
تأكيد دوباره دولت روسيه به آسيا به ويژه دو كشور چين و هند و نيز منطقه خاورميانه در پرتو سياست نگاه به شرق مسكو قابل تبيين است. روسيه در دو دهه اخير در چارچوب سياست همگرايي با غرب، تلاش كرد تا روابط نويني با اروپا و امريكا برقرار كند، به نحوي كه اتحاديه اروپا بزرگترين شريك تجاري آن بهشمار ميرفت. قبل از گسترش بحران اوكراين، دوره طلايي روابط روسيه و غرب بود و مسكو تعاملات قابل توجه اقتصادي، تجاري، مالي و حتي نظامي و تسليحاتي با شركاي غربي خود به ويژه فرانسه، ايتاليا و آلمان برقرار كرده بود و پروژههاي متعددي توسط روسيه و اين كشورها در حال اجرا بود. با اين همه بحران اوكراين و تنش فزاينده بين دو طرف بر سر اوكراين باعث شد تا روابط مبتني بر همكاري و شراكت روسيه و غرب به روابطي خصمانه و واگرايانه تبديل شود. اكنون روسيه در چارچوب تغيير كلي رويكرد خود و در چارچوب سياست نگاه به شرق، نه تنها در ابعاد مالي و اقتصادي، صنعتي و انرژي و نظامي، تسليحاتي به آسياي شرقي به ويژه چين و هند توجه خود را متمركز كرده بلكه سعي دارد با خاورميانه، امريكاي لاتين و در وهله بعد با ديگر مناطق روابط نزديك برقرار كند. اين رويكرد مسكو برخلاف ادعاي محافل غربي درباره بيتوجهي روسيه به منافع خود در خاورميانه و حتي رها كردن برخي متحدين خود در اين منطقه است. در واقع اخيراً شاهد تحركات مهمي از جانب روسيه در زمينه ايجاد روابط نزديكتر با سه كشور خاورميانه يعني سوريه، ايران و عراق بودهايم. با اين همه روسيه اخيراً توجه خاصي به سوريه نشان داده است كه به آن اشاره ميشود.
تحركات اخير روسيه در قبال سوريه
در ماههاي اخير روسها توجه خاصي به مسئله سوريه نشان داده و حتي برگزاري چند نشست بين اپوزيسيون و دولت سوريه در مسكو در اين چارچوب قابل تحليل است. در اين راستا گزارشها حاكي از برگزاري سومين نشست در مسكو است كه در آن همه طرفهاي بحران سوريه حضور خواهند داشت تا نظرات، افكار و ديدگاههاي سياسي خود براي حل سياسي بحران سوريه را مطرح كنند. در اين راستا همچنين شاهد استقبال روسيه از بيانيه طرح صلح سوريه در شوراي امنيت بوديم. ديپلماتهاي غربي نگران بودند كه اين بيانيه نيز با وتوي روسيه ناكام بماند. در عين حال وزير خارجه روسيه تأكيد كرده كه پافشاري بر بركناري اسد از قدرت براي كشورش غيرقابل قبول است. اين در حالي است كه تحركات اخير ديپلماتهاي روس براي حل بحران سوريه، تفاهم كامل بين مسكو و تهران و ادامه اختلافها با واشنگتن و رياض را نمايان كرده است.
در عين حال روسيه در ديگر عرصهها نيز نشان داده كه كماكان به حمايت جدي از دولت سوريه متعهد است. به ويژه اقدام اخير روسيه در تحويل جنگندههاي «ميگ 31» و موشكهاي ضد زره «كورنت» در اين راستا قابل ارزيابي است. روسيه با اين كار اعلام كرد كه در كنار حمايت سياسي به حمايت نظامي از دمشق متعهد است. اين اقدام روسيه در حالي صورت ميگيرد كه برخي از كشورها ادعا ميكردند كه موضعگيري روسيه در قبال سوريه بهخاطر منافع اين كشور با امريكا و كشورهاي ديگر تغيير كرده است. اين خبرها و پيشبينيها با اظهارات تند وزير امور خارجه عربستان در مورد رئيسجمهوري سوريه و سكوت مقامهاي روسي به اين اظهارات و نيز ميزباني روسيه از گروههاي مخالف دولت قانوني سوريه براي برگزاري كنفرانس جديدي در مسكو بيشتر قوت گرفت. با اين همه پرسشي كه درخصوص موضعگيريها و اقدامهاي اخير روسيه در قبال سوريه مطرح است اين است كه مسكو با تحويل اين جنگندههاي پيشرفته خود به دولت و ارتش سوريه، آن هم در شرايط كنوني و در اين برهه زماني خاص چه اهدافي را دنبال ميكند و قصد ارسال چه پيامهايي به طرفهاي منطقهاي و بينالمللي دارد؟ هر چند اين نخستين بار نيست كه روسيه به سوريه همپيمان منطقهاي خود كمك نظامي ميكند اما اين اقدام روسيه در اين زمان پاسخي به ادعاهاي غرب است كه مسكو دست از حمايت و ياري همپيمانان خود برنميدارد. در عين حال تحويل اين هواپيماها از جانب روسيه با توجه به مقدورات آنها نه فقط به معناي افزايش قابل توجه قدرت هوايي سوريه بلكه بهمنزله هشداري به دشمنان منطقهاي سوريه محسوب ميشود. در واقع ميگ 31 تواناترين هواپيماي رهگير روسيه است كه قابليت درگيري همزمان با چندين هدف را دارد؛ رادار نيرومند زاسلون مهمترين عامل برتري ميگ 31 است. رادار زاسلون در حال حاضر توان كشف اهداف تا فاصله 200 كيلومتري را دارد. چهار فروند ميگ 31 در كنار هم ميتوانند منطقهاي به عرض 900 كيلومتر را اسكن كنند و اين جنگنده ميتواند به راحتي نقش يك آواكس را نيز براي نيروي هوايي سوريه ايفا كند. اين رادار توان شناسايي 24 هدف و درگيري همزمان با شش هدف را دارد. جستوجوگر فروسرخ اين هواپيما نيز ميتواند اهداف را در فاصله 60 كيلومتري كشف كند. بدين ترتيب نيروي هوايي تركيه و نيز رژيم صهيونيستي با مخاطرات بزرگي در صورت تلاش براي تجاوز به حريم هوايي سوريه مواجه خواهند شد.
