
به گزارش خبرنگار ما، 17 مردادماه سال 82 مأموران كلانتري 13 چهاردانگه از كشف جسد مردي در بيابانهاي اطراف با خبر شدند. مأموران در محل حادثه با جسد مرد جواني كه دست و پاهايش با طناب بسته شده داخل گودالي روبهرو شدند. بررسيهاي اوليه نشان داد مرد ناشناس در محل ديگري به قتل رسيده است و عامل يا عاملان حادثه جسد را به اين مكان منتقل كردهاند. پس از اين جسد به دستور بازپرس ويژه قتل براي مشخص شدن هويت و علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني فرستاده شد و تيمي از كارآگاهان تحقيقات خود را درباره اين حادثه آغاز كردند. مأموران در بررسي پرونده افراد مفقود شده با شكايت مرد مسيحي روبهرو شدند كه اعلام كرده بود برادرش به صورت ناگهاني ناپديد شده است. از آنجايي مشخصات ظاهري مقتول با فرد گمشده شباهت زيادي داشت، مأموران مرد مسيحي را براي شناسايي جسد به پزشكي قانوني دعوت كردند. وي پس از شناسايي جسد برادرش گفت: چند روزي بود از برادرم كه گيرش نام داشت، خبري نداشتم به همين خاطر نگرانش شدم و به خانهاش كه حوالي خيابان مجيديه است، رفتم كه فهميدم از روز 17 مردادماه به خانهاش نرفته است. وي ادامه داد: مدتي قبل برادرم به يكي از دوستانش به نام سرژيك مبلغ 5 ميليون و 500 هزار تومان قرض داد. او براي دادن قرضش هميشه بهانه ميآورد تا اينكه چند روز قبل برادرم براي گرفتن طلبش به خانه سرژيك رفت و از آن روز به بعد برادرم ناپديد شد. من احتمال ميدهم سرژيك به خاطر ندادن قرضش برادرم را به قتل رسانده است. پس از اين مأموران درباره ارتباط مقتول با سرژيك دست به تحقيق زدند. تحقيقات پليسي نشان داد مقتول روز حادثه به خانه دوستش سرژيك رفته است.
بنابراين مأموران سرژيك را به عنوان مظنون حادثه بازداشت كردند و مورد بازجويي قرار دادند. وي ابتدا در بازجوييها با تناقضگويي قصد فريب پليس را داشت اما وقتي با دلايل روبهرو شد به قتل دوستش اعتراف كرد. متهم گفت: من كارمند يك شركت دريايي هستم. مدتي قبل با مشكل مالي روبهرو شدم و از دوستم 5 ميليون و 500 هزار تومان قرض گرفتم تا اينكه روز 17 مردادماه او براي گرفتن طلبش به خانه ما آمد. من به مقتول گفتم كه در حال حاضر پولي ندارم تا قرضم را بدهم اما او اصرار داشت تا اينكه با هم مشاجره لفظي كرديم. وقتي درگيري ما بالا گرفت گيرش ابتدا به همسر و پدر همسرم توهين كرد و بعد هم شيشه بطري آبي را به طرف من پرتاب و شيشه به پاي راستم برخورد كرد. خيلي عصباني شدم و تكهاي از شيشه شكسته شده را برداشتم و ضربهاي به گردنش زدم. پس از اين طنابي را به گردنش انداختم و آنقدر فشار دادم كه ديگر نفس نداشت. همان لحظه پشيمان شدم و به او تنفس مصنوعي دادم اما فايدهاي نداشت و فهميدم فوت شده است.
وي ادامه داد: پس از اين دست و پاي جسد را با طنابي بستم و جسد را با خودروام به بيابانهاي حوالي چهاردانگه انتقال دادم. متهم بعد از تحقيقات تكميلي در شعبه 80 دادگاه كيفري استان تهران محاكمه شد. در جلسه دادگاه اولياي دم براي قاتل درخواست قصاص كردند و هيئت قضايي هم قاتل را محكوم به قصاص كرد. رأي دادگاه پس از تأييد در يكي از شعبههاي ديوان عالي كشور براي سير مراحل اجراي حكم به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد تا اينكه چند روز قبل اولياي دم به دادسراي جنايي رفتند و رضايتنامه كتبي خود را به قاضي شعبه ارائه دادند. بدين ترتيب مرد مسيحي كه در يك قدمي چوبه دار قرار داشت موفق به جلب رضايت از اولياي دم شد.