
مسئله تشكيل ارتش مشترك عربي در ماههاي اخير به ويژه پس از موافقت سران عرب با تشكيل آن در اجلاس شرمالشيخ در فروردين 1394 جنبه عملي بهخود گرفت و در مراحل بعد با برگزاري دو نشست مهم سران ارتشهاي كشورهاي عربي در ارديبهشت و خرداد در قاهره و در نهايت اعلام زمان مرداد 1394به عنوان زمان تشكيل اين نيروي عربي وارد مرحله جديدي شده است. با توجه به آثار و نتايج تشكيل اين نيروي نظامي ومداخلات احتمالي آن در خاورميانه و شمال آفريقا به نظر ميرسد پرداختن به اين پديده و زمينهها و روند شكلگيري و چالشهاي احتمالي جمهوري اسلامي ايران در مواجهه با آن از اهميت زيادي برخوردار است.
زمينهها و روند شكلگيري با توجه به تحولات چند ساله اخير در جهان عرب به ويژه بروز قيامهاي مردمي در برخي از اين كشورها و نيز پيدايش و گسترش فعاليت گروههاي تروريستي تكفيري به ويژه داعش در منطقه خاورميانه، كشورهاي عربي در قالب اتحاديه عرب و با سركردگي مصر و عربستان سعودي درصدد ايجاد يك ارتش مشترك با هدف مداخله در كشورهاي بحرانزده عربي هستند. پيشينه اين ايده سالها پيش يعني زمان حكومت «جمال عبدالناصر» رئيسجمهوري مصر در دهه 1950 در فرايندهايي نظير اتحاد اين كشور با سوريه به مرحله عمل نزديك و در بحرانهايي چون جنگ خليج فارس در ابتداي دهه 1990 به شكلي جدي مطرح شد اما به دليل شرايط زماني و واقعيتهاي منطقهاي هرگز به انجام نرسيد. بدين ترتيب در حالي كه بسياري از كشورهاي عربي در يكي از دشوارترين موقعيتهاي زماني در تاريخ كوتاه و چندده ساله خود قرار گرفتهاند، باز هم اين ايده به محوري براي رايزني آنها تبديل شده است. در اين پيوند، برخي رسانهها در پاييز1393 از نشست مقامهاي عربستان سعودي، مصر، كويت و امارات متحده عربي براي زمينهسازي تشكيل يك ائتلاف نظامي دائمي يا نوعي ارتش مشترك خبر دادند. درآبان 1393 ( نوامبر )2014 اعلام شد مسئولان مصري و اعضاي شوراي همكاري خليج فارس در حال بررسي چگونگي ايجاد پيمان نظامي مشتركي براي رويارويي با گروههاي تندرو در منطقه به ويژه در ليبي و يمن هستند كه درچارچوب آن ضمن تبادل اطلاعات نظامي و امنيتي با يكديگر، توانايي استقرار يگانهاي زميني در ديگر كشورهاي منطقه را نيز داشته باشد. اين پيمان جداي از پيمان نظامياي خواهد بود كه امريكا براي مبارزه با داعش ايجاد كرده است. دستاوردهاي ايجاد چنين پيماني براي كشورهاي عضو به ويژه مصر بسيار قابل ملاحظه است. در چارچوب اين توافقات، عربستان سعودي حمايت مالي از قراردادهاي تسليحاتي مصر را بهعهده ميگيرد. از جمله گفته ميشود عربستان تأمين مالي قراردادهاي تسليحاتي مصر با روسيه را بر عهده گرفته است و ديگر كشورهاي عضو شوراي همكاري نيز آماده حمايت مالي از ديگر قراردادهاي تسليحاتي مصر و همچنين تأمين مالي قراردادهاي واردات انرژي مصر هستند. تاكنون به صورت رسمي اعلام نشده است كه اين پيمان در چه چارچوب و تحت چه عنواني خواهد بود اما نشانهها حاكي از آن است كه بحث درباره تشكيل آن در ديدار فرماندهان كشورهاي عضو پيمان بينالمللي مبارزه با داعش كه در نيمه اكتبر 2014 در واشنگتن گرد هم آمدند، صورت گرفته است.
