
به هرحال همه ما در طول روز چند دقيقهاي زمان فراغت داريم. روزهاي آخر هفته زمان فراغت ما به اوج خود ميرسد و هر كس براساس شغلي كه دارد در يك بازه خاص زماني مثل ايام عيد، تعطيلات تابستان و حتي روزهاي قبل از مدرسه ممكن است زمان فراغتش بيشتر هم شود. من فكر ميكنم بيشتر از آنكه ميزان زمان فراغت هركس با ديگري فرق داشته باشد اين مهم است كه هر كدام از ما از فراغتمان چطور استفاده ميكنيم.
من هميشه به مادر دانشآموزها توصيه ميكنم تابستان كه ميشود زمان فراغت بچههاست براساس صلاحديد و دوست داشتن خودتان نرويد بچهها را در كلاسهاي رنگ و وارنگ ثبتنام كنيد، چون بچه تا دوست نداشته باشد چيزي ياد نميگيرد. هميشه توصيه ميكنم زمان فراغت بچهها را آنطور برنامهريزي كنيد كه خودشان دوست دارند و لذت ميبرند. يك عمر نشستم همه را نصيحت كردم كه چطور فراغت كنند چرا؟ چون خودم اصول فراغت كردن را بلدم. اگرچه هم خانهدار هستم هم مادر و هم شاغل اما خاطرم است كه از همان دوران كودكي عشق به آموزش دادن داشتم.
اين علاقه آنقدر قوي و پررنگ است كه بعد از اولين سال مشغول بهكار وقتي خواستم براي تابستانم برنامهريزي فراغتي كنم هركار كردم نتوانستم قيد علاقهام به آموزش دادن را كنار بگذارم. آن سال براي آموزش دادن راهي روستاي اجدادي خودم شدم اما از چند سال بعد به پيشنهاد يكي از همكارانم عضو داوطلب و فعال بسيج فرهنگيان شدم. ديدم علاوه بر من هستند معلمان بسيجي كه آنها هم دوست دارند در ايام فراغتشان آموزش بدهند و بسيج خيلي خوب امكانات مربوط به اين نوع فراغت ما را فراهم كرده است.
الان حدود 10 سال است كه به شكل فعال راهي مناطقي ميشويم كه از قبل بررسي شده و ميدانيم بچهها دسترسي آنچناني به كتاب و آموزشهاي مخصوص دبيرستان و كنكور ندارند. تا جاي ممكن به صورت فشرده، كممطلب اما پرفايده و گزينهاي آموزش ميدهيم. حتي به بچهها ياد ميدهيم كه بعد از رفتن ما در فرصتي كه دارند تا زمان كنكور چطور مفيد درس بخوانند و تست بزنند.
جالب اينجاست كه ما هر سال بعد از اعزاممان جويا ميشويم كه ببينيم بچههاي روستا در كنكور چه رتبههايي كسب كردهاند يا بچههاي راهنمايي و ابتدايي چه پيشرفتهاي تحصيلي داشتهاند. نتايج شگفتانگيز است. باور كنيد اگر ما در شهر تهران سر كلاس برويم و براي بچههاي متمول با ساعتي چند هزار تومان دستمزد آموزش بدهيم چنين نتيجهاي نميگيريم. ميدانيد چرا؟ واضح است چون دوطرف آن كلاس روستاي دورافتاده محروم يك معلم است كه با عشق فراغتش را صرف آموزش كرده و ديگري كودكي است كه خوب معناي نداشتن معلم و نبود آموزش را ميفهمد.
معلم و عضو بسيج فرهنگيان