بعد از ناطق و علي لاريجاني اين بار نوبت به علياكبر ولايتي رسيد تا مورد تفقد و دلجويي همهجانبه جماعت تجديدنظرطلب قرار بگيرد. چند صباحي است كه روزنامههاي زنجيرهاي در تلاشند تا برخي از چهرههاي منسوب به جريان اصولگرايي را در پوشش حمايت، به رقابت و جدايي از مركزيت اصولگرايي كشانده و به نوعي در جرگه اصلاحطلبان تعريف كنند. تاكنون تمركز روزنامههاي زنجيرهاي روي افراد شاخصي نظير « علي لاريجاني و علياكبر ناطقنوري» قرار گرفته و روز گذشته «علياكبر ولايتي» هم به آن اضافه شد و انتظار ميرود تا آستانه انتخابات اين روند سرعت بيشتري به خود گرفته و از سوي ديگر افراد ديگري از اصولگراها را هم شامل شود. روز گذشته روزنامه ابتكار تيتر نخست خود را بر اساس همين هدف انتخاب كرده بود و با درج عبارت « پزشك ديپلمات سيبل حمله دلواپسان» ضمن حمايت از علياكبر ولايتي وي را به تقابل با اصولگرايان فراخوانده بود و اينگونه القا كرد كه رويكرد ولايتي فاصله زيادي با بسياري از اصولگرايان دارد. اين روزنامه نوشت: «علياكبر ولايتي چهرهاي هر چند منتسب به اصولگرايان شناخته ميشود، اما همواره مشي اعتدالي خاص خود را داشته است... البته دوستي ولايتي با آيتالله هاشميرفسنجاني بر كسي پوشيده نيست و اگر از تصدي وزارت امورخارجه در دولت سازندگي بگذريم، كنارهگيري ولايتي به نفع هاشمي در انتخابات 84 در ذهن بسياري مانده است.»
اين روزنامه تلاش ميكند در ادامه نقش ولايتي در موفقيت انتخاباتي حسن روحاني را برجسته كند و از اين مسير نزديكي اين دو در انتخاباتهاي پيش رو را محتمل بداند و همچنين به صراحت در پايان گزارش خود احتمال ائتلاف برخي چهرههاي اصولگرا با اعتدال- اصلاحات را مورد تأكيد قرار ميدهد: « به هر ترتيب اين روزها اصولگرايان در بازي انتخاباتي مجلس دهم، ائتلاف با تندروهاي اصولگرا را در مقابله با رقيب مشترك ترجيح دادهاند و همين موضوع جرئت حمله به چهرههاي شاخص اصولگرا و وزنههاي مورد وثوق اين جريان همچون علياكبر ولايتي و عليلاريجاني را افزايش داده است. موضوعي كه حتي باعث اين گمانهزنيها شده است كه چنين چهرههايي از اردوگاه اصولگرايان، به اردوگاه اعتدالگرايان و اصلاحطلبان نزديك شوند.»
1 - بنا بر آنچه عنوان شد، روزنامههاي زنجيرهاي طيف تجديدنظرطلب در تلاش است تا شخصيتهايي نظير علي لاريجاني و ناطقنوري را از جمع اصولگرايان خارج كنند و به صف اردوگاه مقابل بكشانند تا از يك سو انشقاق و چنددستگي را در ميان جناح اصولگرايان به راه بيندازند و از سوي ديگر مقبوليت و مشروعيت از دست رفته را به كمك اين افراد بازيابي كنند. حال بايد افراد مشهور اصولگرا مراقب باشند تا در پازل جماعت هواهخواه ليبراليسم بازي نكرده و با درس گرفتن از انتخابات سال 92 زمينه شكست گفتمان نزديك به انقلاب اسلامي را مقدمهسازي نكرده و اجازه ندهند طيفي روي كار بيايد كه هيچ قرابت و نسبتي به انقلاب و نظام ندارد.
2 - «تشديد اختلافات بين فراكسيون اصولگرايان و رهروان ولايت در مجلس نهم» هم يكي از اهداف جريان مدعي اصلاحطلبي در جهت به چالش كشيدن رقيب و نزديك شدن به قدرت رسمي است؛ موضوعي كه طي ماههاي گذشته به هيچ عنوان جدي گرفته نشد و امروز بعد از گذشت چند ماه از آن هشدارها، جريان مقابل اصولگرايان از يك سو زمينه و تمهيدات «زدوخورد بين اصولگرايان» را فراهم و از سوي ديگر با «برجستهسازي اين اختلافات» تلاش دارد آن را به گسلي غير قابل ترميم تبديل كند.
مباحث شكل گرفته در كميسيون ويژه برجام بار ديگر فرصتي ايجاد كرده تا روزنامههاي پرتعداد جماعت تجديدنظرطلب بحث علاقهمندي لاريجاني به طيف اعتدال- اصلاحات را مطرح كنند و از رئيس قوه مقننه و نيروهاي نزديك به وي در مجلس به عنوان همپيمان انتخاباتي حسن روحاني و رهبران اصلاحطلب سخن به ميان بياورند. روزنامههاي انبوه مدعيان اصلاحطلبي موضعگيري گاه متفاوت برخي از منتخبان ملت در نشستهاي كميسيون را دليلي مناسب بر انشقاق اصولگرايان عنوان و در كنار آن حمايت نمايندگان نزديك به لاريجاني از دولت و برجام را سرسختانه و با هدف همافزايي انتخاباتي با دولت در كميسيون برجام مطرح ميكنند. اين روزنامهها تلاش كردهاند به صورت تلويحي موضعگيري افرادي نظير علاءالدين بروجردي، بهروز نعمتي و حجتالاسلام ابوترابيفرد و برخي ديگر از اعضاي فراكسيون رهروان مجلس در جلسات كميسيون ويژه برجام را بر اساس يك دستور عملي فراكسيوني و با نيمنگاهي به مطالبات دولت يازدهم انعكاس دهند. حال در چنين شرايطي بايد چهرههاي مهم مجلس كه با برند اصولگرايي وارد مجلس شدهاند هم با هوشمندي بستر ايجاد همگرايي را در بين نيروهاي خودي فراهم سازند نه آنكه خواستههاي رهبران مدعي اصلاحطلبي را برآورده كنند.