گروه توپخانه 15 خرداد به فرماندهي سردار شهيد عباسعلي جاننثاري از جمله يگانهايي بود كه آمادگياش را جهت انجام مأموريت اجراي آتش بر مواضع دشمن اعلام كرد و با تمام قوا براي انجام مأموريت آماده شد. بسياري از كاركنان نظامي معتقدند پيروزي به دست آمده در سال 90 مرهون نقشآفريني شهيد جاننثاري و رزمندگان توپخانه است كه عرصه را بر ضدانقلاب چنان تنگ كرد كه گويي زمين و زمان تبديل به جهنمي شد كه غير از تسليمشدن مفرّي براي آنان باقي نگذاشت.
شهيد جاننثاري همواره آمادگي انجام خطيرترين مأموريتها را داشت و به صورت مكرر در سخنرانيها، بازديدها و جلسات داخلي بر اين موضوع تأكيد ميكرد. به همين دليل گروه 15 خرداد در زمان شهيد جاننثاري، آماده پذيرش هر مأموريتي بود و فرماندهان نيروي زميني با خيالي آسوده موفقيتآميز بودن مأموريت را انتظار داشتند. حضور مداوم سردار جاننثاري در دوران دفاع مقدس و مأموريتهاي پس از آن، او را تبديل به يك فرد كارآزموده كرده بود. انتخاب سختترين مواضع جهت اجراي آتش به دليل بالا بردن نقش توپخانه در مأموريت شمال غرب حاكي از اين امر است. هر چه به روزهاي شهادت نزديكتر ميشد، حال و هواي غريبي پيدا ميكرد.
مثل يك گمشده بر روي زمين به دنبال معشوقش ميگشت. سراسر شور و احساس و عرفان شده بود. در آخرين شب قدرش، شبهاي عجيبي را پشت سر گذراند. اولين نفر به نمازخانه سپاه پيرانشهر ميرفت و آخرين نفر خارج ميشد. سجدهها و ضجّههاي بسيار طولاني داشت. قطرات اشك جاري بر گونههايش در نماز عيد فطر، تيرخلاص وصل عاشق به معشوق بود. كمتر از يك ماه قبل از شهادت، تمنّاي اين وصل را از درگاه خداوند كرده بود و محبوب به اين آرزوي ديرينه جواب مثبت داد. سرانجام در صبحگاه 16 شهريور سال 90 در اوج عمليات و درگيري در ارتفاعات جاسوسان حين انجام هدايت آتش توپخانه به ضرب گلوله دژخيمان ضدانقلاب شربت شهادت را نوشيد و به پاداشي كه ساليان سال به دنبال آن بود، رسيد.