كودكان در سنين پايين به سرعت با تكنولوژي آشنا شده و به سرعت به يكي از كاربران انواع شبكههاي اجتماعي تبديل ميشوند. دلبستگي اين افراد به زودي به حدي ميرسد كه گاهي خانواده و خودشان را هم فراموش و ساعتها وقت خود را صرف پرسه زدن در فضاي غيرواقعي ميكنند.
اساساً فضاهاي مجازي از آنجايي كه احساس آزادي بيشتري به افراد ميدهد، فرد از اين موضوع احساس رضايت دارد و همين حس رضايت او برايش كافي است تا كاربر همين شبكههاي اجتماعي شود. نظر ميدهد، به انتشار ميگذارد، تصاوير ديگران را ميبيند، با آخرين مدلهاي روز آشنا ميشود و در نهايت هم در اين نوع فضاها تصاوير خود را به اشتراك ميگذارد، نظر ميدهد و از اينكه ديگران در مورد او نظر ميدهند، لذت ميبرد.
استفاده افراطي از تكنولوژي انسان را به بردگي ميكشاندبه طور كلي در دنياي امروز نميتوان به طور يقين از فضاهاي مجازي جلوگيري كرد چراكه اين فضاها جزئي از تكنولوژي هستند. البته تكنولوژي ذاتاً چيز بدي نيست، استفاده از تكنولوژي به اندازه نياز هم چيز بدي نيست، استفاده در حد معقول از شبكههاي اجتماعي هم معقول است اما استفاده بيش از حد و به خصوص بدون كنترل براي گروههاي سني پايينتر اثرات زيانآور و گاه انحرافات شديدي را ايجاد ميكند. در ديدگاه گروهي از جامعهشناسان، استفاده بيش از حد از تكنولوژي انسان را به بردگي ميكشاند.
به عنوان مثال تصور ميكنيم در يكي از روستاهاي كشورمان تكنولوژي به همان نوع كه در دسترس شهرهاي بزرگ است قرار بگيرد (البته اين حق همه است كه از رفاه تكنولوژي بهرهمند باشند). روستايي كه افرادش با همان بافت سنتي و آداب و رسوم و هنجار سنتيشان روزگار ميگذرانند و طبيعي است كه نسل جوانتر به سمت زيباييهاي تكنولوژي و فضاهاي مجازي كشيده ميشوند. در اين روستا دختر تازه بالغ شدهاي را در نظر بگيريد كه كاربر يكي از همين شبكههاي اجتماعي است.
او در خانوادهاي بزرگ شده كه كاملاً با مطالبي كه در فضاهاي مجازي به آن بر ميخورد متفاوت است، در چنين شرايطي با خود ميگويد اگر آدمها در اين فيلمها و عكسها كه من ميبينم، زندگي ميكنند، پس ما چرا اينگونه هستيم؟
اگر اينها كاملاً در برخوردها و رفتارشان، در مناسباتشان راحت هستند، پس ما چرا اين مدل نباشيم؟ او دچار دوگانگي ميشود. حال اگر به باقي جوانان روستا به طور نسبي تعميم دهيم، تقريباً فرهنگ بومي روستا به هم ميخورد. همچنين شكافي به مراتب عميقتر نسبت به شهرها ميان افراد كوچكتر و جوانتر با بزرگسالان ايجاد ميشود و همين امر گاهي تبعات سنگين و ناگواري بر جاي ميگذارد.
مدرنيزاسيون ايجاد شده اما مدرنيته وجود ندارديكي از دلايلي كه امروزه دختران و پسران بيشتر از لحاظ ظاهر شبيه به هم ميشوند اين است كه به همين صورت كه از مدلهاي خاصي كه در شبكههاي گوناگون ( چه ماهواره و چه رسانههاي اجتماعي) پيروي ميكنند، از يكديگر پيروي ميكنند.
فرهنگ افراد آمادگي چنين ظرفيتي را ندارد و فرهنگ آنچنان پيشرفته نشده است، اما او كاربر آخرين وسايل روز دنيا است! در اصطلاح جامعهشناسي مدرنيزاسيون (نوسازي اقتصادي و تكنولوژي) ايجاد شده است اما مدرنيته (نوسازي فرهنگي) وجود ندارد.
فرد با ورود به فضاهاي مجازي و استفاده بيش از حد آنها، خود و زندگي خود را با چيزهايي كه در اين فضاها ميبيند مقايسه ميكند و به نوعي احساس خود كمبيني در وي به وجود ميآيد. به تدريج تلاش ميكند چه در رفتار و چه در نوع پوشش و ظاهر بيشتر شبيه مدلهايي كه در اين فضاها ديده است، شود، غافل از اينكه نميداند ميليونها مدل برايشان ساختهاند و انسانها محكومند كه از آنها پيروي كنند و اين همان به برده كشاندن انسان در دنياي امروز است.
آسيبهاي رواج فضاهاي مجازييكي از دلايل اصلي شكاف و اختلاف ميان نسلهاي امروز و نسلهاي گذشته و همچنين پدر و مادرها با فرزندانشان، رواج فضاهاي مجازي است. به علاوه اينكه افراد در اين نوع فضاها به نوعي خودشان را خالي ميكنند. جوان به استفاده از فضاهاي مجازي روميآورد، چراكه آزادي بيشتري را حس ميكند. در اين فضاها او ديده ميشود و مورد استقبال قرار ميگيرد. بنابراين نبود امكانات و فضاهاي متناسب با خواستههاي جوانان هم عامل مهمي است كه باعث ميشود جوانان به استفاده بيش از حد از فضاهاي مجازي روبياورند.
به طور كلي استفاده از فضاي مجازي در دنياي امروز اجتنابناپذير است اما استفاده بيش از حد آن وابستگي ايجاد ميكند و هر نوع وابستگي هم در تضاد با تعقل آدمي است.
بيشك استفاده از اين فضاها با آموزش و راهنمايي و براي سنين پايينتر بايد با كنترل همراه باشد. آزادي بيش از حد افراد در گروهاي سني پايين در فضاي مجازي اثرات خوبي به جاي نخواهد گذاشت.
افسردگي، بيماريهاي رواني، تجربه شكستهاي عاطفي شديد، كلاهبرداريهاي عاطفي، سوءاستفادههاي عاطفي و جنسي، انزوا، تنهايي و... در انتظار كودكان و نوجواناني است كه بيش از حد دل به فضاي غيرواقعي بستهاند.
*
پژوهشگر مسائل اجتماعي