کد خبر: 733692
تاریخ انتشار: ۲۵ مرداد ۱۳۹۴ - ۱۶:۲۲
ضرورت بازتعريف كار خير در جامعه امروز ما
اول صبح وقتي مي‌خواهي بدون خودروي شخصي سر كار بروي اگرچه به رفع آلودگي هوا و مديريت مصرف سوخت در جامعه كمك مي‌كني ولي خودت را بايد براي عبور از يكي از سخت‌ترين مراحل زندگي‌ات آماده كني و آن هم استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي است.
‌ محمد‌مهدي نيك‌ضمير

سوار شدن در بي‌آر‌تي آن هم در ساعات اوليه روز پهلوان مي‌خواهد اما خب رفتن به سر كار يا دانشگاه و مدرسه موجب شده تا خيلي از ما در اين زمينه به مهارت‌هاي لازم دست پيدا كنيم و با مصائب بسيار بتوانيم خودمان را در بي‌آر‌تي جا بدهيم اما خيلي وقت‌ها در چنين مرحله‌اي با صحنه‌اي مواجه مي‌شويم كه نشان دهنده كمرنگ شدن فرهنگ نوعدوستي و احترام به ارزش‌هاي انساني در ميان جامعه است.

 

‌ اتوبوس مال من است!

مادر جواني كه معلوم است در ايستگاه اول سوار ماشين شده خودش روي يك صندلي نشسته و كودك 4- 3 ساله‌اش را هم در كنار خود روي صندلي ديگري نشانده است. درست در شرايطي كه اتوبوس گوش تا گوش پر است و در بين اين همه جمعيت خيلي وقت‌ها با افراد مسن و ناتواني مواجهيم كه تواني براي سرپا ايستادن ندارند. اين را مي‌تواني از اين پا و آن پا كردن‌ها و گاه خم و راست شدن‌هايشان متوجه شوي. اصلاً خيلي وقت‌ها نيازي نيست حركاتشان را زير نظر بگيري. چشم‌هاي كم فروغ و چهره تكيده‌شان نشانه مي‌دهد كه اين بزرگ‌ترهاي دوست‌داشتني زحمات خود را كشيده‌اند و بخشي از دستاوردهاي جامعه امروز مرهون و محصول تلاش و كوشش آنهاست. اما در برابر اين صحنه مادر جواني كه فرزندش را در كنار خود نشانده روبه‌رويش را نگاه مي‌كند و كوچكترين توجهي به خانم مسني كه كمي آن‌سوتر كم‌كم دارد از پا مي‌افتد ندارد. اين در حالي است كه مي‌تواند فرزند 4- 3 ساله‌اش را روي پا بنشاند و جايش را به آن خانم بدهد اما در عمل خيلي وقت‌ها چنين اتفاقي نمي‌افتد. حتي در برخي موارد كه دو بچه همراه يك مادرند، هر كدام از بچه‌ها روي يك صندلي مي‌نشينند و اگر بچه‌هايي كه كمي عقل رس‌تر هستند بخواهند از جايشان بلند شده و صندلي‌شان را به يك بزرگ‌تر و فردي مسن تقديم كنند با چشم غره مادر مواجه مي‌شوند.

‌ نوعدوستي مردم ايران

مردم كشورمان هنوز هم به نوعدوستي و گذشت مشهورند. خيلي وقت‌ها هم مي‌توان نشانه‌هاي اين نوعدوستي را ديد. به خصوص مواقعي كه احساسات انسان دوستانه آنها به نوعي جهت‌دهي شده و مديريت مي‌شود. نمونه چنين نوعدوستي‌هايي را مي‌توان در مقاطعي همچون ماه مبارك رمضان، ماه محرم و ايامي كه دوز معنويت جامع بالاتر مي‌رود مشاهده كرد. جشن‌هاي نيكوكاري و عاطفه‌ها هميشه با نقش‌آفريني بي‌نظير مردم كشورمان به صحنه‌اي از نمايش خوبي‌ها و انسانيت تبديل مي‌شود.

همچنانكه در ماه مبارك رمضان و شب‌هاي قدر خيل جماعتي را مي‌بينيم كه به دنبال محفلي براي انجام كارهاي خير هستند و به هر شكلي نوعدوستي خود را نشان مي‌دهند. نمونه‌اش همين طرح‌هاي اكرام ايتام كميته امداد امام خميني(ره) است كه در يك حركت عظيم مردمي بسياري از ايتام نيازمند تحت پوشش كمك‌هاي مردم عادي قرار مي‌گيرند و هر كس به اندازه وسع و توانايي خود تلاش مي‌كند تا در اين ميانه سهمي ببرد و اثر خيري را از خود به جا بگذارد. با تمام اينها اما در برخي موارد شاهد آن هستيم همين مردمي كه در برخي مقاطع و صحنه‌ها براي انجام كارهاي خير و كمك به ديگران مي‌كوشند تا از يكديگر گوي سبقت را بربايند در برابر كارهاي خير كوچك اما با ارزش بي‌تفاوتند و انگار نه انگار كه مي‌توانند با كمترين كار و حركتي نوعدوستي خود را به اثبات برسانند.

‌ كارهاي خيري كه از كنار آن عبور مي‌كنيم

نمونه‌اش همين بلند شدن جوانان يا در آغوش گرفتن كودكان و جا دادن به يك فرد مسن‌تر در اتوبوس يا مترو كه مصداق انجام يك كار خير ساده و بي‌دردسر است كه مي‌تواند براي فردي كه اين كار خير را انجام مي‌دهد بركات زيادي داشته باشد و روحش را رشد دهد. با وجود اين مشاهده چنين رفتارهايي كه يك خانم جوان حاضر نيست صندلي فرزند كوچكش را به يك خانم مسن بدهد يا اينكه افراد خيلي جوان هدفون در گوش گذاشته و روي صندلي مترو يا اتوبوس نشسته‌اند و افراد مسن و ناتوان ايستاده‌اند صحنه‌هايي است كه نوعدوستي و ارزش مداري جامعه ما را زير سؤال مي‌برد و تصوير ناخوشايندي از فضاي كنوني جامعه را به ذهن بيننده متبادر مي‌سازد.

اما آيا واقعاً انسان دوستي در جامعه ما كمرنگ شده است؟ آيا به راستي نسل جديد يعني دهه هفتادي‌ها و دهه‌هاي بعدي آن و نسلي كه بيشترشان تك فرزند يا نهايتاً دو فرزند هستند با تربيتي متفاوت وارد جامعه شده‌اند و افرادي مسئوليت‌پذير، ‌نوعدوست و ارزش‌مدار نيستند؟

‌ بد شده‌ايم‌؟!

با نگاهي به رفتار متفاوت همين افراد در شرايط متفاوت نمي‌توان اينگونه نتيجه گرفت كه نسل جديد ما نسلي بي‌تفاوت، ‌لوس و از خود راضي هستند كه احترام به بزرگ‌تر و ارزش قائل شدن براي مفاهيم و سنت‌هاي جامعه را در نظر نمي‌گيرند، چراكه همين جوانان در غالب گروه‌ها و نهادهاي خيريه گرد هم مي‌آيند و به نيازمندان كمك مي‌كنند و پاي ثابت بسياري از فعاليت‌هاي عام‌المنفعه هستند. مشكل اينجاست كه ما بسياري از مفاهيم را به درستي متوجه نشده‌ايم.

‌ تجديد نظر در مفهوم كار خير

مادرم هميشه مي‌گويد: «‌ثواب روي زمين ريخته كسي نيست جمعش كنه»‌. براي انجام كارهاي خوب حتماً لازم نيست به سراغ يك خيريه يا انجمن حمايت از بيماران سرطاني برويم و چك‌هايي با مبالغ بالا بكشيم و اهدا كنيم. خيلي وقت‌ها برداشتن يك پوست موز از سر راه مردم مي‌تواند يك كار خير به شمار برود و از فاجعه‌اي كه با زمين خوردن فردي كه اين پوست موز ممكن است زير پايش برود جلوگيري كند. يا همين كه جواني صندلي خود در اتوبوس يا مترو را به يك فرد مسن‌تر يا ناتوان تقديم كند يك كار خوب است و انجام هر كار خوبي بيش از هر چيز روي روح و روان خود ما اثر مي‌گذارد و روحمان را بزرگ مي‌كند و بديهي است كه در چنين شرايطي احساس خوشايند‌تري را تجربه مي‌كنيم.

قديمي‌ها انگار نگاه دقيق‌تري به انجام كارهاي خير داشتند و همين دايره گسترده كارهاي خير موجب مي‌شد تا حواسشان باشد سر ظهر بچه‌ها در كوچه و خيابان سر و صدا راه نيندازند تا همسايه‌ها بتوانند استراحت كنند يا اگر زن بچه‌دار يا بارداري وارد اتوبوس شد سريع جاي خود را به او بدهند. اگر همسايه‌اي غذاي عطر داري درست مي‌كرد حتماً براي همسايه‌هاي كنار دستي‌اش تكه‌اي از اين خوراك را مي‌فرستاد و بسياري از رفتارهاي قشنگ ديگر كه حالا كم‌كم دارد رنگ مي‌بازد. از همين رو انگار لازم است يك بار ديگر كار خير را براي خودمان تعريف كنيم ‌همچنان كه مسئولان فرهنگي جامعه نيز مي‌توانند مردم را براي انجام كارهاي خير بهتر ساماندهي كنند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها