بچهها، نوجوانها و جوانهاي فاميل اما سرشان در تبلت و تلفن همراهشان است و آنچنان در شبكههاي اجتماعي غرقند كه اصلاً متوجه نگاه پراشتياق پدربزرگ و مادربزرگ براي لحظهاي همكلامي با نوههايشان نيستند. آنها روابط مجازيشان را حتي اگر موقت و غيرواقعي و ناپايدار باشد به روابط واقعي و گرم ترجيح ميدهند.
در دام تكنولوژيهاي ارتباطي افتادهايم
روزي كه بشر در تلاش بود تا از طريق دستيابي به تكنولوژيهاي نوين بر زندگي مسلطتر شود اصلاً فكرش را نميكرد روزي برسد كه تكنولوژي بر او مسلط شود. حالا اما تسلط تكنولوژي بر انسان چالشي است كه توانسته تا حد زيادي روابط انساني و خانوادگي را تحتالشعاع خود قرار دهد. شكاف يا گسست ميان اعضاي خانواده هشداري است كه امروز جديتر از قبل مطرح ميشود. عوامل متعددي اما در شكلگيري اين شكاف يا گسست مؤثرند كه يكي از مهمترين آنها ابزارهاي ساخته دست بشر در سايه پيشرفت علم و فناوري است. اينترنت، فضاي مجازي، تلفن همراه، ماهواره و شبكههاي اجتماعي آنچنان انسان را تحت تسلط خود گرفتهاند كه روابط انساني وي با آدمهاي دور و برش در حال رنگ باختن است. حالا در تمام دنيا به دنبال راهكاري براي معقول كردن استفاده از اين ابزارها هستند. هر چند سرعت پيشرفت فناوريهاي نوين ارتباطي نسبت به درك آسيبهاي آنها و يافتن راهكاري براي استفاده معقول از اين امكانات اصلاً قابل مقايسه نيست.
اعتياد هزاره سوم
شما روزي چند ساعت از وقت خود را پاي اينترنت و شبكههاي مجازي صرف ميكنيد؟ بيترديد شما هم مانند بسياري از افراد ديگر چند ساعت از وقت مفيد خود را در فضاي مجازي ميگذرانيد. ابزارهاي تكنولوژي جديد اعم از ماهواره، اينترنت و تلفن همراه در كنار كاركردهاي اصلي و تعريف شده خود كاركردهاي سرگرمي و تفريحي نيز پيدا كردهاند. جذابيتهاي اين فضا موجب ميشود تا افراد هر روز بيشتر از ديروز به آن متمايل شده و ساعتهاي طولاني از وقتشان را براي حضور در فضاي مجازي يا نشستن پاي ماهواره و فعاليتهاي مجازي در شبكههاي اجتماعي صرف كنند. از سوي ديگر بنا به تأكيد متخصصان، اين حضور افراطي اعتياد جديدي را در هزاره سوم به جوامع انساني وارد كرده است؛ اعتياد به فضاي مجازي و بازيهاي رايانهاي. اين اعتياد تازه موجب شده تا در برخي از نقاط دنيا مانند كشور چين كمپهاي ترك اعتياد به اينترنت و فضاي مجازي راهاندازي شود.
روابط مجازي در برابر روابط حقيقي
بيترديد هيچ چيزي جاي ارتباط چهره به چهره را نميگيرد. در اين نوع ارتباط ما بخش مهمي از مفاهيم را از طريق نگاه و واكنشهاي طرف مقابل متوجه ميشويم كه تمام اينها مكمل كلام شده و موجب ميشود تا ما به خوبي بتوانيم مفهومي را به ديگران انتقال دهيم. بازيهاي رايانهاي و بازيهاي اينترنتي آنلاين و از همه مهمتر شبكههاي اجتماعي اما شكل جديدي از روابط انساني را معرفي كردند، روابط مجازي كه در عمل روابط اجتماعي واقعي را تحت تأثير قرار ميدهد. از سوي ديگر ويژگيهاي فضاي مجازي براي كاربران اين امكان را فراهم ميآورد تا با هويتي مجعول در اين فضا حاضر شوند و همين امكان زمينه سوءاستفادههاي متعددي را فراهم ميآورد. از همه اينها مهمتر رشد فردگرايي و پر كردن اوقات فراغت مجازي است. فناوري مدرن، رابطه افراد با يكديگر و ارتباط كلامي و عاطفي اعضاي خانواده را محدود ميسازد و در عوض فردگرايي را افزايش ميدهد. فردگرايي هم به نوبه خود موجب تنهايي و احساس غيرمفيد بودن ميشود و از سوي ديگر نيز به سردي روابط در فضاي خانواده دامن ميزند. حضور طولاني مدت در فضاي مجازي و عضويت در شبكههايي نظير فيسبوك، وايبر، لاين و حالا هم شبكه تازهتأسيس تلگرام به جاي جمعهاي خانوادگي، اندك اوقات فراغتي را هم كه در طول روزهاي پر تنش به دستمان ميرسد پر كرده و فرصت شكلگيري فضاي گفتوگو و تعامل را در داخل خانواده كم و كمتر ميكند. در عوض اما دوستان مجازي جاي اعضاي خانواده و ارتباطات اجتماعي حقيقي را ميگيرند. به همين خاطر هم هست كه با گسترش اين نرمافزارها شاهد شكاف ميان اعضاي خانواده از پدر و مادر گرفته تا فرزندان هستيم و اين فاصلهها مانع از اين ميشود كه والدين و فرزندان رابطه عاطفي مناسبي با يكديگر برقرار كنند بنابراين آنان ارضاي عاطفي نميشوند.
