
فرزندان ما به مدت 9 ماه در سال با اين ملزومات در ارتباط هستند. بر اساس پژوهشهاي صورت گرفته دانشآموزان به دليل ارتباط مستقيمي كه با اين لوازم در طول سال تحصيلي دارند، از بسياري از تصاوير حك شده روي اين ابزار تأثير ميپذيرند، به طوري كه بخشي از هويت دانشآموزان به خصوص در دوره نوجواني، تحت تأثير اين كاراكترها شكل ميگيرد.
جنگ كارتوني عليه فرهنگ ايراني
امروزه تهاجم كشورهاي استكباري عليه كشور ايران با توجه به قدرت و توانمندي نظام جمهوري اسلامي ايران، از حالت جنگ نظامي و سخت خارج شده و به جنگ نرم تغيير ماهيت داده است. در جنگ نرم دشمن به جاي مقابله رودرروي نظامي با استفاده از تاكتيكهاي تبليغاتي و رواني جامعه هدف را نشانه ميرود. به عبارت ديگر جنگ نرم استفاده حسابشده از تبليغات و شگردهاي مختص به آن است، آن هم به منظور اثرگذاري بر افكار و انديشههاي يك ملت. جنگ نرم در آغاز چهره سادهاي داشته اما به مرور زمان، اين شيوه نبرد نيز پيشرفت كرده و از پيچيدگي و ظرافت و به تبع آن از تأثيرگذاري بيشتري برخوردار گشته است.
سرمايهگذاري ميلياردي و صرف هزينههاي هنگفت توسط استعمارگران براي ايجاد كاراكترهاي جذاب غربي به همين منظور صورت ميپذيرد و اگر كمي دقت كنيم ميبينيم غرب با هزينههاي ميلياردي و بودجههاي هنگفت ساليان سال تلاش كرده تا الگوي كودكان ايراني و كلاً جهان اسلام، باربي باشد يا اسپايدرمن يا دهها شخصيت موهوم ديگر... .
اين يعني غلبه دشمن در جنگ نرم. جاي بسي تأسف است كه كودك ايراني بتمن را از حسين فهميده يا اميركبير و دهها شخصيت برجسته ايراني بهتر بشناسد.
دشمن در اين شيوه تهاجم به گونهاي زيركانه عمل كرده است كه بسياري از مسئولان فرهنگي ما اين جنگ نرم را باورشان نميشود و نتيجه اين ميشود كه كودك ايراني تلاش ميكند بيشتر اوقات خود را با فيلمها، انيميشنها و گيمهاي كاراكترهاي ياد شده بگذراند و با آنها زندگي كند.
جالب است بدانيد كه در مقابل، برخي از متوليان فرهنگي ما را خواب غفلت فراگرفته است!
اگر يك كاراكتر انيميشنش ساخته شود، فيلمش اكران شود، درباره آن داستان نوشته شود، معلم و والدين از آن تعريف كنند، روحانيها در مسجد و مدرسه از آن تعريف كنند، روي البسه تصاويرش حك شود و دهها مورد ديگر براي معرفي آن كاراكتر صورت بگيرد، بچهها كمكم به آن شخصيت اقبال نشان ميدهند و به سمت آن جذب ميشوند.
بنده اهميت موضوع پيوست فرهنگي را به عينه شاهد بودهام. طرحهايي كه ما روي نوشتافزار كار كرديم براي بچهها از طريق رسانهها تبليغ شده بود، به همين خاطر بود كه بچهها هم بيشتر علاقه نشان ميدادند. از آنجايي كه ما فقط در حوزه شهدا، اين اسطورههاي شجاعت و مردانگي، فعاليت ميكنيم طرحهايي مثل شهيد بابايي كه فيلمش ساخته شده، در موردش كتاب نوشته شده و مبلغان فرهنگي و ديني دائم از اين شخصيت برجسته تعريف و تمجيد ميكنند، بيشتر با دانشآموزان مواجه ميشوند و اين اهميت پيوست فرهنگي را گوشزد ميكند. چند راهكار براي گسترش نوشتافزار ايراني- اسلامي ميتواند بسيار راهگشا باشد. اول اينكه متوليان فرهنگي با يك برنامهريزي دقيق و حساب شده و با تحقيق و پژوهش دقيق در اين حوزه، دنبال خلق شخصيتهاي جذاب باشند يا شخصيتهاي برجستهاي را كه در تاريخ پربار كشور عزيزمان كم هم نيستند، با ظرافت و لطافت براي جامعه هدف معرفي و تبليغ كنند.
دوم اينكه در اين خصوص بايد اتاق فكر تشكيل شود و اعضاي آن از بهترين نخبگان حوزه تعليم و تربيت باشند تا با بررسي همه جوانب و ارائه طريق، مسئولان مربوطه را ياري كنند. همچنين مسئولان ارشاد بايد با دقت و نظارت دقيق بر شركتهاي توليد نوشتافزار آنها را ملزم كنند تا از چاپ كاراكترهاي غربي و بيگانه روي نوشتافزار مورد استفاده دانشآموزان پرهيز كنند.
رهنمودهاي رهبري
بازيهاي اينترنتي از جمله همين دسته هستند. اين اسباببازيهايي كه وارد كشور ميشوند از جمله همين مسائل هستند. دوستان ما آمدند در يكي از دستگاههاي فعال و مسئول، عروسكهاي خوبي درست كردند. اول هم حساسيت طرف مقابل را يعني مخالفين
را- خارجيها را - برانگيخت كه اينها آمدند در مقابل باربي و مانند اينها، اين عروسكها را درست كردند ولي نگرفت. من به اينها گفتم كه اشكال كار شما اين است كه شما آمديد به فلان نام، يك پسري را، يك دختري را آورديد در بازار، اين عروسك شما را بچه ما اصلاً نميشناسد - ببينيد، پيوست فرهنگي كه ميگوييم اينها است - خب، يك عروسك است فقط، در حالي كه مرد عنكبوتي را بچه ما ميشناسد، بتمن را بچه ما ميشناسد.
10، 20 فيلم درست كردهاند، اين فيلم را آنجا ديده، بعد كه ميبيند همان عروسكي كه در فيلم داشت كار ميكرد، در مغازه هست، به پدر و مادرش ميگويد اين را براي من بخريد. عروسك را ميشناسد. اين پيوست فرهنگي است. شما بايد اين عروسك را كه ساختيد، در كنار ساخت عروسك، 10، 20 فيلم كودك درست ميكرديد براي اينكه اين عروسك معرفي بشود پيش بچهها. بعد كه معرفي شد، آنوقت خودشان ميخرند، ولي وقتي معرفي نشد، بازار ندارد و ورشكست ميشود و جالب اينجاست كه ورشكست هم شد. يعني يك چنين دقتهايي را بايد داشت. به هر حال اين تهاجم فرهنگي به اين شكل يك واقعيتي است.
(بيانات در ديدار
اعضاي شوراي عالي انقلاب فرهنگي)