
اين روزها خريد و فروش پاياننامه تبديل به يك امر عادي در جامعه شده است كه بايد براي آن چارهاي انديشيد اما برخورد با مؤسسههاي پاياننامهنويسي هيچ فايدهاي ندارد و خريد و فروش پاياننامه به دليل ضعف دانشگاههاي كشور رخ ميدهد و با كارهايي همچون لايحه ممنوعيت خريد و فروش پاياننامه كه طي آن با افراد يا بنگاههايي كه اقدام به خريد و فروش پاياننامه ميكنند، برخورد خواهد شد، كاري پيش نميرود.
متأسفانه آقايان الان يادشان افتاده بيايند مؤسساتي را كه پاياننامه مينويسند جمع كنند. مرتب در مطبوعات ميگويند دارند قانون ميگذارند كه اين مؤسسات را ببندند. فكر نميكنند اين كارها چه فايدهاي دارد.
اين كار الان در مؤسسهها انجام ميشود، وقتي مؤسسات را بستند، همين كار را در خانهها انجام ميدهند. به جاي اين كار، استاد بايد ببيند تحقيقي كه ارائه شده از دانشجويش برميآيد يا نه. در جلسه دفاع استادان ميتوانند با سؤالات اساسي كه از دانشجو ميپرسند، بفهمند آن دانشجو خودش كارش را انجام داده يا نه. در همه جاي دنيا همينطور است. بستن دكان مشكلي را حل نميكند. ميگويند «زورش به خر نميرسد پالانش را ميزند» همين است. سيستم آموزشي و دانشگاه بايد درست رسيدگي كند. همچنين استاد بايد وقت بگذارد كه اين مسائل پيش نيايد. وقتي استادها كوپني ميشوند، همين است. وقتي استادان دكتراي آنچناني ميگيرند، نتيجه همين ميشود كه ميبينيد.
*نويسنده و مترجم