سن استفادهكنندگان از شبكههاي اجتماعي سن پائيني است و بيشتر كاربران اين شبكهها را نوجوانان و جوانان اعم از دختر و پسر تشكيل ميدهند ولي متأسفانه در اكثر موارد والدين هيچگونه آشنايي با اين شبكهها ندارند لذا مراقبت از رفتارهاي فرزندان در شبكههاي اجتماعي به شدت احساس ميشود.
ترديد نكنيم كه فرزندان در فضاي مجازي نيز به مراقبت نيازمند هستند. بسياري از والدين نگران اين هستند كه فرزندانشان با افراد ناباب دوست نشوند، يا حتي در مورد نوع پوشش آنها و نحوه معاشرتشان با ديگر افراد جامعه توجه بسيار زيادي دارند اما واقعيت اين است كه همين والدين در دنياي مجازي مراقبت زيادي از فرزند دختر يا پسر خود ندارند كه شايد يكي از مهمترين دلايل آن عدم آشنايي و توجه والدين با شبكههاي اجتماعي باشد.
اگر فرزندان در دنياي حقيقي نيازمند توجه هستند اين توجه بايد در دنياي مجازي به چند برابر افزايش يابد و با حساسيت بيشتري دنبال شود چراكه در برخي از شبكههاي اجتماعي دامهايي پهن شده است كه كاربران نيز از آن بياطلاع هستند.
فرهنگسازي و آموزش به كاربران يا والدين كاربران نوجوان و جوان بايد از طريق رسانهها و خصوصاً صدا و سيما صورت گيرد چراكه برخي از اخبار و آمارهايي كه از كاربران شبكههاي اجتماعي به گوش ميرسد خوشايند نيست و نشاندهنده اين موضوع است كه در خصوص فرهنگسازي و آموزش كمكاري شده است.
بررسي اجمالي محتويات پيامهاي توليد شده و منتشر شده در برخي از شبكههاي اجتماعي بيانگر اين موضوع است كه اخلاق حلقه مفقوده شبكههاي اجتماعي است و درحالي كه ميتوان از اين تكنولوژي ارزشمند ارتباطي در راههاي مناسب استفاده كرد گاه شاهد هستيم كه شبكههاي اجتماعي در خدمت رفتارهاي هنجارشكنانه و غيراخلاقي قرار گرفتهاند كه اين موضوع جاي تأمل بيشتري دارد.
توهين به افراد و شخصيتهاي مختلف، توهين به مقدسات، توهين به نژاد افراد، توهين به انديشهها و افكار افراد و گروههاي مختلف، توهين به خط مشي سياسي و طرز فكر افراد و... بخشي از رفتارهاي توهينآميز در شبكههاي اجتماعي است. از طرف ديگر گاه شاهد تهمت و افترا يا دروغ در شبكههاي اجتماعي هستيم كه نتيجهاي جز بردن آبروي افراد آبرومند ندارد.
يكي از مسائلي كه در شبكههاي اجتماعي به شدت به چشم ميخورد خبر درگذشت و فوت شخصيتهاي معروف از جمله بازيگران و ورزشكاران است كه باعث ايجاد شوك و نيز به وجود آمدن حس بياعتمادي در جامعه ميشود. اينگونه رفتارها كاملاً نشاندهنده اين موضوع است كه فرهنگسازي و آموزش در اين حوزه مورد غفلت قرار گرفته وگرنه چگونه ممكن است كه فردي وقت خود را صرف ايجاد و انتشار چنين پيامهايي بكند درحالي كه هزاران موضوع جذاب و خواندني ديگر نيز در اجتماع وجود دارد كه ميتوان از فرصت شبكههاي اجتماعي براي نشر و گسترش آنها استفاده كرد.