تأمين مالي.
- خصوصي شدن پالايشگاهها و عدم تمايل سرمايه گذاران براي سرمايهگذاري. احداث واحد RFCC در پالايشگاه شازند اراك بهدليل دولتي بودن اين پالايشگاه به اتمام رسيد.
- قيمت پايين بنزين
يكي از مشكلات اصلي ديگر، سازمان حفاظت محيطزيست است كه تا حد توان با طرحهاي بهينهسازي و افزايش ظرفيت پالايشگاهها به ويژه پالايشگاه اصفهان مخالفت كردهاند در حالي كه بهينهسازي پالايشگاه سبب افزايش توليد بنزين يورو و كاهش توليد مازوت شده و به نفع محيط زيست است. دليل مهم ديگر عدم بررسي اقتصادي و برنامهريزي صحيح وزارت نفت است. وزارت نفت احداث خطوط لوله عظيم انتقال مشتقات نفتي و همچنين طرح افزايش ظرفيت پايانههاي صادراتي و وارداتي مشتقات نفتي و طرح ساخت انبارهاي نفت عظيم به منظور كاهش خطر قطع توزيع مشتقات نفتي با سرمايهگذاري چندين ميليارد دلاري را در حال اجرا دارد در حالي كه به ازاي اين همه طرح و سرمايهگذاري كافي بود طرحهاي بنزينسازي و بهينهسازي و افزايش ظرفيت را در پالايشگاههاي داخل كشور با همان ميزان سرمايهگذاري انجام ميدادند. از سوي ديگر سازمان حفاظت محيطزيست اجازه نميدهد در پالايشگاه تهران واحد بنزينسازي احداث شود در حالي كه اين پالايشگاه قديمي با ظرفيت 235 هزار بشكه در روز تنها 16 درصد بنزين و 21 درصد مازوت توليد ميكند و اجراي طرح بنزينسازي در آن الزامي است.
بررسيهاي انجام شده نشان ميدهد تمامي هزينههاي انجام شده در يك پالايشگاه متوسط، چهار سال پس از راهاندازي واحد RFCC جبران خواهد شد كه با توجه به ميزان توليد مازوت در هر يك از پالايشگاهها، بازگشت سرمايه سريعتر يا كند خواهد بود. بايد پذيرفت كه كشور ديگر توان و ظرفيت ساخت پالايشگاه جديد را در كوتاه مدت و ميان مدت ندارد و بهترين راهكار براي افزايش كمي و كيفي فرآوردههاي نفتي بهرهگيري از اين واحدهاست. با توجه به وضعيت موجود، ميزان فرآوردههاي سنگين و كم ارزش بيشتر شده و سود آن عايد دلالهاي سوخت ميشود كه نقش پررنگي در جلوگيري از ساخت واحدهاي RFCC دارند و حتي در مواقعي در سطوح عالي مانع از به كارگيري اين واحدها شدهاند. تمامي اين موارد نشان ميدهد احداث واحدهاي RFCC ميتواند نقش مهمي در افزايش كيفيت فرآوردههاي نفتي و افزايش راندمان پالايشگاهها داشته باشد اما جرياني خاص اجازه نميدهد كه اين واحدها احداث شود تا مبادا سود واردات بنزين دچار مشكل شود.