سال 2016 سالي مهم در ساختار داخلي آمريکا قلمداد ميشود. در آبانماه 2016 انتخابات رياستجمهوري آمريکا برگزار ميگردد لذا احزاب آمريکايي از هماکنون خود را براي پيروزي در اين نبرد آماده ميسازند. نکته مهمي که در اين انتخابات وجود دارد آن است که همچون دورههاي گذشته صرفا دو حزب جمهوريخواه و دموکرات براي ورود به کاخ سفيد رقابت ميکنند و خبري از جريانهاي ديگر وجود ندارد. به عبارتي ساختار آمريکايي مدعي دموکراسي و آزادي همچنان بر پاشنه دو حزبي ميچرخد و مردم محکوم برآنند تا نمايندهاي از اين دو حزب را انتخاب نمايند. ساختار انتخاباتي حاکم بر آمريکا از جمله وجود رايهاي الکترال و نيز قوانين جاري براي ورود به انتخابات موجب شده تا صرفا نمايندگان اين دو حزب بتوانند در انتخابات حضور داشته باشند و سايرين در لواي قوانين انتخاباتي حذف ميگردند.
نکته مهم ديگر در ساختار آمريکا آن است که در درون اين احزاب نيز کانديداها حق آزمودن بخت خود براي رياست جمهوري را ندارند و در ساختاري قابل تامل از چرخه حذف ميشوند. براساس ساختار انتخاباتي آمريکا، افرادي که تمايل به حضور در انتخابات را داشته در درون حزب ثبت نام کرده و به تبليغات انتخاباتي ميپردازند. سپس در پروسهاي زمانبندي شده از هواداران حزب در باب کانديداهاي حزب رايگيري به عمل ميآيد در نهايت دو نفر به مرحله بعدي رسيده که در ماههاي پاياني براساس دستاوردهاي آنان براي کسب آراء درون حزبي، يکي از افراد به عنوان کانديداي نهايي معرفي ميگردد به عبارتي کانديداها نميتوانند در انتخابات نهايي بخت خود بيازمايند و در نهايت يک نفر به عنوان کانديدا در مرحله پاياني حضور مييابد. هر چند که ادعا ميشود اين اقدام براي شکسته نشدن آراء حزب در انتخابات نهايي صورت ميگيرد اما در اصل گرفتن حق افراد براي آزمودن بحث خود در ميان راي تمام شهروندان آمريکايي است چرا که کانديداهاي حزب در انتخابات درون حزبي که برگرفته از راي اعضا و هواداران حزب مذکور است از راه حذف ميگردند و هرگز نميتوانند جايگاه خود را در ميان کل جامعه آمريکا مورد سنجش قرار دهند.
در کنار آنچه در باب فضاي سياسي حاکم بر آمريکا ذکر شد يک نکته قابل توجه وجود دارد و آن تحرکات اخير جوبايدن معاون باراک اوباما رئيسجمهور آمريکا است. در حالي که هيلاري کلينتون وزير خارجه دور اول رياست جمهوري اوباما سعي دارد تا خود را کانديداي نهايي حزب معرفي نمايد گزارش از اقدام جوبايدن براي ورود به عرصه انتخابات حکايت دارد چنانکه وي از واشنگتن خارج و در ساير ايالتها ديدارهايي نيز داشته است. ورود بايدن به عرصه انتخابات يعني اينکه اوباما بايد ميان جو بايدن و هيلاري کلينتون يکي را انتخاب نمايد چرا که براساس ساختار سياسي آمريکا، دو نفر از يک حزب نميتوانند در مرحله نهايي انتخابات حضور داشته باشند. ورود جو بايدن به عرصه انتخابات يک سئوال را در ذهن ايجاد ميکند و آن اينکه آيا اوباما به دنبال سنتشکني جديد در تاريخ آمريکاست و سعي دارد تا مولفهاي جديد از قدرت را به نمايش گذارد که در برخي ديگر از کشورها از مدتها پيش آغاز شده است.
ورود بايدن اين سناريو را تقويت کرده که اوباما به دنبال تکرار سياست پوتين رئيسجمهور روسيه است. سياستي که با يک دور رياست جمهوري مدودوف و بازگشت پوتين به قدرت همراه بود. سياستي که افرادي مانند اردوغان رئيسجمهور ترکيه با اوغلو نخستوزير کنوني وي که زماني سمت وزير خارجه دوران نخستوزير اردوغان را برعهده داشت به دنبال تکرار آن بودهاند. اوباما ميداند که در حوزه سياست داخلي دستاوردي براي مانور انتخاباتي ندارد لذا محور طرحهاي خود را برعرصه سياست خارجي استوار کرده است. تقلاي وي براي تصويب توافق ايران و گروه 1+5 در کنگره آمريکا، اقدامات اوباما در قبال روسيه و چين با محوريت قدرتنمايي در برابر دشمنان اول آمريکا، مجموعه رفتارهاي آمريکا در غرب آسيا و فعاليتهايي که اوباما در حوزه ديپلماسي بينالمللي به راه انداخته نشانگر رويکرد اوباما براي ثبت موفقيتهايي در حوزه سياست خارجي است. دستاوردهايي که در صورت کانديدا شدن بايدن بتواند موقعيت وي را تقويت و به عنوان کانديداي نهايي حزب دموکرات وارد عرصه نمايد. تحولات ماههاي آينده نشان خواهد داد که سناريوي طرح اوباما براي ماندن در قدرت با سياست به رياست جمهوري رساندن بايدن و قرار گرفتن اوباما در مقام معاون رئيسجمهور چقدر جدي بوده و چه ميزان ظرفيت براي تحقق آن وجود دارد.