اهميت سوريه براي روسيه
سوريه از جهات مختلفي براي روسيه اهميت دارد. در واقع روسها در چند سال اخير شاهد بودهاند كه متحدين سنتي اين كشور در خاورميانه يكي پس از ديگري از دايره نفوذ آن خارج شده و غرب جاي روسيه را گرفته است. مثال بارز اين مسئله غفلت مسكو از مسئله ليبي بود كه در سال 2012 با مداخله هوايي ناتو به نفع مخالفان، رژيم قذافي سرنگون ودر مرحله بعد قراردادهاي تسليحاتي و اقتصادي بين روسيه و ليبي لغو شد. با توجه به اين تجربه، مسكو در بحران سوريه موضع قاطعانه از دولت سوريه را درپيش گرفت، هر چند كه اين حمايت و پشتيباني با برخي نوسانات همراه بوده است. با اين حال مسكو به طور آشكار در اين مقطع زماني با توجه به بازتعريف اهميت خاورميانه موضع حمايت جدي از سوريه را اتخاذ كرده كه نماد آن تحويل هواپيماي جنگنده رهگير دوربرد ميگ 31 به دمشق است. در عين حال با توجه به اينكه پايگاه دريايي طرطوس در ساحل مديترانهاي سوريه تنها پايگاه دريايي روسيه در خارج از مرزهاي اين كشور است، لذا روسيه مصمم است به هر قيمت ممكن اين پايگاه دريايي را كه براي تحرك اقيانوسي نيروي دريايي روسيه اهميت حياتي دارد حفظ كند. در واقع تحليلگران بر اين عقيده هستند كه يكي از دلايل حمايت روسيه از حكومت سوريه در جنگ داخلي اين كشور اين است كه روسيه نميخواهد تنها پايگاه دريايي خود در درياي مديترانه را از دست بدهد. روسيه از اين پايگاه دريايي براي انجام تعمير و نگهداري ناوها و نيز به عنوان پايگاه مراقبتي ناوگان خود، بخصوص براي كشتيهاي جنگي ناوگان درياي سياه، بهره ميبرد. روسيه با موافقت سوريه، اين پايگاه دريايي خود در ساحل مديترانهاي سوريه را در سالهاي اخير توسعه داده و ناوهاي رزمي روسيه براي انجام عمليات دريايي در درياي مديترانه و درياي سرخ از اين پايگاه استفاده ميكنند. اين در حالي است كه با وجود ادامه جنگ داخلي در سوريه، مقامات ارشد نظامي روسيه كماكان بر حفظ پايگاه دريايي خود در سوريه تأكيد دارند. پايگاه دريايي طرطوس تنها نقطه سوختگيري ناوهاي روسيه در درياي مديترانه محسوب ميشود. بدون در اختيار داشتن اين پايگاه دريايي، ناوهاي رزمي روسيه ناچار هستند تا براي مسائل لجستيكي، نگهداري و تعميرات و نيز سوختگيري به پايگاههاي نيروي دريايي روسيه در درياي سياه بازگردند. اين در حالي است كه با توجه به اوجگيري اختلاف روسيه و غرب بر سر بحران اوكراين و افزايش قابل توجه حضور نظامي ناتو در غرب درياي سياه، اكنون ناوگان درياي سياه روسيه براي حفظ اقتدار دريايي روسيه در اين منطقه حساس از اهميت افزونتري برخوردار شده است. در عين حال ناوگان درياي سياه براي عمليات در آبهاي بينالمللي نيازمند حفظ پايگاه دريايي طرطوس در مديترانه است.