«فلسفه، وسيله است، خودش مطلوب نيست. وسيله است براى اينكه شما مسائل را، معارف را با برهان به عقلتان برسانيد، هنرش همين قدر است. «پاى استدلاليان چوبين بود»، مقصود همين است كه چوب است، پاى چوبى است. آنكه انسان را مىتواند راه ببرد، انسان حقيقتاً با آن مىتواند راه برود، عبارت از آن پايى است كه انسان [با آن] جلوه خدا را ببيند، عبارت از آن ايمانى است كه در قلب [وارد] مىشود، و وجدان ذوقى است كه انسان مىكند، و ايمان مىآورد.»
***
«آنچه ما را غلبه داد روحيه جهادي بود؛ فلسفه نبود، جهانبينى نبود، اسلامشناسى نبود؛ هيچ اين حرفها نبود... زنان و مردان و كودكان نمونهاى كه در زير بمبارانها و از بستر بيمارستانها سرود شهادت سر مىدهند و با دست و پاى قطع شده بازگشت به جبهههاى انسانساز را آرزو مىكنند، فوق آنچه ما تصور مىكنيم و فلاسفه و عرفا به رشته تحرير در مىآورند و هنرمندان و نقاشان عرضه مىكنند، مىباشند. آنچه آنان با قدمهاى علمى و استدلالى و عرفانى يافتهاند، اينان با قدم عينى به آن رسيدهاند و آنچه آنان در لابهلاى كتابها و صحيفهها جستوجو كردهاند اينان در ميدان خون و شهادت در راه حق يافتهاند.»