
يكي از نكاتي كه در بررسي آخرين تحولات جنگ يمن جلب توجه ميكند اعلام و القاي تسلط ائتلاف متجاوز به رهبري عربستان بر تنگه استراتژيك بابالمندب است كه به نظر ميرسد چند هدف در اين زمينه دنبال ميشود: نخست تقويت عقبه شهر عدن و مناطق جنوبي يمن است كه به محلي براي استقرار دولت در تبعيد نيروهاي فراري دولت مستعفي عبدربه منصور هادي تبديل شده است و ميتواند پيشدرآمدي براي تجزيه اين كشور از سوي عربستان نيز باشد. دوم بعد از اينكه نيروهاي ائتلاف متجاوزبه رهبري عربستان به رغم وارد كردن نيروهاي زياد و بهكارگيري انواع تسليحات پيشرفته نتوانستند از سمت مأرب به سمت صنعا پيشروي كنند و متحمل شكست سنگين بهخصوص در پايگاه الصافر شدند، لذا براي جبران اين شكست و ناكامي نياز به برگه جديد براي القاي داشتن ابتكار عمل در صحنه نبرد داشتند و كوشيدند اين برگه را با القاي تسلط بر بابالمندب بهدست آورند. پيش از اين نيز اين منطقه در كنترل نيروهاي ائتلاف متجاوز بود. نيروهاي انصار الله و كميتههاي انقلابي نيروهاي داخلي و ملي ميباشند كه در مقطع كنوني بيشتر تلاش و تمركز خود را بردفع تجاوز و صيانت از اهداف انقلاب در مناطق شمالي متمركز كردهاند و چند هفته پيش در پي توافق با جنبش حراك جنوبي نيروهاي خود را از مناطق جنوبي از جمله عدن عقب كشيدند و بر همين اساس ميتوان گفت تسلط نيروهاي متجاوز بر بابالمندب پيش از اينكه شكستي براي نيروهاي انصار الله باشد، شكستي براي نيروهاي حراك جنوبي است كه مسئوليت حفاظت از اين مناطق را برعهده دارند. هدف سومي كه ازالقاي تسلط بر بابالمندب دنبال ميشود استفاده از آن براي پيشبرد ديپلماسي عربستان در نشست مجمع عمومي و نشستهاي حاشيهاي آن است كه بخشي از آن بر بحران يمن متمركز بوده است. به عبارت روشنتر عربستان براي اينكه وانمود كند ابتكار عمل را درجنگ يمن در دست دارد به القاي تسلط بر بابالمندب نياز داشت. در نهايت ميتوان به اين هدف اشاره كرد كه عربستان با القاي تسلط بربابالمندب درصدد ارائه اين تصوير بوده است كه اين كشور مسئوليت تأمين امنيت اين منطقه استراتژيك را برعهده دارد و تجاوز اين كشور به يمن در راستاي منافع و امنيت بينالمللي قرار دارد، البته اين احتمال نيز وجود دارد كه عربستان از اين طريق ميخواست انصارالله را به حمله موشكي به بابالمندب تحريك و در پوشش آن جامعه جهاني را عليه جنبش انقلابي يمن تحريك كند و جاني تازه به ائتلاف فروپاشيده خود دهد اما نكته قابل تأملي كه در خصوص القاي تسلط بر بابالمندب وجود دارد انتشار اخباري دال بر نقش و دست داشتن رژيم صهيونيستي در اين اقدام نظامي بوده است كه در صورت تأييد ميتواند مصداق ديگري ازهمكاري و مشاركت اين رژيم در جنگ يمن باشد. شبكه تلويزيوني المسيره كه مواضع انصارالله را منعكس ميكند در گزارشي در اينباره گفت: «عمليات سيطره بر بابالمندب در درجه اول عملياتي اسرائيلي است زيرا اسرائيل از تهديداتي كه موقعيت راهبردي يمن براي اين رژيم دارد به شدت نگران است.» بني گانتس رئيس سابق ستاد كل ارتش اسرائيل گفته است، بابالمندب و مسيرهاي دريانوردي، از برنامه هستهاي ايران براي اسرائيل نگرانكنندهتر هستند. وي با اين جمله نگراني اسرائيل را از وجود كشوري قوي و مستقل كه اداره اين گذرگاه مهم را در دست داشته باشد و نيز تهديدات مستقيمي كه براي اسرائيل دارد، نشان داد. اين سخنان تنها اظهارات مقامات صهيونيست نيست بلكه بنيامين نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي نيز پيش از اين با ايراد سخناني نگراني خود را از سيطره ارتش يمن و كميتههاي مردمي بر بابالمندب اعلام كرده بود. از ديگر مصاديق موجود در اين زمينه از سرگيري ديدارها ميان سعودي و اسرائيلي در حاشيه مجمع عمومي سازمان ملل است كه ابعاد ديگري از تعاملات جاري ميان رياض و تل آويو را آشكار ميسازد. در مجموع از آنچه گفته شد مشخص ميشود كه اعلام تسلط نيروهاي متجاوز به رهبري سعودي بر تنگه بابالمندب تحول اساسي در معادله جنگ ايجاد نميكند اما از اهداف سياسياي پرده برمي دارد كه عربستان در پوشش القاي برتري نظامي در پي آن بوده است.