کد خبر: 735211
تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۴ - ۱۶:۵۵
زشت و زيباي زندگي خوابگاهي از نگاه دانشجويان
«سال بالايي‌ها به ما ترم اولي‌ها مي‌گفتند مثل برق مي‌گذرد. دوران دانشجويي و زندگي خوابگاهي را مي‌گفتند. اول كه وارد محيط خوابگاه شديم با آن همه سر و صدا، با آن همه اختلاف سليقه، باورمان نمي‌شد روزي از خواهر به هم نزديك‌تر باشيم و برايمان آنقدر دوري هم سنگين باشد.»
مطهره آخوندي

اينها جملاتي است كه زهرا فارغ‌التحصيل شيمي دانشگاه بيرجند در وصف دوران زندگي خوابگاهي‌اش مي‌گويد.

شقايق، رشته نقاشي در الزهرا خوانده و معتقد است كه «داشتن خوابگاه از اين جهت خوب است كه براي رفتن به دانشگاه و كلاس‌ها زمان را از دست نمي‌دهي. همچنين با آدم‌هاي مختلف آشنا مي‌شوي و ياد مي‌گيري با ديگران چگونه ارتباط برقرار كني. با آداب و رسوم و شهرهاي مختلف آشنا مي‌شوي و با فكرها و نظرات همسن و سال‌ها يا بهتر بگويم هم نسلي‌هاي خودت آشنا مي‌شوي.»

حسن كه علوم اجتماعي دانشگاه تهران درس خوانده است، مي‌گويد: «دسترسي سريع‌تر به هم رشته‌اي‌هاي خودت در خوابگاه يك مزيت اصلي است. علاوه بر اين با تخصص‌هاي ديگر نيز آشنا مي‌شوي كه باعث رشد فكري و اجتماعي است.»

مهدي، مديريت رسانه را در دانشكده صدا وسيما به اتمام رسانده است و از خوابگاه اين نكات را ياد گرفته است:«اول از همه اعتماد به نفست بالاتر مي‌رود زيرا بايد از پس خودت بربيايي و تعامل گروهي باعث مي‌شود كه انعطاف‌پذيري‌ات بالاتر برود.»

ريحانه كه زبان انگليسي در دانشگاه قم خوانده است مي‌گويد: «زندگي خوابگاهي به انسان ياد مي‌دهد كه كمتر وسواس داشته باشي و كمك به ديگران را به تو مي‌آموزد. محيط خوابگاه در دوستيابي خيلي كمك مي‌كند. با طيف‌هاي مختلف فكري آشنا مي‌شوي.»

از لحاظ اقتصادي مسلماً زندگي خوابگاهي به صرفه است. چون در اينجا همه چيز دانشجويي حساب مي‌شود. اما همين هزينه كم نيز گاهي باعث دردسر مي‌شود. زهرا دانشجوي الزهرا است و مي‌گويد: «وقتي با هم‌اتاقي‌هايت هماهنگ باشي اتفاقاً خيلي هم خوش مي‌گذرد. ارزان بودن زندگي خوابگاهي باعث مي‌شود كه به صورت جدي دغدغه كار كردن هنگام تحصيل را نداشته باشي.»

يادگيري زندگي جمعي، سازگار شدن با محيط، زندگي به صرفه و دسترسي به كتابخانه نيز از جمله مزايايي است كه خوابگاه‌ رفته‌ها از آنها ياد مي‌كنند. با اين حال، در كنار همه اين خوبي‌ها برخي مشكلات نيز در زندگي خوابگاهي ديده مي‌شود كه بعضي‌ها ترجيح مي‌دهند در خانه دانشجويي زندگي كنند. محدوديت‌هايي كه ديگر در زندگي دانشجويي نيست.

غم غربت در سكوت

«شايد چيزي كه بيشتر از همه آزارت بدهد، دوري از خانواده باشد. تنهايي و اينكه بتواني از پس خودت بربيايي» اين اولين تجربه‌اي است كه خوابگاه به تو ياد مي‌دهد. غربت و تنهايي را در لحظه ورود به خوابگاه تجربه مي‌كنيد. لمس مشكلات از نزديك بدون آنكه خانواده نزديكت باشند و بتواني با تكيه بر آنها از پس مشكلات بربيايي.

صبا كه ابتدا خوابگاه دانشجويان ارشد و دكترا را ديده و سپس به خوابگاه دانشجويان كارشناسي پيوسته است در مقايسه اين دو نوع خوابگاه مي‌گويد:«خوابگاه دانشجويان كارشناسي زمين تا آسمان با دانشجويان ارشد و دكترا فرق دارد. سر و صدا به شدت زياد است و من هم خيلي روي خوابم و درس خواندنم حساس بودم و اين اصلاً دست خودم نبود. خانواده‌‌ كم جمعيت و خيلي آرامي داشتم و عادت به سر و صدا نداشتم. در خوابگاه كسي هم رعايت ديگري را نمي‌كرد. براي درس خواندن به كتابخانه مي‌رفتم كه آنجا بچه‌ها دورهم بگو و بخند مي‌كردند و من تمركز نداشتم. سكوت در خوابگاه‌ها كيمياست.»

رعايت بهداشت نيز از نكات ديگري است كه پونه به آن اشاره مي‌كند. پونه طراحي پارچه خوانده است و مي‌گويد:«در خوابگاه مسئله‌اي كه باعث آزار بود عدم رعايت بهداشت بود. سر و صدا هم كه نگو. به دليل نزديك بودن بيش از حد از لحاظ فيزيكي، حريم خصوصي هم نداشتيم.»

