
شجاعت غلامرضا در آن روزهاي ملتهب دهان به دهان در شهر پيچيده بود. حضورش دلگرمي بسياري از جوانان انقلابي شهر شده بود و با بودنش به بقيه هم اعتماد به نفس ميداد. در روز عاشورا كه راهپيمايي مردم فرخشهر با تيراندازي مأموران ستمشاهي به خاك و خون كشيده شد، يكي از دوستان غلامرضا به نام سيدعباس صالحي با گلوله مأموران به شدت مجروح شد. غلامرضا او را از صحنه خارج كرد اما سرانجام سيدعباس به شهادت رسيد. شهادت سيد عباس براي غلامرضا بسيار سنگين بود و اين اتفاق او را در راهش مصممتر و مشتاقتر كرد. برخي از دوستانش هنوز شجاعت و رشادت او را در آن لحظات كه همراه چند تن ديگر و با دست خالي به تعقيب مأموران پرداختند و آنها را فراري دادند به ياد دارند.
با پيروزي انقلاب، غلامرضا به همراه چند تن از دوستانش به كشاورزي پرداخت. همگي خوشحال بودند كه فضاي خفقانآور و سياه ستمشاهي از كشور كنار رفته و حالا آنها با فكري باز و خيالي آسوده ميتوانند در راه آباداني و سازندگي كشور مشغول شوند و تلاش كنند. حالا آنها خودشان را جزئي از ايران اسلامي و جمهوري اسلامي ميدانستند و با تمام وجود سر در راه پيشرفت ميهن گذاشته بودند. حس ِشيرين ِ وطنپرستي در سايه نظام اسلامي در وجودشان موج ميزد و از آنها افرادي با عقيده و سختكوش ساخته بود.
در همين حال و احوال صدام به قصد ضربه زدن به انقلاب اسلامي به ايران حمله كرد. جنگ كه شروع شد، غلامرضا كه هر لحظه به دنبال فرصتي براي نشان دادن تواناييهايش بود لحظهاي درنگ نكرد و وارد جبهه شد. او كه پيشتر به عضويت سپاه درآمده بود، در جبههها و در پستهاي گوناگون فداكاري و جانفشانيهاي زيادي انجام داد. در عمليات «رمضان» برادرش، حاج عبدالرضا كاووسي، به اسارت نيروهاي عراقي درآمد و دامادشان شهيد «خداكرم رجبپور» از ناحيه سر و خودش نيز از ناحيه دست زخمي شد.
شهيد كاووسي پس از بهبودي دوباره عازم جبههها شد و در عملياهاي سرنوشتسازي مثل «والفجر مقدماتي»، «بدر»، «كربلاي 4»، «كربلاي 5»، «والفجر 8» و «والفجر 10 » شركت كرد و شجاعت ذاتياش را به رخ دشمنان كشيد.
«غلامرضا» و برادرش «عليرضا كاووسي» هر دو در عمليات والفجر 10 در منطقه «شاخ شميران» در تاريخ 12/12/1366 مشغول نبرد با دشمن بعثي بودند كه به مقام والاي شهادت نائل آمدند تا در سراي جاويدان، به همراه داماد بزرگوارشان «خداكرم رجبپور» كه در عمليات «كربلاي5» به شهادت رسيده بود، بپيوندند. سردار شهيد «غلامرضاكاووسي» از نظر ايمان، تقوا، اخلاق و... الگوي بسياري از همرزمانش در تيپ44 قمربنيهاشم بود و مردم استان او را از صميم قبل دوست داشتند. امروز ثمره ازدواج حاج غلامرضا دو پسر و يك دختر به نامهاي«حسين»، «محسن» و «هاجر» است.