پايين آمدن مهارت برقراري ارتباط در كودكان و نوجوانان
بخش عمدهاي از تضمين موفقيت در جامعه امروز به ارتباطات بازميگردد و افرادي براي برقراري ارتباطات مؤثر موفقتر عمل ميكنند كه از همان دوران كودكي فرآيند اجتماعي شدن را به خوبي طي كرده باشند. چالش جدي فناوريهاي نوين ارتباطي براي كودكان و نوجوانان گرفتن فرصت طي فرآيند اجتماعي شدن از آنهاست كه اين مسئله براي اين سن و سال بسيار جديتر مطرح ميشود، كودكان و نوجواناني كه اوقات فراغتشان را با حضور در فضاي مجازي پر ميكنند و به اين فضا اعتياد دارند در عمل افرادي گوشهگير و منزوي بار خواهند آمد كه قدرت حضور در جامعه و برقراري ارتباطات حقيقي را نخواهند داشت. اين مسئله از آنجايي اهميت مييابد كه بسياري از والدين از سواد و تسلط كافي بر فناوريهاي نوين ارتباطي برخوردار نيستند. با وجود اين براي كودك و نوجوان خود، تبلت و تلفن همراه ميخرند. اين در حالي است كه حضور كودكان و نوجوانان در فضاي مجازي بايد با نظارت والدين اتفاق بيفتد، در غير اين صورت ممكن است كودك و نوجوان با اطلاعات و فضايي مواجه شود كه به هيچ عنوان براي سن و سال او مناسب نيست اما به دليل آشنا نبودن برخي والدين با ابزارهاي نوين ارتباطي آنها توانايي نظارت و كنترل خود بر فرزندانشان را از دست ميدهند.
ضرورت حمايت از امنيت كودك و نوجوان در فضاي مجازي
بديهي است نسل امروز ناگزير از حضور در فضاي مجازي است. اما نبايد فراموش كنيم كه دنياي فناوري اطلاعات نيز مانند هر جهان ديگري قوانيني دارد كه براي حضوري ايمن در چنين فضايي بايد قوانين و دستور زبان اين فضا را بلد بود. بنابراين براي مقابله با آسيبها و صدمات چنين فضاهايي بهترين راهكار آگاهيبخشي به خانوادهها و آموختن قواعد اين بازي است. بيترديد بهترين راهكار مقابله با آثار مخرب فناوريهاي نوين ارتباطي بر كودكان و نوجوانان بالا بردن سواد والدين در رابطه با ويژگيها و آثار اين بخش از تكنولوژي است. اگر والدين در اين باره اطلاعات كافي داشته باشند ميتوانند نظارت مناسبي بر عملكرد و كميت و كيفيت حضور كودك و نوجوان خود در فضاي مجازي داشته باشند. همچنين بايد به كودك و نوجوان نحوه صحيح استفاده از فناوريهاي نوين ارتباطي آموزش داده شود. بخشي از اين مهم، وظيفه والدين و بخش ديگر مسئوليت مدارس، معلمها و حتي رسانههاست. در اين صورت ميتوان با راهكارهاي ايجابي تا حدود زيادي امنيت كودك و نوجوان در فضاي مجازي را فراهم كرد.