سونامي قليان

حسن نيز معتقد است كه برخي دورهمي‌هاي خوابگاهي جز وقت تلف كردن چيز ديگري در پي نداشته است. نكته‌اي كه امين هم به آن اشاره دارد و مي‌گويد: «دورهمي‌هاي شب، بيشتر با حضور قليان بود. يك اتاق مخصوص نيز براي اين دورهمي‌هاي شبانه اختصاص يافته بود.» گويا قليان كشيدن به صدر تفريحات دانشجويان خوابگاهي تبديل شده است. مسئله‌اي كه 4هزار پزشك در نامه‌اي از آن به عنوان «سونامي قليان» نام برده‌اند و خواستار اين بوده‌اند كه مبارزه با دخانيات و قليان جزو شعارها باقي نماند و اين پديده نامبارك مهار شود. گاهي نيز وسايل دانشجويان به سرقت مي‌رود از گوشي و لپ‌تاپ گرفته تا غذاي داخل يخچال‌ها. اين شكايت معمولي است كه در خوابگاه‌ها از سوي دانشجويان شنيده مي‌شود. البته اين اتفاق‌ها در مجموعه‌هاي خوابگاهي كه امور و مرور سهل‌تر صورت مي‌گيرد بيشتر ديده مي‌شود تا خوابگاه‌هايي كه به شكل سوئيت اداره مي‌شوند.

تعداد نفرات بالا در يك اتاق، رعايت نكردن احوال يكديگر، داشتن هم‌اتاقي وسواسي يا ناسازگار و تغيير محيط از ديگر مسائلي است كه زندگي خوابگاهي با خود در پي دارد.

تفاوت فرهنگي نيز از ديگر مواردي است كه هم جنبه مثبت دارد و هم منفي. پونه معتقد است: «به دليل تغيير محيط، از نظر فرهنگي نيز ممكن است فرد دچار اختلال شود. برخي مسائل به ويژه در پايتخت به صورت عرف درآمده است كه در شهرستان‌ها هنوز به اين شكل رايج نيست. اينكه چند نفر از شهرهاي مختلف و با ويژگي‌هاي فرهنگي متفاوت كنار هم قرار مي‌گيرند باعث مي‌شود كه برخي كج فهمي‌ها به وجود بيايد. بعضي مسائل در يك شهر به يك معنا و در شهر ديگر به معناي ديگر است.»

عدم رعايت بهداشت و داشتن ساختمان‌هاي قديمي، مهمان‌هاي ناخوانده‌اي را به دنبال دارند. ورود سوسك و موش در ساختمان خوابگاهي نيز از مسائلي است كه پاي ثابت خوابگاه‌ها شده است و زندگي مسالمت‌آميزي در چند نسل خوابگاهي با اين حيوانات موذي صورت گرفته است. شايد ابتدا با ديدن لاشه يك سوسك جيغ بكشيد اما در پي تكرار اين صحنه، ياد مي‌گيريد كه با فاصله از آن عبور كنيد. شب‌هاي امتحان و اضطراب آن و تقسيم كارهاي خوابگاهي هم از ديگر مشكلاتي است كه همه خوابگاهي‌ها آن را تجربه كرده‌اند. «فصل امتحانات كه مي‌شد يكسري از رشته‌ها درس‌هاي آسان‌تري داشتند يا امتحان نداشتند و شلوغ مي‌كردند و براي ما كه درس‌هاي سنگيني داشتيم و نيازمند زمان بيشتري براي مطالعه در محيط خلوت بوديم، دردسر عظيم بود. حالا اگر نوبت آشپزي هم در شب امتحان سختي به تو مي‌افتاد كه ديگر قوز بالاي قوز بود.»

به دليل دورهمي‌هاي خوابگاهي امكان سرايت برخي پديده‌هاي اجتماعي ناپسند نيز به سادگي اتفاق مي‌افتد. حسن كه تجربه پنج سال زندگي خوابگاهي در دانشگاه علم و صنعت را داشته است مي‌گويد: «يادم مي‌آيد زماني بحث گلدكوئيست پا گرفته بود. يكي از هم‌اتاقي‌هاي من نيز عضو آنها بود. او ديگري را وارد اين گروه كرد و از اتاق‌هاي ديگر و طبقات ديگر هم عضو شدند. وقتي با هم جلسه مي‌گذاشتند من را از اتاق بيرون مي‌كردند. فكر مي‌كردند يك ساله صاحب يك خودروي مدل بالا مي‌شوند.»

«نوعي آرامش كاذب در خوابگاه فرد را فرا مي‌گيرد. دسترسي و كم بودن هزينه، اين گسست را از جامعه پديد مي‌آورد. فرد با مشكلاتي كه در جامعه است روبه‌رو نمي‌شود. با آنكه نوعي استقلال از خانواده پيدا مي‌كني اما آسايش و آرامش موقتي ايجاد مي‌شود كه فرد را دچار سوء مديريت مي‌كند و اين آرامش را تعميم مي‌دهيم درحالي كه جامعه اينگونه نيست. محيط سربازي واقعي‌تر از محيط خوابگاه است.» زندگي خوابگاهي، تمريني از زندگي مستقل و جمعي است. با همه خوبي‌ها و بدي‌هايش پر از تجربه است. براي نازك نارنجي‌ها مكاني براي پوست كلفت شدن و براي خجالتي‌ها مكاني براي يادگيري روابط اجتماعي است و آنچه از دوران دانشجويي و خاطراتش مي‌ماند به مرور زمان جز خنده‌ها و شادي‌ها چيز ديگري نيست.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار