مسئلهاي كه همه دانشجويان دانشگاه آزاد فارغالتحصيل از واحد علوم تحقيقات درگير آن هستند و به نوعي درد مشترك دانشجويان تمام واحدهاي دانشگاه آزاد است، افزايش بيضابطه شهريههاي اين دانشگاه است به طوري كه در حال حاضر اين افزايش شهريه از 500 هزار تومان براي دانشجويان علوم انساني تا 3 ميليون تومان براي دانشجويان پزشكي است كه واقعاً شرايط سختي را براي دانشجويان و خانوادههايشان ايجاد كرده است. متأسفانه از آنجا كه بر دانشگاه آزاد و مخصوصاً مسائل مالي آن هيچگونه نظارتي صورت نميگيرد و مديران دانشگاه به هيچ نهادي پاسخگو نيستند، بدون منطق و بدون آنكه هيچ سنجش صحيحي باشد دانشجويان وارد دانشگاه آزاد ميشوند به طوري كه خيلي از رشتههاي كارشناسي در دانشگاه آزاد بدون كنكور دانشجو ميپذيرند و چون دانشجويان شهريه ميپردازند چندان براي دانشگاه مهم نيست كه چگونه وارد دانشگاه آزاد ميشوند و مديران دانشگاه هم كه به قول دانشجويان به دانشجو به چشم اسكناس نگاه ميكنند، مشتاقانه دانشجو جذب ميكنند و شهريهها را بيضابطه افزايش ميدهند. اين درحالي است كه با توجه به شهريههاي بسيار بالايي كه از دانشجويان اخذ ميشود امكانات آموزشي دانشگاه به هيچ وجه متناسب با مقدار شهريه نيست. اين مسئله وقتي بيشتر به چشم ميآيد كه دانشجويان رشتههاي فني و پزشكي براي دروس آزمايشگاهي و عملي خود با مشكلات عديدهاي روبهرو ميشوند. علاوه بر مسئله امكانات آموزشي به علت توسعه غيرمنطقي دانشگاه آزاد اين دانشگاه مجبور است براي دانشجويان خود تعداد زيادي استاد جذب كند و با توجه به تعداد محدود هيئت علمي مجرب، دانشگاه آزاد رو به استفاده از دانشجويان دكتري و فارغالتحصيلان كارشناسي ارشد آورده است كه به نوعي ظلم در حق دانشجويان است چراكه اين عزيزان به تدريس به چشم يك منبع درآمد نگاه ميكنند در حالي كه استاد دانشگاه بايد در كنار تدريس در دانشگاه با مشاركت دانشجويانش پژوهش داشته باشد كه اين مسئله مغفول مانده است. مسئله بعدي چالش آزادي در دانشگاه آزاد است. متأسفانه در دانشگاه آزاد كه پسوند اسلامي را هم يدك ميكشد آزادي فقط براي مواردي تعريف ميشود كه خللي به موقعيت و مواضع سياسي مديران اين دانشگاه وارد نكند. به عنوان مثال در مسئله حجاب، وضعيت بد حجاب در دانشگاه آزاد مشكلي را ايجاد نميكند اما يك كرسي آزادانديشي در اين زمينه را خطرآفرين تلقي ميكنند يا فعاليت تشكلهاي قارچگونه كه همواره براي مديران اين دانشگاه هم دردسرآفرين بودهاند آزاد است ولي بنا به دستور رياست بسيج بايد محدود شود، حالا چرايياش را بايد در مواضع مديران جستوجو كرد كه چرا براي برخي، آزادي از هر نظر وجود دارد تا آنجا كه در جشنهايشان خلاف قوانين و مقررات ميتوانند برقصند اما اگر عدهاي بخواهند در برخي موضوعات كرسي آزادانديشي برگزار كنند يا چند سؤال بپرسند بايد محدود و محكوم شوند!
*مسئول بسيج دانشجويي دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات تهران