
باراك اوباما جمعه شب در كنفرانس ويدئويي با جامعه يهوديان امريكا با اظهاراتي خصمانه عليه كشورمان ذيل بحث درباره منافع «برجام» براي كشورش و رژيم صهيونيستي سخناني را بيان كرد.
وي در اين كنفرانس ويدئويي، افزايش توان امريكا براي مقابله با ايران بعد از انقضاي عمر سند «برجام» را از مزاياي توافق برشمرد و بيان كرد: «با اين توافق، بعد از گذشت ۱۵ سال، رئيسجمهور امريكا، هر كسي كه باشد، از موضع قدرتمندتري براي پاسخدهي به ايران برخوردار خواهد بود.»
تأكيد اوباما بر گزينه نظامي عليه كشورمان هرچند در طول 23 ماه گذشته جزء لاينفك سخنان وي بوده اما جالب است بدانيم كه تأكيد روي حمله به ايران آن هم پس از 15 سال طي يك ماه اخير چند باري توسط رئيسجمهور امريكا مورد تأكيد قرار گرفته است.
در يكي از اين موارد باراك اوباما رئيسجمهور امريكا هنگام بازديد از شهر ديترويت با «كارولين كليفورد» مجري شبكه تلويزيوني «دبليو ايكس واي زد» گفتوگو كرد و در پاسخ به يكي از سؤالات مجري در مورد برجام بيان كرد: «در صورت تقلب ايرانيها، برخي اقدامات به شكل خودكار صورت خواهد گرفت. حتي اگر ايرانيها تا 15 سال ديگر تصميم بگيرند از آستانه گريز عبور كنند و به سلاح هستهاي برسند، آنگاه رئيسجمهور وقت امريكا در مقايسه با رئيسجمهور امروز، شرايط بهتري خواهد داشت تا براي جلوگيري از اين اقدام ايرانيها، هر كاري كه ضروري است انجام دهد و اين شامل اقدام نظامي بالقوه نيز خواهد شد. ما هيچ يك از اين گزينهها را كنار نگذاشتهايم و باز هم در موقعيتي خواهيم بود كه ميتوانيم هر كاري كه براي جلوگيري از دستيابي ايرانيها به سلاح هستهاي لازم باشد، انجام دهيم. با وجود اين، در اختيار داشتن دوره 15 سالهاي كه ميدانيم ايرانيها در اين مدت به سلاح هستهاي نخواهند رسيد، در كنار بازرسيها و حمايت كافي جامعه بينالمللي از اين موضوع واقعاً اهميت دارد.»
اوباما: توافق حمله نظامي به ايران را زمينهسازي ميكند!
اوباما همچنين اواسط مردادماه بود كه در يك كنفرانس تلفني، با گروههاي حامي توافق هستهاي با تأكيد بر اينكه بازرسيهاي هستهاي و نظامي موجب ميشود امريكا اطلاعات كافي از توانمنديهاي ايران در اختيار داشته باشد، گفت: رژيم بازرسيها به صورت فشرده تا 15 سال آينده ادامه خواهد داشت و پس از 15 سال و با توجه به اطلاعاتي كه از ايران به دست آمده، آن زمان فرصت بهتري براي حمله نظامي به ايران است.
رئيسجمهور امريكا در ادامه اظهاراتش بيان ميكند: «از نظر امريكاييها، در محاسبه و بررسي توانمندي دفاعي ايران، سلاح اتمي مهمترين فاكتور است. بودجه نظامي متحدان امريكا در منطقه 10 برابر بودجه دفاعي ايران است اما نكته مهم اين است كه در اين رويارويي ايران سلاح اتمي نداشته باشد و با توافق هستهاي، ايران سلاح اتمي نخواهد داشت!»
اوباما با تشريح توافق براي موافقان ادامه ميدهد: «براي 10 سال ابتدايي، اين توافق به ميزان قابل توجهي برنامه هستهاي ايران را محدود ميكند، به همين جهت ما همواره كاملاً خواهيم دانست كه آنها دارند چه ميكنند. تأسيسات زيرزميني كه بستنشان از راههاي ديگر احتمالاً شدني نبود را ميبندد. تأسيساتي را كه ميشد از آن براي توليد پلوتونيوم استفاده كرد، به نحوي تغيير ميدهد كه ما اطمينان مييابيم ديگر نميشود از آن براي توليد مواد هستهاي استفاده كرد. ايران را ملزم ميكند ذخاير اورانيوم غنيشده خود را به ميزان 98 درصد كاهش دهد. همچنين رژيم بيسابقه راستيآزمايي و بازرسيها را ايجاد ميكند كه امكان نظارت 24 ساعته در هفت روز هفته از تمام تأسيسات هستهاي اعلامشده آنها و همچنين خط توليد آنها، از معادن اورانيوم تا كارگاههاي توليد سانتريفيوژ كه براي غنيسازي اورانيوم به آن نياز است تا كل مسير تا انتها، را ايجاد ميكند.»
اوباما طي اين سخنان براي چندمين بار جمهوري اسلامي ايران را به تروريسم متهم ميكند آن هم با اين ادبيات: «رژيم ايران هم در واقع يك دينسالاري بيرحم، ضدامريكا و ضداسرائيل است كه هولوكاست را انكار ميكند، از نايبان تروريست خود حمايت كرده و در منطقه دست به اقدامات ثباتزدا ميزند... اينكه ممكن است ايران تروريسم و فعاليتهاي ثباتزداي بيشتري در منطقه انجام دهد.»
بهخوبي ميتوان دريافت كه تأكيد طرفهاي غربي طي 23 ماه گذشته مبني بر اينكه پرونده «حقوق بشري ايران» و همچنين «حمايت از تروريسم» مفتوح است ناظر به اين نكته است كه در آيندهاي نزديك تحريمهاي جديدي عليه كشورمان در راه است و به فرض كاهش تحريمها در پي توافقنامه هستهاي موج جديدي از تحريمهاي بينالمللي عليه جمهوري اسلامي ايران به راه خواهد افتاد.
اوباما 2 روز پس از برجام: اگر بخواهيم ايران را با حمله نظامي از بين ميبريم!
در يكي ديگر از تهديدات باراك اوباما تنها چند روز پس از جمعبندي مذاكرات در وين در پاسخ به سؤال خبرنگار نيويورك تايمز كه پرسيد چرا ايرانيها بايد نگران پاسخ نظامي امريكا در صورت نقض توافق هستهاي باشند، ضمن تهديد نظامي ايران گفت: «چون ما ميتوانيم اگر بخواهيم و انتخاب كنيم ارتش آنها را از بين ببريم و من فكر ميكنم آنها آمادگي و ميل من براي اتخاذ اقدام نظامي در جايي كه آن را براي امنيت ملي امريكا مهم بدانم، ديدهاند.» پس از اوباما اين بار ارنست جاش، سخنگوي كاخ سفيد در نشست خبري با تأكيد بر اينكه يكي از حسنهاي بازرسي از ايران، افزايش اطلاعات در مورد اهداف احتمالي و بالا رفتن دقت به هنگام اقدام نظامي در ايران خواهد بود، تأكيد ميكند: «نكته كليدي اين است كه(پس از توافق) گزينه نظامي تقويت هم ميشود، چراكه طي اين سالها ما جزئيات بيشتري از برنامه هستهاي ايران جمعآوري خواهيم كرد.»
وي ميگويد: «بنابراين، زماني كه وقت تصميمگيري فرماندهان نظامي امريكا و اسرائيل در مورد هدفگيري ميرسد، به دليل اطلاعاتي كه طي اين سالها به لطف رژيم بازرسيها جمعآوري كردهايم، آن تصميمات به طرز چشمگيري مبتني بر اطلاعات بوده و توانمنديهاي ما ارتقا يافتهاند.»
واكنش رهبري و سكوت دولتمردان در قبال تهديدات
تهديد چندباره ايران توسط اوباما در حالي صورت ميگيرد كه مسئولان دولتي جمهوري اسلامي در پاسخ به اين تهديدات تاكنون واكنشي نشان ندادهاند و هر بار فقط رهبر معظم انقلاب نسبت به اين تهديدات واكنش نشان داده است.
آخرين بار رهبر انقلاب در نماز عيد سعيد فطر تهديدات اوباما را لاف در غريبي عنوان كردند و بيان فرمودند: «اين آقا(رئيسجمهور امريكا) گفته است ميتواند ارتش ايران را نابود كند. قديميهاي ما اينجور حرفها را لاف در غريبي ميگفتند. اگر ميخواهند درست بفهمند، اگر ميخواهند از تجربههاي خود درست استفاده بكنند بدانند اگر جنگي اينجا اتفاق بيفتد آن كسي كه سرشكسته از جنگ خارج خواهد شد امريكاي متجاوز و جنايتكار است.»
معظمله پيش از اين و در تريبونهاي مختلف هم نسبت به تهديدات نظامي امريكاييها همزمان و موازي با مذاكرات هستهاي با ديپلماتهاي كشورمان واكنش قاطع و صريح نشان دادند.
به عنوان نمونه ايشان در يكي از سخنرانيهاي خود در واكنش به تهديدات دامنهدار غربيها به صراحت بيان مينمايند: «من موافق مذاكره زير شبحِ تهديد نيستم. مسئولان سياست خارجي و مذاكرهكنندگان بايد خطوط قرمز و اصلي را به دقت رعايت كنند و همزمان با ادامه مذاكرات، بايد از عظمت و هيبت ملت ايران نيز دفاع كنند و زير بار هيچ تحميل، زور، تحقير و تهديدي نروند... مذاكره در زير شبح تهديد معنايي ندارد و ملت ايران مذاكره زير سايه تهديد را برنميتابد... با مذاكراتي كه زير شبح تهديد باشد، موافق نيستم.»
مؤلفههاي ديپلماسي فعلي امريكا در مقابل جمهوري اسلامي ايران و ضرورت توجه به آن
روند تهديدات امريكاييها و متحدانش كه بعد از برنامه جامع اقدام مشترك در آذر92 – ژنو- شكل پيداتري به خود گرفت، پس از لوزان هم حجم بيشتري را تجربه كرد و از روز پايان مذاكرات – رسانهاي شدن برجام - تا به امروز شكل نگرانكنندهاي به خود گرفته و قطعاً در آينده و با توجه به تفسيرپذيري متن برجام ادامه خواهد داشت آن هم در شرايطي كه دستگاه سياست خارجه كشور به عنوان متولي اصلي واكنش به چنين موضعگيريهايي نتوانسته انتظارات عمومي در اين باره را برآورده كند و پس از تهديدات و تحقيرهاي غربيها پاسخ مشابه و درخور توجه را اتخاذ نمايد.
بر همين اساس اگر بخواهيم سياستهاي ايالات متحده امريكا طي 23 ماه اخير را در گزارهاي خلاصه كنيم بايد اينگونه بيان كرد كه با تغيير رويكرد ديپلماسي كشورمان به واسطه روي كار آمدن دولت يازدهم، نوع مواجهه نظام سلطه با كشورمان هم دچار تغييراتي تاكتيكي شد با اين توضيح كه اگرچه راهبرد اصلي غرب همچنان حول مفاهيمي مانند «استحاله» و «براندازي» شكل ميگرفت اما طرح كوتاه مدت آنها در كليدواژههايي مانند «توقف»، «تهديد»، «تحقير» و «مداخله» معنا پيدا كرد. بدون ترديد نوع مواجهه با چنين رويكردي بايد در مفاهيمي مانند «موضعگيري قاطع و انقلابي» با حفظ منافع و مصالح نظام و انقلاب و همچنين «كمك به افزايش توان نظامي و دفاعي كشور» و «اعتماد و اطمينان داشتن به آن» معنا پيدا كند.