تصويب نشست شرمالشيخ سران كشورهاي عضو اتحاديه عرب در نشست خود در شرمالشيخ در 9 فروردين 1394(21 مارس 2015) براي تشكيل نيروي نظامي مشترك عربي به توافق رسيدند. در بيانيه پاياني نشست دو روزه سران اتحاديه عرب در شرمالشيخ مصر، هدف از تشكيل نيروي مشترك، مقابله با خطرات، حفاظت و دفاع از امنيت و آينده جهان عرب عنوان شده است. بر اساس قطعنامهاي كه در نشست سران عرب به تصويب رسيد، اين نيروي نظامي به درخواست هر كشور عربي كه امنيت ملياش به خطر افتاده باشد وارد عمل خواهد شد. عبدالفتاح السيسي رئيسجمهور مصر و رئيس دورهاي اتحاديه عرب در پايان اجلاس تأكيد كرد كه تيمي برجسته با نظارت رؤساي ستاد نيروهاي مسلح كشورهاي عضو اتحاديه عرب به منظور بررسي راهكارها و نحوه تشكيل نيروي عربي مشترك و مأموريتهاي آن تشكيل خواهد شد. سران عرب نبيل العربي دبيركل اتحاديه را مأمور كردند موضوع برنامهريزي و هماهنگي تشكيل نيروي مشترك و ارائه گزارش آن ظرف سه ماه آينده به شوراي دفاع مشترك عربي را دنبال كند. اين درحالي است كه مقامهاي عراقي با تشكيل نيروي عربي مشترك بدون وجود ضمانتهاي مورد نظر آنان موافقت نكردند. سران اتحاديه عرب همچنين تأكيد كردند كه تجاوز به يمن كه از 6 فروردين با حملات هوايي عربستان سعودي و چند كشور عربي با حمايت امريكا و رژيمصهيونيستي آغاز شد، ادامه مييابد. كشورهاي عربي حمله نظامي مشترك خود به يمن را آزمايشي براي تشكيل ارتش عربي مشترك ميدانند. نمايندگان ۲۱ كشور از مجموع ۲۲ كشور عضو اتحاديه عرب از جمله محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين با طرح مصري تشكيل ارتش عربي مصر موافقت كردند. شايان ذكر است كه كرسي سوريه در اتحاديه عرب همچنان خالي است.
ابعاد نيروي نظامي مشترك عربيمقامهاي نظامي و امنيتي مصر اعلام كردهاند نيروي نظامي مشترك عربي از 40 هزار نيروي زبده تشكيل خواهد شد و سرفرماندهي آن در رياض يا قاهره خواهد بود. اين نيرو از حمايت هواپيماها و ناوهاي جنگي در كنار ادوات زرهي سبك برخوردار خواهد بود. با اين حال بعيد است همه 22 عضو اتحاديه عرب در اين نيروي نظامي مشاركت كنند. پروتكل تشكيل نيروي مشترك عربي بر اين اساس است كه مشاركت در اين نيرو اختياري است و اساس آن نيروي زميني ميباشد اما هنگام نياز ميتوان با نيروي هوايي يا دريايي از آن حمايت به عمل آورد. هر كشوري از كشورهاي عربي كه اين پروتكل را امضا كند ميزان مشاركت نيروهاي خود را نيز مشخص ميكند. اين نيروها در كشورهاي خود حضور دارند و در آينده براي آموزشهاي مشترك كه شوراي دفاع مشترك متشكل از وزراي دفاع و خارجه اعراب آن را مشخص ميكند، گردهم ميآيند. يك فرماندهي مشترك براي اين نيروها به مدت دو سال و يك فرمانده براي عملياتها انتخاب ميشود. اين نيروي مشترك جز با درخواست كشور وارد هيچ درگيري نميشود و احتمالاً مشابه نيروهاي حافظ صلح باشد.
موضع اسرائيل و امريكاروزنامه صهيونيستي «هاآرتص» پس از اعلام توافق سران عربي با تشكيل ارتش عربي نوشت: تحقق ارتش مشترك عربي نه تنها نگراني را برنخواهد انگيخت بلكه به دليل جلوگيري از گسترش نفوذ ايران در منطقه موجب خرسندي تل آويو خواهد شد زيرا كشورهاي عربي مجبورند در فرايند ايجاد چنين ارتشي امنيت اسرائيل را مورد توجه قرار دهند. به اين ترتيب بدون آنكه در شكل دهي به ارتش عربي كسي از اسرائيل دعوت كرده باشد، اسرائيليها سهم بالايي در آن خواهند داشت. بدين ترتيب اسرائيل مخالفتي با تشكيل ارتش عربي ندارد، زيرا مقابله با ايران و متحدان ايران بخشي از سياست منطقهاي آن است. اما اگر زماني اين ارتش بخواهد رو در روي اسرائيل قرار گيرد، قطعاً هم اسرائيل و هم امريكا مخالفت خواهند كرد. اما در شرايط فعلي كه كشورهاي عربي عمدتاً نگاه بيطرفانه يا خنثياي نسبت به اسرائيل دارند و جبهه مخالف خود را اسرائيل قلمداد نكردهاند، رژيمصهيونيستي نيز مخالفتي با آن نخواهد داشت.
اشتون كارتر، وزير دفاع ايالاتمتحده از اين طرح با عنوان يك طرح مطلوب ياد كرده است. از ديدگاه امريكا اجراي طرح ارتش عربي ميتواند به كاهش اتكاي به غرب براي صيانت از كشورهاي عربي به ويژه در حوزه خليج فارس منجر شود. اگر چنين ارتشي تشكيل شود امريكا قطعاً خواهد توانست از طريق نفوذ بين رهبران اين كشورها، هدايت و كنترل اين ارتش را از پشت در دست بگيرد، يعني امريكا با هزينه كمتر، منافع خود را در منطقه پيگيري كند. بنابراين امريكا و كشورهاي اروپايي از اين ارتش حمايت خواهند كرد.