وزير صنعت، معدن و تجارت با بيان اينكه چنانچه نقصي در خودروهاي توليدي وجود داشته باشد مردم ميتوانند آن را با واحد رسيدگي به شكايات وزارت صنعت، معدن و تجارت مطرح كنند، افزود: ما تلاش ميكنيم تا با كمك و حمايت مردم در جهت توليد محصولات با كيفيت داخلي بيش از پيش گام برداريم.
نعمتزاده همچنين از مسئولان مرتبط خواست تا زمينه بازديد مردم و صاحبنظران را از واحدهاي قطعهسازي و خودروسازي فراهم كنند تا از نزديك شاهد توانمنديها و چگونگي توليد محصولات قرار گيرند ضمن اينكه صاحبنظران و منتقدان نيز بتوانند مسائل، مشكلات و نقطه نظرات خود را براي هرچه پربارتر شدن توليدات ارائه كنند.
اولاد آدم با شنيدن اين اوصاف، طبعش جنبيد و گل و بلبل جلوي چشمش را گرفت و به خلسه فرو رفت و از عمق وجودش لايههاي زلال شعر شروع به روييدن كرد و گفت و سرود آنچه را كه نميبايد ميگفت و....
روزگاريست همه ساخت وطن ميخواهند
همه از دولت تدبير، لگن ميخواهند
ديو را رنگ زده مثل پري ميسازند
صنعت مرگ و عدم را يه وري ميسازند
آنچه دارند به مقياس جهان ميسنجند
قيمت ساخت لگن را به زمان ميسنجند
خب طبيعيست كه يكروزه به پايان برسد
عمر ماشين صفري كه سر پيچ خيابان نرسد
برود هر كه دلش خواست شكايت بكند
مملكت بايد به نعمتزاده عادت بكند
.....
البته الباقي شعر داراي الفاظ غيرمؤدبانهاي بود كه نميدانم چطور به مخيله اولاد آدم حتي تبادر كرده بود كه اين چيزها را بگويد و اين اقدام ملي ميهني وزير محترم را كه ملت بروند و شكايت بكنند را به سخره گرفته بود! لذا اولاد آدم از نيمه راه شاعرانگي، عقبگرد كرده و تا حالش جا بيايد سكوت اختيار ميكند. (دبير سرويس، سردبير و مدير مسئول باز نيايند زير پاي اولاد آدم بنشينند كه حالا جان هر كسي كه دوست داري بقيهاش را براي ما تلگرام كن! اولاد آدم تلگرام نميكند... شما هم برويد شكايت بكنيد!) مگر نشنيدهايد كه در زمان قديم شخصي بود كه از خطاكاري نزد وزير صنعت آن زمان شكايت برد. وزير به جاي خطاكار دستور داد او را تأديب كنند. شاكي بايد يكي از اين سه راه را انتخاب ميكرد؛ يا صد ضربه چوب ميخورد يا يك من پياز ميخورد يا اينكه يك مركب صد ميليون توماني ابتياع ميكرد. مرد گفت: پياز را ميخورم، يك من پياز براي او آوردند. مقداري از آن را كه خورد ديد ديگر نميتواند بخورد گفت: پياز نميخورم چوب بزنيد، به دستور وزير او را لخت كردند. چند ضربه چوب كه زدند گفت: نزنيد مركب صد ميليوني ميخرم ، او را نزدند و صد ميليون تومان را داد. اولاد آدم هم حواسش هست. شما برويد شكايت كنيد تا اولاد آدم يك دل سير به شما بخندد....